هشدار! میخواهند شیعه را طالبان جدید معرفی کنند
چکیده :شیعه قربانی منطقی است که با حرم شریف عسگریین (ع) آن جنایت عظیم را مرتکب شد. اینک آن روی سکه ی همان منطق، در پشت این توهین ها نیز نهفته است، گرچه صرفا در لابلای زرورقی از مدرنیسم خود را پیجیده است. در نقطه ی مقابل، منطق امامان معصوم شیعه (ع) قرار دارد که منطقی جهانی و بی بدیل است و اگر چنان که هست، همت به شناخت و بیان آن بندیم و در دامن حاشیه ها گرفتار نشویم به عنوان مطمئن ترین پناه گاه معنوی، امید همگان خواهد بود و وهن کنندگان ناچیز را در هاضمه ی منطق استوار خود هضم خواهد کرد. باید هشیار بود که با تمرکز بر کیفیت و حدود واکنش شیعیان، در دوره ای که طالبان و القاعده نمادهای بی قاعدگی، بی منطقی و بی مرزی معرفی شده اند، با ترفند های رسانه ای و بزرگنمایی برخی حواشی، عمق استدلال و منطق قوی شیعه را به سخره نگیرند و شیعه را طالبان جدید معرفی نکنند....
ابوالفضل فاتح
در دوران تمدن جدید و عصر اطلاعات و تکنولوژی که بشر جلوه هایی از ‘اعلا علیین’ خود را به آفرینش رسانده است، ظهور حفره های سیاه ‘اسفل السافلین’ توهین به مقدسات، غم انگیزترین تجربه های معاصر است. آغاز این عصر، دو جنگ عالم سوز با جنایتی عظیم علیه بشریت را به چشم دیده و اینک دو سه دهه است که جنایت علیه معنویت را تقریر می کند. یک روز توهین به ساحت قرآن کریم، یک روز اسائه ادب به محضر پیامبر رحمت (ص) و اینک جسارت به آل علی (علیهم السلام).
غرب دو چهره دارد: توسعه یافته و در بربریت مانده. غرب توسعه یافته خود میراث بشری است که اسلام و ایران هم در آن نقش داشته اند. این غرب، گرچه با تناقضات عدیده ای مواجه است و تاریخی از استعمار و تحقیر نسبت به دیگران را در کارنامه دارد، اما در میان خود تا حد زیادی درب های آزادی را باز و درب های آنارشی را بسته است. تلاش کرده، زشتی تحمیل را بفهمد و صدای شکستن استخوان های آزادیخواهان و استقلال طلبان و دانشمندان و هنرمندان خود را در زیر تازیانه های تحجر فراموش نکند. ارزش خلاقیت، انعطاف و شفافیت را می داند. تحقیر، تعرض و توهین را می شناسد و در نظام حقوقی خود سختگیرانه ترین مجازات را برای تعرض به حریم حقوقی و خصوصی افراد ترسیم کرده است. میراٍث فرهنگی را به رسمیت می شناسد و تلاش داشته آنچه را در تاریخ خود از آن برخوردار نیست از اقصای عالم در موزه های خود فراهم آورد و به دقت محفوظ دارد. ارزش همزیستی فرهنگ ها را که لازمه ی آن احترام به ارزش های معنوی ملتهاست می داند و تلاش مضاعفی داشته است تا هاضمه ای قوی نه تنها از تحمل بلکه از تکریم شرق در غرب را به تصویر کشد و افتخار خود را چند فرهنگی بودن بنامد و البته حتی اگر بعضا به خدا باور نداشته، عاقلانه منافع خود را در دل این همه دیده است.
به یاد می آورم که در سال 1378 کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل به عنوان نمادی از احترام به عقاید و باورهای ایرانیان و البته سمبل مدارا و عطوفت و حقوق بشر چگونه مضمونی از نامه ی امام علی (ع) به مالک اشتر را با افتخار قرائت می کرد.
“اى مالك، … و چون نيكوكاران را از سخنانى كه خدا به زبانشان جارى مى فرمايد مى توان شناخت، پس بايد بهترين اندوخته تو، رفتار و كردار خداپسندانه و شايسته ات باشد، و بر هوا و خواهش خويش، مقتدر و مسلط باش، و نفس خويشتن را از آنچه برايت روا و حلال نيست، سخت بدور دار، …. و همواره دلت را از مهر رعيت آگنده و با لطف و محبت ورزيدن به آنها مالامال نما، و با آنان به مهربانى بياميز، … زيرا آنان دو دسته اند: يا با تو برادر دينيند يا در آفرينش مانند تو مى باشند، ….“
اما آتش شرم سیاه توهین به مقدسات ادیان که از غرب زبانه میکشد و مدتی است وجه جدیدی به خود گرفته است، مربوط به چهره ی دیگر غرب است. همان که جنگ و خشونت و نفرت را صادر می کند و مفهوم تمدن را با تسلط اشتباه گرفته است و بشر را خارج از مرزهای غرب تنها حیوان ناطق می بیند. اینان همان دسته از غربیان یا غرب نشینانی هستند که دچار فروپاشی معنوی و اخلاقی شده و جهان را از سرعت انحطاط خود به تعجب واداشته اند، اما با برنامه ریزی و توفق بر بسیاری از گلوگا ه های سیاسی و رسانه ای توانسته اند دست بالا را در معادلات فرهنگی و سیاسی جهان داشته و بقای خود را در شکستن هنجار های دیگران و عرفی ساختن ناهنجار های خود تداوم بخشند و البته به نام مظلوم آزادی و منشور حقوق بشر کار خود را پیش برده اند. بی تردید تعرض به ارزش های معنوی و الهی مسلمانان نیز که مورد احترام و تکریم همه ی ادیان است، ساخته و پرداخته ی همین جریان هنجار شکن اما با برنامه است و بسیاری از توهین کنندگان سیاه بخت، بازیچه ای بیش نیستند. براستی اگر ارزشهای اخلاقی و معنوی ادیان توحیدی در جهان پای برجا و حاکم بماند، و انسان تعهد به معنویت، حریت و دانایی را اساس و اصل بداند، جریان هنجار شکن جهانی بقا و دوام خود را چگونه تضمین و سلطه ی خود را بر خداباوران و منابع آنان تحمیل خواهد کرد؟
اینان بیست و اندی سال پیش که با تداوم انقلاب و اشاعه ارزشهای امام خمینی (ره) ، رویش دوباره ی ارزش های اسلام را در جهان حتمی می دیدند، شخصیت پیامبر اکرم (ص) را نشانه رفتند تا به زعم غلط خود با تخریب چهره ی ملکوتی ایشان، باورهای جوانان مسلمان را ازریشه خشکانده و پیوندشان به آن روح عظیم و آموزه های حیات بخش و ابدی اش را قطع کنند. محاسبه ی آنان از واکنش جهان اسلام سطحی و ناشیانه بود و در نتیجه صفی واحد از مسلمانان به رهبری امام خمینی (ره) سازمان یافت، به گونه ای که لندن شاهد بزرگترین راهپیمایی مسلمانان در تاریخ معاصر اروپا بود.
در پی وقایع تروریستی یازدهم سپتامبر نیویورک و هفتم جولای لندن و فضای رسانه ای، سیاسی و عاطفی سنگین پس از آن جنایت کور، طراحان فرصت را برای تعرض مجدد به اسلام فراهم دیدند و این بار قرآن و پیامبر (ص) به عنوان عالی ترین مقدسات مسلمین به شکلی متناوب مورد تعدی قرار گرفت. به رغم فضای نامناسب سیاسی پس از یازده سپتامبر ، جنگ های تحمیلی منطقه ای و احاطه ی کم سابقه ی رسانه های غربی که بخش بزرگی از مسلمانان را تا حدی به انفعال کشانده بود، این بار نیز واکنش مسلمانان جدی و یک دست بود. جریان هنجار شکن غرب نتوانست علی رغم توهین های پی در پی، موضوع را برای مسلمانان عادی سازی کرده و همچون بسیاری دیگر از ناهنجارهای عرفی شده ی خود، عرفی سازی کند.
دوران اخیر، دوران طلایی شیعیان است. ایران، عراق، لبنان، بحرین، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، قطیف، یمن ، مصر و حتی قلب اروپا و آمریکا، نمونه هایی از شکوفایی رو به رشد شیعیان را به تصویر کشیده اند. شیعیان در سده های اخیر هرگز به چنین مرتبه ای نرسیده بوده اند. قدرت اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، علمی و رسانه ای شیعیان به همراه منطق، پویایی و زنده بودن این مذهب، شرایط جدیدی پدید آورده و شیعه را به موتور محرکه ی اسلام تبدیل ساخته است. لذا قابل درک است که چرا به ناگاه نماد های تشیع این چنین وسیع و بی محابا هدف قرار می گیرد. از یک سو طراحان بر این باورند که تمرکز بر بخشی از مقدسات مذهبی شیعیان به جای تمرکز بر مقدساتی مثل قرآن کریم و پیامبر (ص) که مورد اتفاق مسلمانان است، سبب نوعی شکاف در میان مسلمین شده و با نظاره گری احتمالی بخش بزرگی از اهل تسنن، صرفا شیعیان وادار به واکنش خواهند شد و زمینه ی بهتری برای هنجار شکنی خواهد بود. از سوی دیگر ، یکی از ناشناخته ترین و مظلوم ترین امامان شیعه یعنی حضرت امام علی نقی (ع) را از مدت ها پیش هدف گرفته اند تا با سوء استفاده از کم اطلاعی برخی مخاطبان حتی واکنش شیعیان را نیز به حداقل برسانند. روشن است که آنان نمی توانستند از امام حسین (ع) یا حضرت زهرای اطهر (س) و یا امام علی (ع) آغاز کنند. طبیعتا دامنه ی واکنش بسیار فراتر بوده و طراحان به مقصود پیشروی تدریجی خود نائل نمی شدند. آنان بر این باورند که اگر پیش بینی شان درست باشد و توهین به یکی از امامان شیعه عادی سازی شود، زمینه به تدریج برای تعریض به مقدسات دیگر شیعه نیز فراهم خواهد شد و در این صورت شیعه در ابتدای دوران طلایی اخیر خود، از درون مواجه با فرسودگی و کم باوری و تردید جوانانش خواهد بود. در این میان البته باید هشیار بود که سوی دیگر نظر طراحان نیز تمرکز بر کیفیت و حدود واکنش شیعیان است تا در دوره ای که طالبان و القاعده نماد های بی قاعدگی، بی منطقی و بی مرزی معرفی شده اند با ترفند های رسانه ای و بزرگنمایی برخی حواشی، عمق استدلال و منطق قوی شیعه را به سخره بگیرند و شیعه را طالبان جدید معرفی کنند.
تاکنون واکنش های جدی و هشدار دهنده ای در ایران از سوی مراجع عظام و دلسوزان تشیع فارغ از هرگونه گرایش سیاسی صورت گرفته است. این سطح البته طبیعتا قابل پیش بینی ترین واکنش شیعیان بوده است. در سطوح و عرصه های دیگر فرهنگی برای پیشگیری از توهین به مقدسات و نفی فرهنگ اهانت و تمسخر چه تدبیری اندیشه شده و تا چه اندازه عمومیت یافته است؟ تا چه اندازه شیعیان دیگر کشورهای جهان نسبت به حساسیت موضوع وقوف یافته اند؟ دیگر مسلمانان چطور؟ تا چه میزان به تولید محتوا و پاسخ و استدلال از منابع غنی شیعه پرداخته و از فرصت ها بهره گیری شده است تا هم شناخت گسترده تری از مقدسات دینی فراهم شده و هم کم اطلاعان به تور طراحان گرفتار نشوند؟ براستی چرا باید بسیاری از امامان معصوم ما (ع) که اهل بیت پیامبرند، همچنان ناشناخته بمانند ؟ در این مسیر از گروه ها، رسانه ها و جوانان عزیز انتظار می رود که در صیانت از حقیقت زنده و پویای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و میراث معنوی شیعه، سهم فرهنگی خود را نادیده نگیرند و مقهور و تسلیم هنجارسازی تحمیلی و مجازی اقلیت دین زدای حهانی نشوند و از هر فرصت واقعی و مجازی با شیوا ترین و متعالی ترین بیان برای یادآوری ارزشهای متعالی توحیدی و انسانی که در معارف حقه ی اهل بیت (علیهم السلام) است، بهره گیرند و مراقب باشند در دام توجیهات منفعلانه یا سیاسی گرفتار نشوند. اهانت اهانت است و گرایش سیاسی افراد نباید تاثیری در محکومیت اهانت بگذارد. کسی را هم نمی توان و نباید به دلیل سیاسی از مشارکت در دفاع از حقیقت بازداشت. پیروی ائمه هدی (ع) ملک طلق کسی نیست که دفاع از حریمشان مختص فرد خاصی باشد. این وظیفه ای همگانی است و باید با دقت و هوشمندی همین تهدیدات را به فرصتی برای معرفی مکارم امامان معصوم (علیهم السلام) و حقانیت شیعه تبدیل کرد.
طراحان به آسانی از مسیر خود بازنخواهند گشت و هنجار شکنی و تزریق بی غیرتی دینی را برنامه ی مداوم خود خواهند داشت. فردا از در دیگری وارد خواهند شد. باید با بیداری و پیش بینی به نگرش، منطق و قاعده ای که بهترین و جامعترین پاسخ را دریافت کند، رسید. شیعیان نیازمند همدلی، تبادل نظر و همفکری و هم افزایی بیشترند. بر ساحت مبارک ائمه (علیهم السلام ) غباری نخواهد نشست، اما این صحنه ها، صحنه های آزمایش شیعه بودن است که عبور موفق و متین از آن توفیق می خواهد. از دولت های اسلامی و دولتمردان شیعی نیز انتظار می رود که اقدامات لازم برای حقوقی ساختن حفظ حریم میراث معنوی ادیان به ویژه محمد (ص) و آل محمد (علیهم اسلام) را در سازمان های بین المللی کاروِیژه ی خود قرار دهند تا هر کس به خود اجازه ندهد با جنایت علیه معنویت، دل میلیونها انسان را به درد آورده و همزیستی مسالمت آمیز فرهنگ ها را به سخره گیرد. باید جهانیان بدانند، شیعه قربانی منطقی است که در حرم شریف عسگریین (ع) آن جنایت عظیم را مرتکب شد . اینک آن روی سکه ی همان منطق، در پشت این توهین ها نیز نهفته است، گرچه صرفا در لابلای زرورقی از مدرنیسم خود را پیجیده است. این نیز تروریزم است اما از نوع مجازیش. در نقطه ی مقابل، منطق امامان معصوم شیعه (ع) قرار دارد که منطقی جهانی و بی بدیل است و اگر چنان که هست، همت به شناخت و بیان آن بندیم و در دامن حاشیه ها گرفتار نشویم به عنوان مطمئن ترین پناه گاه معنوی، امید همگان خواهد بود و وهن کنندگان ناچیز را در هاضمه ی منطق استوار خود هضم خواهد کرد. و نهایتا در همه حال فراموش نکنیم که به عنوان پیروان و مدافعان آل محمد (ص) و علی (ع) همواره در برابر این پرسش بزرگ قرار خواهیم داشت که سیره ی ائمه ی هدی (ع) که خود را مفتخر به پیروی از آنان می دانیم و به حق به دفاع از حریم آنان بر خاسته ایم، اساسا تا چه اندازه در جامعه ، اندیشه و رفتار بزرگ و کوچک خود ما متجلی و محقق شده است؟ به هوش باشیم که حمایت لفظی از مقدسات و عدم پیروی از مکارم آنان، خود تحمیل مظلومیتی مضاعف به آن نمادهای حقیقت است.














آقای فاتح، سوراخ دعا را گم کرده ای برادر. از شیعه چیزی باقی مانده؟ توهین به امامان ضربه به شیعه میزند یا اجیر کردن خدا و پیامبر و امامان و در خدمت گرفتن همه و همه برای حفظ قدرت؟ مرجعیت کمترین اعتقاد را به روز قیامت و حرفهای خودشان ندارند که اگر چنین نبود در مقابل اعمالی که بنام اسلام و امامان در این سرزمین انجام میشد ، عمامه از سر گرفته و کفن به تن کرده به خیابان میآمدند ، نه کنج امن و راحتی انتخاب کنند.
لطفا اگر این مطلب را در سایت قرار نمیدهید – که نمیدهید – آنرا به آقای فاتح برسانید.
با این کارهایی که حکومت جمهوری اسلامی میزند و با این اعمال قرون وسطایی مگر واقعا حکومت ما همان حکومت طالبانی نیست؟
واقعا چرا اینقدر خودتونو و انقلاب 33 ساله پیش رو بزرگ می بینید که فکر می کنید هر اتفاقی تو دنیا برای مقابله با اونه.این اتفاقات خیلی تحلیل های ساده تری داره.
واقعا وقتی به حال و روزمان فکر می کنم بعضی وقتها به خودم می گویم شاید در تاریخ تحریفی شده وما ان ملت با تاریخ هزاران ساله نیستیم.
ببینید هموطنان عزیز با هر عقیده و مرامی که هستید.احترام به عقاید دیگران حتی در صورت درست نبودن ان افکار در نظر ما در واقع احترام به حقوق انسانها و ازادی بیان و افکار انهاست .اما نباید فراموش کنیم .که اگر ما نتوانیم به انسان فارق از هر مذهب و دینی که دارد احترام بگذاریم در واقع حرف ما و طرفداری ما از مذهب و خدا نتیجه عکس خواهد داد .چون وقتی مردم اعمال ما را در مقابل حرفها و شعارهای مذهبیمان قرار می دهند یک تناقض بزرگ خواهند دید. از طرفی می گوییم خداوند مهربان است از طرفی دیگر به جان انسانها و حقوقشان پشیزی ارزش قایل نیستیم.سنگ و دیوار و اجر ارزشی ندارد فقط انسان قابل احترام و ارزش هست.یک انسان تحت هیچ شرایطی نمی تواند جان یک انسان دیگری را بخاطر هر اهانتی یا ابراز نظری حتی به مقدسترین مقدسات بگیرد.حتی به اعتقاد خود شما خداوند هم مجازات انسانهای بد را در روز قیامت می دهد پس شما چطور به خود اجازه می دهید در مورد جان یک انسان این گونه راحت تصمیم بگیرید؟انوقت صحبت از یک مشت اجر و سنگ می کنید ؟اگر بخواهیم ایران را درست کنیم فقط یک راه هست. در کتابهای درسیمان برای بچه ها بنویسیم :هیچ چیزی جز انسان و حقوق انسان مقدس نیست.انسانها به یک اندازه محترمند و دین و مدهب انها ملاک بزرگی و خاص بودن انها نیست.که اگر غیر این باشد این تناقضی هست در برابر اینکه خداوند عادل هست و انسانها را دوست دارد.
برادر فاتح
توهین به مقدسات باورمندان به سایر باورها و دگر اندیشان از قضا بیشتر از همه از همین تفکری که جنابعالی نمایندگیش را بر عهده گرفته اید ساطع میشود. شما که بجز باورهای خودتان و بجز سه دین مسیحی، یهودی و زرتشتی باورمندان به سایرباورهارا که از قضا اکثریت ساکنین زمین را تکشیل میدهند نجس و کافر میدانید لطفا ابدا دم از چیز دیگری نزنید که عین دروغ است.
جناب فاتح عزیزچه کسی بنیانگذاراین همه هتاکی وفحاشی هست
وقتی حجت الاسلام دانشمند درجلسه سخنرانی به یک میلیارداهل سنت و20میلیون اهل سنت ایران توهین وانهاراحرامزاده میگوید که کلیپش دریوتیوب هست چراکسی صداش درنمیاد وقتی به اصحاب پیغمبرو همسرمکرم رسول خدافحاشی میشود مراجع سکوت کردند
اهانت وفحاشی به مقدسات درهمه آیینها مذموم است
به امیدروزیکه ایرانیان عزیزچه شیعه وچه سنی درکنارهم برای آبادانی ایران تلاش نمایند
همانگونه که درانتخابات ازجنبش سبزسنیان حمایت کردند
یاحق
طالبان چه کار هایی کرده اند که اخوند های حاکم بر ایران در این سی و چند سال نکرده اند اگر طالبان دست و پا قطع می کردند یا سنگسار و شکنجه وغیره از اخوندهای شیعه مستقر در قم یاد گرفتند
هیچوقت توهین به مقدسات کاری از پیش نبرده یادمه در فیلم مسافری از ری میرباقری مقاطعی از تاریخ رو نشون میداد که بارها حرم امام حسین تخریب میشد اما تا جایی که میدونم در عصر حاضر امام حسین محبوب ترین شخصیت مذهبی حتی محبوب تر از پیامبر در بین شیعه ها هستن اتفاقا توهین به مقدسات باعث همدلی بیشتر در بین شیعه ها میشه…..اما متاسفانه همونطوری که دوستمون گفت چیزی که باعث دلسردی و به اصطلاح بی غیرتی دینی میشه استفاده ابزاری از دین و شخصیتهای دینی هست که در حال حاضر تو کشور ما به بدترین شکلی اتفاق میفته
درست
حکومت، یک طالبانی جدید است اما آیا شیعه را هم باید طالبانی خطاب کنیم؟!
متاسفانه این حکومت برای تبلیغ انسانیت اسلام و شیعه ،کاری که نکرده هیچ، تبلیغ سوء هم انجام میده و آبروی شیعه رو در دنیا میبره گرچه به ظاهر و برای مصرف داخل خود را حافظ آبروی شیعه میداند اما در بین الملل واقعا چهره ای طالبانی اما در لباس جدید دارد. اما این ظاهر طالبانی متمدنانه ی حکومت ایران را نباید به پای اسلام شیعی گذاشت و این وظیفه ی ماست که با جلوگیری از ادامه ی این روند حکومت و اصلاح آن(در صورت زندانی نشدن!!) این تفکر در مورد شیعه را عوض کنیم در غیر اینصورت بله تمام دنیا شیعه را به اسم طالبان جدید میشناسد.
مقاله خوبی بود مخصوصا توضیحات مربوط به چهره متمدنانه امریکا( خوش به حالشون )
اتفاقا طالبان شیعه خیلی خطرناک تر از طالبان سنی ها هستن چون مستقیما مورد حمایت حکومت ایران هست و از بودجه نجومی نفت بهره بسیاری برده اند.
“محاسبه ی آنان از واکنش جهان اسلام سطحی و ناشیانه بود و در نتیجه صفی واحد از مسلمانان به رهبری امام خمینی (ره) سازمان یافت، به گونه ای که لندن شاهد بزرگترین راهپیمایی مسلمانان در تاریخ معاصر اروپا بود.”
جناب آقای فاتج،فتوای امام خمیتی چند هفته بعد از تظاهرات لندن صادر شد ودر واقع، مسلمانان برای واکنش منطفی خود به اهانت سلمان رشدی به ساحت رسول اکرم(ص)که همان تظاهرات اعتراضی ومدنی بود ،منتظر صدور حکم قتل که اقدامی دیر هنگام و غیرقابل پذیرش برای اکثر مسلمانان متمدن ومنظقی بود،نماندند.تحریف تاریخ از یک قعال جنبش سبز ویار میرحسین،انتظار نمیرود حتی اگر هنوز میر، معتقد به طلایی بودن دوران امام خمینی باشد.
اقای عزیز این غرب نیست که اسلام را دارد نا بود می کند این جهل طالبا نیسم مانند همین طالبان های پاکستان افغا نستان و حزب الله لبنان و حزب الله خود مان و انصار خودمان و هزاران جنایت کاران دیگر به نام اسلام در خود مسلمین است که در خون ریختن شک و تردید ندارند .اگر جوان ما در عصر تکنو لوژی و توسعه می بیند در کشورشان اندیشه را شلاق قرون وسطی می زنند و دار می زنند و سر کوب می کنند طبیعی است که به مبانی دین و اسلام بد بین شود . بهتر است دین به عنوان یک امر شخصی باشد که به نفع دین است و دولت ها کار خودشان را و سیاست بازی خودشان را بکنند و دین و حکو مت از هم جدا باشند
و گر نه به نام دین در کشور خودمان چه اندازه دروغ ریا جهل گفتند و چه اندازه سر کوب کردند و می کنند . نتیجه هم در پایان روشن است که چه می شود .به جای خام کردن مغز ها و تئوری طو طئه و ادرس اشتباه دادن و گمراه کردن مردم دوست عزیز بهتر است در خودمان بنگریم که کرم از خود درخت است
مگر ما برای دیگران احترام گذاشتیم اقای فاتح که شما انتظار دارید دیگران برای ما احترام بگذارند در همین رادیو تلوزیون و رسانه هائی مانند کیهان رسا لت و ده ها روزنامه دیگر چه اندازه به باور های مسلما نان غیر شیعی و غیر مسلمانان واز بهائی گرفته تا مسیحی و زر تشتی و.. ما شبانه روز توهین می کنیم و همه را با طل می پنداریم و فکر می کنیم چون پدر مادر ما شیعه بوده اند پس این بهترین دین و مذهب است و دیگران یکسره با طل هستند
خود خواهی و خودبینی و خود شیفتگی و توهم گفتن تا کی می تواند ادامه داشته باشد و چون این جور بیندیشیم حتما مذهب ما کار کرد خودش را از دست خواهد داد و نمی شود این دین گریزی را به پای دیگران انداخت
ﺁﻗﺎﯼ ﻓﺎﺗﺢ ﺍﺯﻧﻈﺮﺍﻧﺸﺎﻭﻧﻮﺷﺘﺎﺭﯼ ﺩﺳﺖ ﺑﻬ ﻗﻠﻤﺘﺎﻥ ﺳﺘﻮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺘ.ﻭﻟﯽ….
ﺷﻤﺎﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺭﺍﺗﺮﻏﯿﺐ ﺑﻬ ﺗﺸﯿﻊ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ…..ﺁﻗﺎﯼ ﻓﺎﺗﺢ ..ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺩﺭﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﯾﺖ ﮐﻠﻤﻪ ﺻﻔﺎﺕ ﺷﯿﻌﻪ را ﺑﺮﺷﻤﺮﯾﺪ.ﺻﻔﺎﺕ ﻋﻠﯿ ﻋ ﺩﺭﻗﺎﻣﺖ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺍﺯﻣﺮﺍﺟﻊ ﺗﺸﯿﻊ ﻣﺎﺗﺠﻠﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ.ﻭﻟﯽ ﺍﻣﺮﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪﺍﺧﺘﻼﺱ ﺭﺍﮐﺶ ﻧﺪﻫﯿﺪ…ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻧﺶ ﺑﺮﺳﺮﻭﺭﻭﯼ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ .ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﺍﺩﺭﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﮔﯿﺲ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ ﻭﺍﻧﻮﻗﺖ ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﺪ ﺍﻧﻬﺎﺗﺒﻠﯿﻎ ﺗﺸﯿﻊ ﮐﻨﻨﺪ .ﺷﻤﺎﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭﺣﺎﻟ ﺣﺎﻇﺮﺍﺯﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻟﮕﻮﺑﮕﯿﺮﻧﺪ.ﻣﯿﺮﺣﺴﯿﻦ ﻣﻮﺳﻮﯼ ﺑﻬ ﺧﺎﻃﺮﭼﻪ ﺩﺭﺯﻧﺪﺍﻥ ؟ﺩﺭﮐﺸﻮﺭﻣﺎ ﮐﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻭﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﺍﺯﺻﻔﺎﺕ ﺑﺎﺭﺯﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯿ ﻋ است ﮐﺠﺎ ؟ﺍﺯﺷﻤﺎﺑﺎﺍﯾﻦ ﻗﻠﻢ ﺯﺩﻥ ﺧﻮﺑﺘﺎﻥ ﺑﻌﯿﺪ ﺍﺳﺘ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺘﺪﻻﻟﯽ.ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺑﺎﺏ ﻗﻠﻢ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﺮﺍﻭﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺩﺭﺩﺍﺧﻞ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﺮﺍﯾ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻬ ﺍﻣﻮﺭﺩﻧﯿﻮﯼ ﻭﺯﺭﻭﺯﻭﺭﻭﺣﮑﻮﻣﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﺸﯿﻊ ﺭﺍﺑﻪ ﺳﺨﺮﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺗﺎﺍﻧﺠﺎﮐﻪ ﺩﯾﻦ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺷﻌﺎﺭﺍﻣﺮﻭﺯﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺘ. ﭼﻪ ﺭﺳﺪ ﺑﻬ ﻣﺬﻫﺒ.
آقای فاتح، من شيعه هستم و مسلمان و مدت 25 سال هست که در خارج از ايران زندگی می کنم، غرب را با رگ و پوستم احساس می کنم، رعايت حقوق کودکان، حقوق زنان، حقوق انسان ها صد ها مرتبه انسانی تر از آنی هست که با نام شيعه در ايران در جريان هست. هتاکی، دروغ گويی، هرزگی در رفتار و کردار ، در انحصار طلبی، در غارت،اموال مردم، در بی رحمی و استبداد و چسبيدن 4 دستی به ثروت و قدرت در در بالاترين سطح روحانيت شيعه و در بالاترين سن ها ( 79 و 80 سالگی ) را که با رهبران احزاب اروپايی مقايسه می کنم که هرکدام بيش از يکی و دو دوره در قدرت نمی مانند و با ميل و علاقه از مقام هايشان دست می کشند ، آنها را بسار انسان تر می يابم تا آيات عظام تاجران قدرت و ثروت و مذهب.
آقای فاتح شما در کجای دنيا سراغ داريد که 6000 اسير بی دفاع را که در سال 67 در زندان های ايران اسير بودند، حتی به فرض اينکه سرباز دشمن باشند، بدون محاکمه در عرض 2 ماه تيرباران کنند. در حاليکه حتی در ميدان نبرد نيز سرباز اسير را نمی کشند و مطابق تعليمات قران با دشمنی که سلاح ندارد و از خودش نمی تواند دفاع کند، و در حال حمله نيست بايد با ملاطفت و عفو و مرحمت برخورد کرد و اين در حاليست که آنان فرزندان و سرمايه های مردم ايران بودند. فقهی که چنين حکم ها را مجاز می شمارد، فقهی که فاحشگی و خود فروشی را به نام صيغه مجاز می شمارد، فقهی که شکنجه انسان ها را مجاز می شمارد، فقهی که زن را نصف مرد می داند، فقهی که رای انسان را ناديده می گيرد و آنها را به خاطر دفاع از آرائ شان به شکنجه و تجاوز و زندان محکوم می کند ، خود ضد انسانی است.
كثر الله امثالكم
بسيار عالي و به جا بود
و با كمال تاسف از مطالب كه به اين روز گرفتار أمده ايم
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: هنوز وقتش نرسیده ؟ ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
در کشوری که مهد تشیع است و دم از احترام به اعتقاد دیگران و عدالت و … میزند، پس چرا خودش آنها را اجرا نمیکند؟
ببینید جناب نویسنده، وقتی آقای رییس جمهور که نماد تشیع در دنیاست ( چون ” اللهم عجل لولیک ” از دهانش نمیافتد ) مدام فحاشی میکند و منظق بی منظقش چه در داخل و چه در خارج زبان زد است، وقتی همین آدم دهانش را به تهمت و افترا باز میکند و گرو کشی و گردن کشی میکند، خب منطق شیعه هم به همین صورت در ذهن دنیا جا میافتد. شما وقتی هوشمندانه عمل کنید و مودبانه صحبت کنید و به حقوق دیگران احترام بگذارید، دیگران نیز با شما همینطور رفتار میکنند. وقتی ر ه ب ر ایران که در دنیا به عنوان رهبر شیعیان ایران معرفی شده میگوید که هرکشوری که با اسراییل مخالف باشد در هر صورتی حمایتش میکنیم و از گفتن این حرف ابایی نداریم، طبیعی است که دیگران ما را وحشی و بی منطق تصور کنند. چرا که منظور ایشان سوریه است و سوریه بیرحمانه مردمش را قتل عام میکند. چطور است که در دین جان و مال ناموس مسلمان محترم است، آنوقت به اصطلاح، رهبر شیعه میآید و از یکی از بیرحم ترین حکمای عرب دفاع میکند؟ آیا این تناقض نیست؟
آیا این نوعی خودخواهی نیست که در دین اسلام فقط و فقط مسلمانان محترم هستند و 6 میلیارد بقیه دنیا آدم نیستند؟ این مساله ناشی از وجود ایراد و اشکال در دین ما و عدم تصحیح آن در طول این 1400 سال نیست؟
چطور است که تا وقتی که همه چیز آرام است، تشیع حرف از منطق و عدالت و آزادی بیان میزند، اما وقتی کسی در آن طرف دنیا یک ترانه میخواند، همه در این طرف دنیا شمشیرها را تیز میکنند؟!!!!
مگر دین ما دین احترام به انسانها با هر اعتقادی نیست؟ چرا همین علمای شیعه اعتراضی به فجایع کهریزک نکردند؟ چرا نسبت به دروغهای پاکترین دولتشان خفه شدهاند ( مگر در دین شما بزرگترین گناه دروغ نیست؟) ؟ چرا نسبت به این همه بی حرمتی که در طول روز به جوانهای ایرانی میکنند، هیچ عکس العملی نشان نمیدهند، این جوانها که همهشان شیعه هستند و هم کیش شما ؟!
در کشور ما مغز دین از بین رفته و فقط داریم حفظ ظواهر میکنیم و مهمتر از توهین یک خواننده، توهین یک دین به پیروانش و استفادهی ابزاری از آنها است.
«« یه نظر من مشکل ما این است که در طول 1400 سال عقل بشر پیشرفت کرده، اما دین ما بدون تغییر باقی مانده، چرا که این دین با تفکر 1400 پیش متولد شده »»
اگر مصداق دانشمند امثال این اقا باشند ماهواره پراز روحانی سنی است که به شیعیان توهین می کنند
این دسته بندی ها جز فریب مردم چیزی بیش نیست امام حسین فرمود که اگر دین ندارید لااقل ازاده باشید و ازادگی در پذیرش حق می باشد چه به نفع ما باشد چه علیه ما ایا امام حسین در قیام عاشورا دسته بندی کرد ایا وهب مسیحی را در شیعه و سنی دسته بندی کرد ایا حر شیعه بود یا سنی هیچ کدام از اینها معیار نبود بلکه معیار تشخیص حق و پذیرش انست نه در دسته بندی ها ایا امام سجاد کسانی را که در فاجعه کربلا دست داشتند کافر می دانست یا گمراه که در مملکت ما به راحتی به کسی که مخالف نظام باشد یا اعتراضی بکند را تکفیر می کنند
اگه منظورتون شبکه های ماهواه ای سنی ها ست که به چالش کشاندن شیعه صفوی است نه شیعه علوی.اونم با دلیل ومدرک بدون فحاشی وسخنان رکیک
اقای فاتح از کوزه همان تراود که در اوست به گفته دوستمان کرم از خود درخت است . شعر ناصر خسرو را برایتان یک بیت ش را می نویسم در داستان عقاب و منی کردنش
زه تیر نگه کرد پر خویش در او دید .. گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست
توهین به عقاید دیگران حتی اگر با فرض این مساله که عامل تمام گرفتاریهای امروز ما ناشی از این عقاید دینی باشد, که قطعا این گونه نیست ,نه تنها کمکی به اتحاد نیروهای دمکراسی خواه نمیکند بلکه انها را مشغول به مسایلی میکند که در طول تاریخ بدون برنده بوده است. مشکل تاریخی ایران استبداد است. همان طور که تجریه کرده ایم چه توسط تاجداران و کراواتیها با اتکا به کوروش و تاریخ 2500 ساله و مجد و شکوه ایران باستان انجام پذیرد و چه توسط عمامه داران با سوئ استفاده از دین و اعتقادات مردم صورت پذیرد. مطلق اندیشی افت بزرگ تفکر و مبارزه در ایران ما بوده است. تفکر شیعی همانطور که خامنه ای مصباح و احمد خاتمی بار اورده است, مهدی بازرگان خاتمی عزیز و سروش و کدیور و … نیز داشته است.ما باید مخالف تفکر حذف انسانها به بهانه یک ترانه باشیم و انرا واکنش طبیعی مراجعی که گاهی نان را به نرخ روز می خورند ندانیم.