سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خواسته های کارگران و معلمان؛ منزلت اجتماعی و معیشتی...
» بازخوانی پیام میرحسین موسوی در روز کارگر و معلم

خواسته های کارگران و معلمان؛ منزلت اجتماعی و معیشتی

چکیده :مساله ای که میرحسین موسوی بعنوان فردی که از پیش از انقلاب همراه مردم بود به آن توجه ویژه دارد، " منزلت اجتماعی" معلمان است. شان و منزلتی که این قشر همواره در میان مردم داشته است. او در پیام خود از خاطراتش می گوید. مجلسی که پس از انقلاب شکل گرفت "شهید رجایی و شهید باهنر و شهید مطهری " که هر سه معلم بودند نمایندگان واقعی مردم در مجلس شدند. منزلتی که دو معلم شهید رجایی و باهنر را به ریاست جمهوری و نخست وزیری رساند. قشری که آنقدر مورد اعتماد مردم بود که تمام امور کشور را به دستشان سپرده...


کلمه_ بیتا موحد: تقریبا یک سال پس از حوادث انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری، میرحسین موسوی در سخنانی به مناسبت رو کارگر و معلم پیام مشترکی داد و به بررسی مسایلی پرداخت که بر سرنوشت این دوقشر که پرتعداد ترین جمعیت کشور را تشکیل می دهند.

او مثل همیشه با قبول و پذیرش بحران موجود در جامعه بر این حقیقت تاکید کرد که بحران های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بر سرنوشت و گذران این دو قشر تاثیر زیادی خواهد گذاشت. تاثیری که امروز همه صاحبنظران و کارشناسان به آن معترفند و بر آن پا می فشرند.

بحرانی که بیکاری صدها هزار کارگر و به زیر خط فقر بردن میلیونها معلم و کارگر شده است.

“تورم، پایین آمدن نرخ سرمایه گذاری ها، فساد، رواج دروغ و سو مدیریت ، حقوق معوقه کارگران و بیکاری روزافزون آنها، تعطیلی روزافزون کارخانه ها یا با ظرفیت پایین کار کردن کارخانه ها” در کنار واردات بی رویه، تسخیر بازار توسط سرمایه داران سرنوشت کشور را به جایی رسانده است که با وجود بالاترین سطح درآمد ملی، مردم در سخت ترین شرایط معیشتی به سر می برند و میلیونها نفر از عهده هزینه های ضروری زندگی خود هم بر نمی آیند.

در حالی که طی سال های اخیر دولت احمدی نژاد در مصاف با اتحادیه ها و تشکل های مدنی و صنفی اقدام به تعطیلی کانون صنفی معلمان کرد. کانونی که تعدادی از اعضای آن در حال حاضر در زندان به سر می برند، میر حسین موسوی یکی از مشکلات جدی این دو صنف جامعه را محدود کردن آزادی و تشکل های صنفی و سیاسی می داند. موسوی بر این باور است که مسائل و مشکلاتی که معلمان و کارگران در زندگی روزمره لمس و درک می کنند با مسائل عمده کشور در ارتباط است و این ارتباط مستقیم و جدایی ناپذیر است.

عدالت معیشتی و منزلتی

این سیاستمدار مردمی معتقد است که خواسته یک کارگر و یک معلم بسیار اساسی و بنیادی برای کل کشور است. چرا که آنان توسعه را مد نظر دارند و عدم توسعه کشور نیز دودش به چشم همه ملت می رود. اما این همراه جنبش سبز می داند که این دو قشر بیشتر از سایر اقشار جامعه تحت فشار قرار می گیرند و سختی های بیشتری را باید متحمل شوند.

وی خواستار آزادی برای ادامه فعالیت تشکل های صنفی و سیاسی است چرا که می داند با فعال بودن این دو قشر آنان بهتر خواهند توانست ” راهی برای گشایش امور خود و ملت پیدا کنند.” میرحسین با شناختی که از معلمان و کارگران دارد “عدالت در سطح معیشتی و اقتصادی و چه در سطح توزیع منزلت های اجتماعی ” را خواسته اساسی این دو قشر می داند و معتقد است وقتی چنین عدالتی در معیشت و منزلت اجتماعی ایجاد شود، آنان نیز بهتر خواهند توانست خدمت کنند و تولید ثروت ملی نمایند.

مساله ای که میرحسین موسوی بعنوان فردی که از پیش از انقلاب همراه مردم بود به آن توجه ویژه دارد، ” منزلت اجتماعی” معلمان است. شان و منزلتی که این قشر همواره در میان مردم داشته است. او در پیام خود از خاطراتش می گوید. مجلسی که پس از انقلاب شکل گرفت “شهید رجایی و شهید باهنر و شهید مطهری ” که هر سه معلم بودند نمایندگان واقعی مردم در مجلس شدند. منزلتی که دو معلم شهید رجایی و باهنر را به ریاست جمهوری و نخست وزیری رساند. قشری که آنقدر مورد اعتماد مردم بود که تمام امور کشور را به دستشان سپرده بود.

میرحسین موسوی بر این باور است که هر چند این جایگاه از نظر سیاسی بواسطه عدم توجه صاحبان قدرت کاهش پیدا کرده و تعدادی از معلمان و کارگران در زندان ها هستند، اما از نظر ملت جایگاه و منزلت آنان تنزل پیدا نکرده است و معلمان و کارگران هنوز در رده های بالای گروه های مرجع قرار می گیرند و هنوز مورد اعتماد ملت هستند.

این میر دربند با تقدیر از منزلت اجتماعی کارگران و معلمان تصریح دارد که آزادی، عدالت، توسعه و پیشرفت کشور همواره مد نظر این دو قشر بوده و آنان که نقش اساسی در ساختن و تربیت جامعه دارند، همیشه مخالف فساد بوده اند. چرا که بواسطه نقش کلیدی این دو قشر در جامعه آنها می دانند که وقتی بحث درآمدهای عظیم نفتی می شود و صدها میلیارد که قرار بود سر سفره مردم آورده شود آورده نمی شود و در عوض خبرها یی مبنی بر فساد ، ناپختگی و نارسایی در امور اقتصادی کشور می شنوند و می دانند که این به ضرر آنها و منافع آنهاست و به ضرر منافع ملی و به ضرر امنیت ملی و آتیه کشور است.

اقدامات خلاف تدبیر اثرات خود را سر سفره مردم نشان می دهد

معیشت مردم یکی از دغدغه های همیشگی این رهبر جنبش سبز است. وی از همان آغاز تبلیغات انتخاباتی که پس از یست سال سکوت به صحنه بازگشت، شاه کلید همه بحث ها و سخنانش توجه ویژه به وضعیت معیشتی مردم بوده است. او که نقد جدی و اساسی به بلندپروازی ها و رجز خوانی ها در عرصه سیاست خارجی دارد، بر این باور است که اولین تاثیر این اقدامات خلاف تدبیر، خود را روی سفره مردم نشان می دهد و سفره های آنان را کوچکتر از قبل می کند.

هرچند حکومت با سرکوب شدید و خشونت آشکار تلاش کرد تا هر صدای مخالفی را در نطفه خفه کرده و با برقراری آرامش قبرستانی به این توهم دامن زند که سکوت نشانه رضایت قاطبه مردم است. اما موسوی که از همان سال های جوانی اش همواره از مدافعان واقعی حقوق مردم بوده و بر نقش و تاثیر مردم در اداره کشور باور دارد، می داند که عظمت یک کشور در دلبستگی و دلگرمی مردم نسبت به آینده خودشان است. او بارها تاکید کرده است که صرفا با اسلحه و نیروی نظامی امنیت یک کشور را نمی شود حفظ کرد.

بهترین مثال برای این نخست وزیر زمان جنگ، تجربه مدیریت هشت ساله ای که همراه با غرور و امنیت ملی برای تک تک افراد جامعه بود. او در سخنان خود در روز کارگر و معلم نقبی به گذشته می زند، زمانی که دشمن تا بن دندان مسلح به کشور حمله کرده بود. زمانی که نه ارتش داشتیم و نه سپاه. اما آن چیزی که باعث مقاومت ما در آن جنگ هشت ساله شد که یک سانتیمتر از خاک کشور خود را تسلیم دشمن نکردیم با تکیه به مردم بدست آمده بود نه تکنولوژی و لوازم و ادوات پیشرفته جنگی.

کارگران و معلمانی که به همراه شاگردان خود پا به پای سایر اقشار جامعه جلودار جبهه های جنگ بودند. موسوی بلافاصله به دلیل این ایثار و مقاومت می پردازد. مردمی که نسبت به آتیه نظام دلگرم بودند. اعتمادی که این روزها رخت بربسته و خدشه دار شده است. مردمی که شاهدند همه چیز در حد شعار باقی مانده و حتی رهبران و مدیران ارشد کشور هم مقید به پیمان های خود نیستند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی که به اهرمی برای تبلیغات و شاخ و شانه کشیدن برای حریف تبدیل شده و میلیاردها تومان از سرمایه های ملی که بی هیچ حساب و کتابی به غارت می رود و مجرمان که پست و مقام می گیرند و صالحان و دلسوزان که به جرم افشاگری به زندان می روند و جریمه پس می دهند.

مسائل کارگران و معلمان جدا از مسائل ملت نیست

میرحسین موسوی بخوبی مشکلات مبتلا به این دو قشر جامعه را می شناسد و می داند در حالی که کارگران از داشتن حداقل امکانات رفاهی و تشکل های صفنی محرومند، معلمان باید با خوف و رجا به سر کلاس رفته و حتی نمی توانند مثل گذشته درس زندگی به شاگردان و دانشجویان خود بدهند. او از محدویت های هر دو قشر به خوبی آگاه است و می داند که مشکلات همه گروه های جامعه منبعث از عدم آزادی و نبود تشکل های صنفی و مدنی است.
او مشکلات معلم و کارگر را جدای از مسایل ملی نمی داند و بر این باور است که جنبش سبز راهی است که می خواهد به حل مشکلات جامعه منتهی شود. او می داند که مشکلات کشور را نمی توان با وعده و وعید حل کرد. با اقتصاد صدقه ای، بالا و پائین آوردن حقوق در زمان انتخابات و از این شاخه به اون شاخه پریدن راه کاری برای حل مشکلات معلمان و کارگران، کارفرمایان نیست.

راهی جز بازگشت به قانون اساسی نداریم

موسوی مثل همیشه اعتقاد دارد که تنها راه، بازگشت به قانون اساسی است .برگشتی که برای تحقق بدون تنازل قانون اسای راهی پیش پای ما نیست. او می داند که این کم هزینه ترین راه است. راهی است که می توان با آن مشکلات را در سطح ملی حل کرد. راهی که می توان از ورود بی رویه کالاهای خارجی به کشور جلوگیری کرد و اجازه نداد بیگانگان اجناس بنجل خود را به ما تحمیل کنند و در کنار آن صنعت و کشاورزی در کشور نابود شود. راهی که می توان با آن از حقوق کارگران دفاع کرد تا روز به روز از کار بی کار نشوند و حقوق معوقه کارمندان روی هم تلمبار نشود.
او معتقد است با برگشت به قانون اساسی می توان از فساد جلوگیری کرد و با احیای حقوق مردم می توان مشکلات را برطرف کرد. او می داند که بدون انتخابات آزاد، غیر گزینشی، رقابتی و بدون آزادی مطبوعات و زندانی ها و تشکل ها جلوی رویمان راه دیگری وجود ندارد.

حقوق مردم فراموش شده ترین قسمت قانون اساسی است

از منظر این سیاستمدار، قانون اساسی “میثاق ملی” است. او می داند عهدی که مردم و حکومت با هم بستند و هر نوع برگشت از این میثاق یک نوع خیانت در اعتماد مردم است.
نکته ای که میرحسین موسوی بر آن تاکید دارد این است که “ما از مردم امضا گرفتیم و امضا دادیم که این قانون را بدون اجتهاد اجرا کنیم.” او معترف است که برخی از بخش های قانون اساسی نیازمند تجدید نظر و اصلاح است ولی می داند که اجتهاد شخصی راه را برای تفسرهای فردی باز می گذارد فلذا معتقد است که در اصلاح نیز باید از راهکار قانون اساسی استفاده شود.

او نیز مانند سایر دلسوزان کشور می داند که حقوق مردم ” فراموش شده ترین” قسمت قانون اساسی است و با رعایت آن مشکلات یکی یکی حل می شود و در آن موقعیت است که معلمان و کارگران ما آنچنان که شایسته است جایگاه واقعی خود را کسب خواهند کرد.


  • ناشناس

    خدا شما را از ما نگيرد خسته شديم از اين همه بيكاري كارگران دروغ مسئولين گراني فقر فحشا كي مي شود كه ما از دست اين همه بيداد رها شويم چرا به خاطر پول و به خاطر دنيا مردم را فريب مي دهند آقاي موسوي اگر روزي شد كه به اين مردم خدمت كني واقعا خدمت كن بگذار مردم طعم شيرين رفاه و امنيت و شكوفايي اقتصادي كشورشان را ببينند گراني و بيكاري را ريشه كن كن دروغ و ناامني را ريشه كن كن مردم را از نجات بده خدا نگهدارت باشد