سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اميرنظام يا عزيزالسلطان

چکیده :اما در زمانه اميركبير فقط اراده شاه بود كه كسي را برمي‌كشيد و كسي را به ذلت مي‌انداخت، يعني به جاي نظام لياقت‌سالاري، نظام ارادت‌سالاري حاكم بود و چنانكه در شعر سعدي هم مي‌بينيم گويا اين وقايعي كه از آن نام مي‌برد، در فضايي مجازي يا لااقل در ايام فتنه‌اي بوده است كه همگان به گوشه‌اي فرار مي‌كردند، يعني نوعي هرج و مرج اجتماعي حاكم بوده كه چنين اتفاقاتي افتاده است. ...


سعید حجاریان

سعدي در گلستان داستاني دارد كه نشان‌دهنده نوعي تحرك اجتماعي است. وي مي‌گويد:«روزي افتاد فتنه‌اي در شام/ هر يك از گوشه‌اي فرا رفتند/ روستا زادگان دانشمند/ به وزيري پادشا رفتند/ پسران وزير ناقص‌عقل به گدايي به روستا رفتند» گاهي فكر مي‌كردم كه از اين داستان سعدي تحرك عمودي اجتماعي را مي‌توان نتيجه گرفت. منظورمان از تحرك عمودي اجتماعي آن است كه فرد بتواند پايگاه، شأن، طبقه يا كاست خود را از مرتبه‌اي فروتر به فراتر ارتقا داده يا برعكس بر اثر بي‌كفايتي اين مراتب را از دست داده و در هرم اجتماعي سقوط كند.

اما بيشتر كه دقت كردم، متوجه شدم اساسا در زمانه‌اي كه اميركبير (اميرنظام) مي‌زيست، به معنايي كه جامعه‌شناسان مي‌گويند تحرك اجتماعي وجود نداشته است يعني درست است كه بچه‌آشپزي اهل روستاي هزاوه به صدراعظمي ناصرالدين‌شاه بركشيده مي‌شود، اما بر اثر دسيسه چيني دربار ناگهان از اوج عزت به حضيض ذلت سرنگون شده و در غربت رگ‌زده مي‌شود. در عوض آدم بي‌كفايتي مانند عزيز‌السلطان (مليجك) به خاطر نظر‌بازي شاه لقب سرتيپي گرفته و جليس و انيس شاه مي‌شود. در واقع در جوامع ساخت‌يافته ترفيع و تنزل در هرم اجتماعي كاملا به لياقت بستگي دارد نه به خواست اين و آن و به قول امير «عمه و خاله»، يعني قيمت سرمايه انساني را بازار تعيين مي‌كند و كفايت‌ها و درايت‌هاست كه جايگاه فرد را مشخص مي‌كند نه حسب و نصب.

اما در زمانه اميركبير فقط اراده شاه بود كه كسي را برمي‌كشيد و كسي را به ذلت مي‌انداخت، يعني به جاي نظام لياقت‌سالاري، نظام ارادت‌سالاري حاكم بود و چنانكه در شعر سعدي هم مي‌بينيم گويا اين وقايعي كه از آن نام مي‌برد، در فضايي مجازي يا لااقل در ايام فتنه‌اي بوده است كه همگان به گوشه‌اي فرار مي‌كردند، يعني نوعي هرج و مرج اجتماعي حاكم بوده كه چنين اتفاقاتي افتاده است. در واقع سعدي در مقام بيان قاعده‌اي اجتماعي نبوده بلكه توضيح شرايط استثنايي را مي‌داده است. به گمانم آه مظلوم دامن سلسله قاجار را گرفت و بعد از مرگ امير ديگر اين سلسله زوال و انحطاط خود را شروع كرد و اين حق ناصرالدين‌شاه بود كه چون شخصيت مقتدر و توسعه‌گرايي مانند اميركبير را مي‌كشد بايد همنشين مليجك‌ها شود.

معمولا اصلاحات ايران را با اصلاحات دوران «میجی» در ژاپن مقايسه مي‌كنند چون هر دو اصلاحات با فاصله اندكي از يكديگر شروع شدند. میجی حدود 10 يا 15 سال پس از امير، اصلاحات در ژاپن را شروع كرد بنابراين هميشه اين سوال مطرح بوده كه علل توفيق ژاپن و ناكامي ما چه بوده است؟ در اين زمينه كتب و مقالات زيادي هم نوشته شده است و هريك از زاويه‌اي به اين مطلب پرداخته‌اند. من نمي‌خواهم در اينجا همه آن مطالبي را كه گفته شده، مرور كنم بلكه معتقدم بايد حتما به اين نكته توجه داشت كه در ژاپن ساخت‌يابي به همراه اصلاحات میجی كه اصلاحاتي آمرانه هم بود، آغاز شد و هركس برجاي خود نشست. در اين ميان امپراتور و نيز پيشه‌وران اين را قبول كردند كه نظام شايستگي را بپذيرند و من راز اصلي توفيقات اصلاحات میجی را همين امر مي‌دانم و الا اينكه گفته مي‌شود ژاپن حالت جزيره‌اي داشت، دور افتاده بود و بر عكس ايران در چهارراه حوادث قرار نداشت يا مثلا ادعا مي‌شود ژاپني‌ها مانع از استعمار مستقيم يا غيرمستقيم غربي‌ها شدند و اجازه ندادند كه كالاي غربي بازار آنجا را فتح كند و نظام خود‌اتكايي پيشه كردند و از اين نوع تعابير را من برايشان اهميت ثانوي قايل هستم.

در ايران، امير، ياوري نداشت و خود مي‌خواست يك‌تنه همه بار اصلاحات را به دوش بكشد. از يك سو با توطئه دربار مقابله كند و از سوي ديگر با خارجي‌ها ارتباط بگيرد و سياست خارجي را تنظيم كند و از سويي دنبال تاسيس دارالفنون و تنظيم قشون و تشكيل مطبعه و اعزام به خارج، سركوب بابي‌ها و ده‌ها عمل ديگر بود كه نمي‌توانست آنها را بدون ياوراني انجام دهد. اما «میجی» ابتدا تدارك بازوهاي اجرايي فراواني براي خود ديد و از اين مسير، نوعي بروكراسي قوي براي پيشبرد اهدافش ايجاد كرد يعني امثال اميرنظام در مصادر قرار گرفتند و امثال عزيزالسلطان‌ها جايي در امور نداشتند.

منبع: شرق


25 پاسخ به “اميرنظام يا عزيزالسلطان”

  1. چرا مثل ژاپن نباشيم ؟ گفت:

    ما هم بايد اين تکنيک درست را از ژاپنيها ياد بگيريم چون واقعا ناشي هستيم اگر ناشي و ناوارد نبوديم

    همه اش حکومت پادشاهي و ديکتاتوري تا اين زمان نداشتيم که کشوري که زير پايش نفت و گاز و ثروتهاي طبيعي ديگر

    قرار دارد اين همه از ساير کشورهاي ديگر عقب باشد ژاپن اين همه ثروت مانند ايران ندارد ولي بسيار کشور پيشرفته اي است و

    مردمش هم بسيار سخت کوشند و هم بسيار در رفاه و راحتي

    دليل بزرگ عقب ماندگي ايران مهمترين دليلش وجود ديکتاتوري است که مانع پرورش فکرهاي جوانان و استعداد انان است

    و مانع پيشرفت مملکت و توسعه ان است چون فقط يک نفر براي همه تصميم ميگيرد و فقط خواست اوست درست يا غلط

    اجرا ميشود اين اشکال مهم در عقب ماندن کشورمان است

  2. ناشناس گفت:

    ممنونم آقای حجاریان.

  3. ناشناس گفت:

    شاید ، قرار نداشتن ژاپن در چهر راه حوادث ، تاثیر عمده داشته است . شاهان ایران چون خود را تافته جدا بافته میدانستند و خود را در مقام مقایسه با رعیت قرار نمیدادند ،مانع اصلی شایسته سالاری در ارکان حکومت نبودند ، مگر دز دوران شاهان ضعیف النفسی چون محمد رضا شاه .

  4. جمشید گفت:

    با سلام
    از مطالب وزین همچو این نوشته از بزرگواری چون حجاریان انسان لذت می برد و پی به عمق نگاه باریک بین این شخص عالی قدر می برد. ولی افسوس که اندیشمندانی چو استاد حجاریان در انزوا شده اند و دانشجوها و تمدن ها شده اند نخبه این کشور. واقعا و انصافا این جور آدمها ملیجک های نظام حال حاضر نیستند.

  5. bande khoda گفت:

    جناب حجاریان

    مطالب گوهر باری فرمودید ، اما با دیدن نظرات گذاشته شده ببینیند مردم ما چه تفکری دارن ،

    مطب شاه هان نبودند ، بلکه اساس تجهیز نشدن امیر کبیر با بازوها ی تدارکاتی در این مهم کار را به رگ زنی‌ رساند ،اما مردم ما اصل را دا پادشاهان دیدند ،

    پادشاه یا جمهوری به اصطلاح اسلامی ، فرق نمیکند استبداد استبداد است ، اگه دینی شود واویلاست چون به حکم خدا رگ میزند ،

    مطالبی دیگر که امیر رو به سرانجام کار نرسند ، مردم هستند ، باید مردم را برای نپذیرفتن استبداد آموزش داد ، مردم باید بخواهند که از خود بگذارند برای این مرز بوم ، اما کود مردم دوران دوران کورش و داریوش ، مردمی که نه برای خود بلکه برای ایران دعا میکردند چون بر این باور بودند که جزئ از ایران هستند دعا برای ایران یعنی‌ دعا برای خود ، پس بر شماست که نسل را اینگونه پرورش دهید و آگاه کنید ،

    یا حق

  6. محمد کار شناس علوم اجتماعی گفت:

    با درود بر حجاریان عزیز که نا جوانمردانه به دست متحجرین و مستبدین خانه نشین و بیلچر نشین شد .این خود نشان از فرق ما با ژاپن است .که ما نخبه کشی میکنیم و انها نخبه پروری واین ها به دست نمی اید مگر در سایه دمو کراسی .پیشرفت در ژاپن به صورت درست و علمی پس از جنگ جهانی دوم اتفاق افتادکه ژاپنی ها مجبور یا شاید انتخاب کردند که دست از میلیتاریسم و جنگ و شعار علیه این وان و توهم بردارند وبا یک چرخش 180
    درجه ای متغیر هائی چون تعامل باجامعه جهانی .دموکراسی .مدیریت علمی .ایجاد امنیت برای سر مایه گذاری کشور های صنعتی و شایسته سالاری را پیشه سا ختند . امروز انها با اقتصاد قوی و تکنو لوژیهائی که از همان غرب اموختند و وارد کردند و خود به ان افزودند در جامعه جهانی حرفشان و هد فشان را بهتر و با قدرت تر از ما به پیش می برند و مورد احترام همگان هستند و مانند ما وابسته به کشور هائی کوچک وضعیف مانند عمارات نیستند که چون یک روز فقط ثبت سفارش تجاری برای ما انجام نداد اقتصاد ما را دچار در هم ریختگی و از هم پاشیدگی کرد که هنوز پس از چند روز نتوانستیم ان را سرو سامان دهیم .متاسفانه فرصت سوزی و هدر رفتن ملیارد ملیارد پول مردم و در هم ریختگی و اشفتگی اجتماعی و سرکوبی نخبگان و در نهایت از بین رفتن خود این رژیم ها و خاطره تلخ تاریخی از این گونه حکومت ها وجه اشتراک همه دیکتا توری ها در جهان است
    استبداد و تحجر در کشور ما هر گز نخواهد توانست به مقصد منزل برسد عرض خود میبرد زجر ما می دهد

  7. ایران داد عمارلویی گفت:

    در دورانه سال های 40 الی 50 دبیرستانی بودیم.دبیری داشتیم که ادبیات درس میداد.بیش از تدریس و نمره بیشتر به زندگی و مسیر ایران و ترقی ان بها میداد و ما شاگردان اجازه داشتیم از بود و نبود و بلد و نا بلد سوالی مطرخ و این دبیر که شهرتش تقوی بود به جواب می پرداخت. به کیاست و سیاست همه را با الفبای درستی و راستی هدایت میکرد.روزی سوالی به مضمون زیر از ایشان پرسیدم که شنیده ایم که المانی ها و ایرانی ها از اریا و اریایی میباشیم چگونه است که المان به این همه پیشرفت و ترقی رسیده است و ما ایرانی ها هنوز که هنوز است اندر خم یک کوچه ایم؟این گونه سخن اغازید که موجزوار خدمت همه و خدمت جناب حجاریان مینگاریم تا چه در نظر اید.ایشان فرمودند بلی سوال درست است ولی دلیل این است که ما ایرانی ها به ناسیونالیم منفی و المانی جماعت دارای ناسیونالیسم مثبت هستند.مثال ساده زیر را در تکمیل جواب اولیه این گونه بیان فرمودند.اداره ای و یا جمعیتی را در نظر اورید که کل ابواب جمعی ان مردم ایران باشند در این جمع سرا هر یک به فرا خور حال و قال دارای رتبه و مواجبی میباشند هر یک از کارکنان چه منفرد و چه دسته جمعی از هم شکایت و به نوعی زیر اب هم را میزنند.همه خود را حق و ان دیگری تا ریاست جمع را غیر حق مینامد و این گونه است که همیشه هشتمان گروی هفتمان و بر عکس میباشد.کار را به انجا میرسانیم و به ان جامه عمل میپوشانیم که از کار و بهره دهی خبری نباشد و همگی را به افلاس میرسانیم.به قول معروف این گونه خود را مجاب میکنیم که اگر دیگ من نجوشد بهتر است که سر همسایه در دیگ بجوشد.المانی جماعت این گونه نیست.هر المانی ان قدر زحمت میکشد تا انجایی که ایمنی و رفاه خود و کل مردم را به حساب می اورد.املنی رقابتش مثبت ولی در ایران به جای رقابت حسادت است که نمود دارد.و ایرانی منفی فکر و به ان جامه عمل می پوشاند.

  8. ناشناس گفت:

    درود وسلام بر شهید زنده حجاریان که باهمین بیلچر نشینی هم ارتجاعیون و خفاشا ن شب پرستشا ن را تو ان دید نت را ندارند و درود بر محمد کار
    شناس علوم اجتما عی که کو تاه و مختصر مسا ئل کشور های دیکتا نوری را برای ما روشن ساخت

  9. دادار گفت:

    با این بحثی که اقای حجاریان مطرح کرده ا ند خودثابت میکند درنظامیکه فاسد است اصلاح ازدرون امکانپذیرنیست ورمز شکست اصلاح طلبان درحالیکه هم دولت را داشتندوهم مجلس را همین امربود تازه اصلاح طلبان مردم را هم داشتندونتوانستند ازا ن استفاده کنند.تغییرسا ختارازدرون امکانپذیرنیست.

  10. بی ریشه گفت:

    این سرزمین امیرکبیران فراوان در خود داشته, مشکل مشکل فرهنگیست که مستقیم و یا غیرمستقیم باعث بانیش دولتهای پادشاهی گذشته و آخوندی حال می باشند, که به فرهنگ با نگرشی تزینی و تک بعدی می نگرند, یقینا هر انسانی آزاده ای نگرشی ویژه خود را در هر بابی اختیار می کند و آن دریافتنی خواهد بود برای عام, اما اجباری نخواهد بود, اما در مواردی علاوه بر اینکه دریافتنیست می بایستی اجباری نیز باشد که متاسفانه گریبان سرزمین ما را سالهاست گرفته

  11. ناشناس گفت:

    درود برشما آقای حجاریان عزیز. دلم برای نوشه هایان تنگ شده بود. دوستان نظرات جالبی دارند. همه در جای خود درست است. تقدم و تاخر عوامل مختلف، بستگی دارد به اهداف تحقیق. اهمیت عوامل مربوط به شخصیت و آموزش شهروندان و به اصطلاح فرهنگ مردم، فوق العاده مهم است. اما در شرایط ایران، میخواهم عرض کنم آن هم در بسیاری از موارد معلول عامل دیگریست. یک مثل: چند سال پیش، از اینکه ما ایرانیان در بانکهایمان اینگونه رفتار می کنیم و از روی سر و کله ی همدیگر بالا میرویم و نوبت و فاصله را رعایت نمی کنیم، خجالت می کشیدم. در یک سفر به خارج وقتی به ایران بازگشتم دیدم دستگاه هایی نصب شده است (که از سال ها پیش در دنیا رایج بود) برای دریافت شماره و صندلی و … فضا کاملا متمدنانه شده بود با همین مردم نه مردم سویس. بعد از فاجعه ی زلزله در ژاپن و کمبود شدید، مردم به سوپر مارکت که می رفتند و در صف می ایستادند فقط یک بطری آب برمی داشتند تا به همه برسد. ما با شناسنامه ی اجدادمان تمام جعبه ها را میل داریم ببریم. اما این هم ذاتی نیست و از فساد و انحطاط در راس سیستم (اولویت های اراده ی حاکمیت) سرچشمه می گیرد
    به هرحال به هرطرف که بنگریم، موضوع اصلی آنست که مناسب ترین راه برای تغییر اراده ی “ملیجک سالاری” حاکمیت کدام است؟
    امور انفرادی هم البته مهم هستند. مثلا فرض کنیم بعد از پیروزی آیا دوباره جوانان معصوم و بی گناه فریب گروه هایی را خواهند خورد که هم خودشان را به وضعیت اردوگاه اشرف برسانند و هم استقرار آرامش و دموکراسی را به تاخیر بیاندازند و ما در این چرخه ی عقب افتادگی بمانیم؟ جبران کمبود های فکری سال 57 در مسولیت روشنفکران است که دوباره گرفتار نشویم.

  12. آدم نامربوط گفت:

    خانم فخری خوروش که نقش مادر ناصرالدین شاه را سریال امیر کبیر بازی میکردند میگفتند شبی که در سریال وی را به قتل رسید هموطنانم مدام به من زنگ میزدند و نفرین و ناسزا بار میکردند که باعث قتل امیر شدم و در ادامه میگفتند که من هم بسیار خرسند بودم که نقش منفی را به خوبی اجرا کرده بودم که چنین بازتابی داشته !

  13. حسین جعفری گفت:

    درتاریخ ما وقتی عنوان “امیرنظام” به صورت مطلق آورده می شود، اولین کسی که به ذهن خواننده یا شنونده متبادر می شود “حسنعلی خان امیرنظام گروسی” است که ایرج میرزا پرورده اوست و در اواخر عمر به درویشی گرایش پیدا کرد و آرامگاهش نیز در ماهان کرمان است. البته میرزا تقی خان امیرکبیرهم امیرنظام بوده است اما از او با عنوان میرزا تقی خان یا امیر کبیر یا میرزا تقی خان اتابک، یاد می شود. با آنکه در دوره قاجاریه چند امیرکبیر دیگر هم پس از او داشته ایم، ازجمله کامران میرزا نایب السلطنه ، پسر ناصرالدین شاه، اما مطلق امیرکبیر یادآور میرزا تقی خان است و همین گونه است در مورد “امیرنظام” که یاد آور حسنعلی خان امیرنظام گروسی است رجلی که سرپرست مظفرالدین میرزای ولیعهد در آذربایجان و سفیر ایران در دربار ناپلئون سوم بوده است.
    امید است که آقای حجاریان اگر این مقاله راخواستند در جایی تجدید چاپ کنند، برای کمک به خواننده به این موضوع در انتخاب عنوان مقاله توجه نمایند.

  14. ناشناس گفت:

    درودبرآموزگاراندیشه وخردخدای راشکرمی کنیم هنوزمی توانیم ازوجودشماحتی نشسته درصندلی چرخی استفاده کنیم هرچه بیشترمی خوانیم بیشترافسوس می خوریم تاریخ ادبیات ،هنر،اخلاق وعلم اجدادمابسیارجلوترازاورپاوژاپن وآمریکابوده ژن های اجدادمادرمانیزهست مادردوره حساسی ازتاریخ هستیم اینترنت وارتباطات گذرمارابه سوی احیای اخلاق پدرانمان کمک خواهدکردگذرمابدون کمک اندیشمندان میسرنخواهدشد.خداوندنگهبان اندیشمندان جهان باد

  15. حجاريان هم قرباني ترور شد گفت:

    حجاريان عزيز مغز متفکر اصلاحات نيز قرباني ترور است و اکنون با اسيبي که از ترور ناجوانمردان ديده قدرت تکلم را
    از دست داده و هم بر روي صندلي چرخدار مي نشيند

    تا کي بايد ناظر ترور نخبگان ميهن باشيم؟

  16. امیر نظام گفت:

    مشکل از اینجاست که ایرانیان مسیر پیشرفت را در جیب مبارک خود میبینند و هر آنچه موجبات پرباری جیب مبارکشان را فراهم آورد را اسباب ترقی میدانند. در حالی که در ژاپن این طرز فکر وجود دارد که پیشرفت یک فرد در گرو پیشرفت جامعه است.

  17. ناشناس گفت:

    agha mage khodetoon az khodetoon tarif konid..khodaroo shooookrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr…………

  18. ناشناس گفت:

    ژاپن هم در زمان میجی دارای یک نفر به نام مپراطور بود وحکومت دموکراتیک نداشت. میجی هم مثل امیرکبیر بدون حمایت شاه دانا و خیرخواه نمی توانست اقدامات مفیدی انجام دهد. لذا نمی شود ناصرالدین شاه را دیو و امیر کبیر را بت کرد. این مطلق نگری ایرانی بسیار بسیار کارخرابکن است. همه ما در زندگی خود امیری داریم و ملیجکی. همه ما عادات عجیب داریم و در ته دل خوشحالیم که خدا ستار العیوب است. گر حکم کنند که مست گیرند…اینکه یک نفر را زیر ذره بین بگذاریم و با قصد قبلی کوبیدن یا بزرگ کردن مطالعه اش کنیم خیلی ایرانی است. بی انصافی است. نمایش لباس زیر یا اتاق خواب شاه یا سرسره ی ناصرالدین از این دست فضولی های لوس و خاله زنکی ایرانی است. در مورد ژاپن می شودتصور کرد که تنها مردم عاقلی داشته که همه قصد نداشتند بر جای امپراطور تکیه بزنند. با مثالهای زیادی می توان فهمید که سیستم حکومتی ربطی با توسعه یافتگی ندارد. زمینه فرهنگی مهم است. البته مردمسالاری خود از پیامدهای توسعه یافتگی خواهد بود. با مرور کامنت های این صفحه متوجه خواهید شد که قشر تحصیلکرده ی مردم ایران که دسترسی به اینترنت دارند با معصوم دانستن خود به قضاوت های نامنصفانه آن هم در عمق تاریخی که در این کشور ثبت هم نمی شود عادت کرده اند

  19. ناصر گفت:

    نگاهی به جنبش های اجتماعی ایران نشان می دهد که علت اصلی شکست آنها فقط وفقط مذهب بوده است وتازمانی که اجازه دخالت مذهب درسیاست وحکومت داری داده می شود همین آش واست وهمین کاسه. به شما قول می دهم تا 5 سال دیگرافغانستان وعراق نیزبه ایرانیان ویزا نخواهند داد مابشوروحشتناکی روبه نابودی می رویم

  20. بابك گفت:

    جناب حجاريان فرموده‌اند كه “بايد حتما به این نکته توجه داشت که در ژاپن ساخت‌یابی به همراه اصلاحات میجی که اصلاحاتی آمرانه هم بود…”. اما سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چرا اين ساخت يابي در جامعه ايراني شكل نمي‌گيرد. شايد يك پاسخ اين باشد كه در ايران مواد خام قابل دستيابي نسبتا آسان (مانند نفت در دوران معاصر يا ساير مواد معدني و كشاورزي در گذشته؟) در اختيار حكومت قرار مي‌گيرد و به اين ترتيب حكومت و كاست شكل گرفته در اطراف آن خود را بي نياز از نظر مردم مي‌بيند. مناسبات شكل گيرنده از چنين اقتصادي صرفا به حفظ وحراست از اين منابع در اختيار كاست حكومتي و سركوب ديگراني كه خواهان ورود به اين كاست باشند، مي‌پردازد. شايد طرح كلي يك راه حل براي فرداي ايران اين باشد كه نيروهاي دموكراسي‌خواه به دنبال سازوكاري باشند كه اين منابع از دست دولت خارج شود. و دولت از راه گرفتن ماليات بر درآمد به اداره جامعه بپردازد. و درآمد حاصل از مواد خام به متعلق به همه جامعه است صرف سرمايه گزاريهاي زيربنايي گردد. و جامعه با ايجاد نهادهاي مدني قوي به نظارت بر اداره اين منابع اقدام نمايد. همچنين سازوكار پيشنهادي نحوه در اختيارقرار دادن اين منابع در دست دولت را مشخص نمايد.

  21. حامد گفت:

    بحث اصلی آقای حجاریان این است که بدون در دست داشتن بازوهای اجرایی و تثیبت تغییرات اجتماعی بوسیله آنها در درون و بیرون حاکمیت تغییرات الزاما به نتیجه مورد نظر نخواهند رسید. برخلاف دوستی که تغییرات را از دورن حاکمیت بی اثر دانسته بودند من فکر می کنم برای هر تغییر پایدار باید به تغییر از درون وبیرون حاکمیت به شکل همزمان دست زد.

  22. دوست دار شما گفت:

    با عرض سلام و ادب به جناب اقای حجاریان و آرزوی سلامتی برای ایشان. من به شخصه ارادت بسیار به ایشان دارم . آنهم نه صرفا به دلیل تحلیل های عمیقشان بلکه به خاطر منش و روش اخلاقی شان و نقد پذیریشان.
    به نظرم به این مطلب ایشان نقدی وارد است که امیدوارم که قابل دانسته و پاسخ فرمایند. اگر اصلاحات به روش “میجی ” که با تجمیع قدرت و با اجبار و از بالا صورت گرفت و مهمترین تفاوت روش امیر کبیر با در این بود (و عواملی مانند چهارراه حوادث دنیا بودن _جزیره نبودن و… عوامل دست دوم محسوب شوند) باید انتظار میداشتیم رضا شاه موفق می شد و الان اورا نه به عنوان دیکتاتور-عامل بیگانه وهزار چیز دیگر بلکه یک مصلح بزرگ میشناختیم – جدا از حب و بغض های با دلیل و بی دلیل – به سادگی می توان تغییرات و تحولات صورت گرفته در دوران اورا (تاسیس دانشگاه, ورود صنایع, راه سازی ,پل سازی , راه اهن و بسیاری دیگر ) پایه های توسعه امروزه دانست . پیداست اینجا قصد نیت خوانی ندارم (که آیا این توسعه بنا به سفارش اغیار بود یا او شخصا طالب آن) در هر حال پر واضح است که تقریبا تمام پارامترهای دوره میجی با شدت و ضعف متفاوت در آن دوران بوجود آمد . ولی نتیجه آن در حالت بد بینانه منجر به دیکتاتوری ، و تمرکز قوا در یک مجموعه و در دست یک فرد شد و مگر نه اینست که همواره گفته می شود تمرکز قدرت فی حد ذاته فساد آفرین و دیکتاتور پرور است . و چنانچه خوش بینانه به رضا شاه نگاه کنیم این بر سر چهار راه بین المللی بودن موجب درگیری کشور در جنگ جهانی دوم ,برغم اعلام بی طرفی, و ورود ایران ورطه بحرانهای اقتصادی , اجتماعی ، سیاسی و…گردید و در نهایت پس رفتن راه رفته و تنفر عمومی از اقدامات رضا شاه – شاید لزومی به بیان تاریخ نباشد ولی در زمان خروج او از کشور و تبعید، برای مردم سرنوشت او چندان مهم نمی نمود. لذا به نظر می رسد این بر سر چهارراه جهانی بودن جابگاهی فراتر از درجه دوم اهمیت را داراست و آن موضوع امرانه انجام دادن اصلاحات جایگاهی دون تر از درجه اول را دارا باشد. ممنون خواهم شد نظرایشان را بدانم .

  23. ناشناس گفت:

    با عرض سلام و ادب به جناب اقای حجاریان و آرزوی سلامتی برای ایشان. من به شخصه ارادت بسیار به ایشان دارم . آنهم نه صرفا به دلیل تحلیل های عمیقشان بلکه به خاطر منش و روش اخلاقی شان و نقد پذیریشان.
    به نظرم به این مطلب ایشان نقدی وارد است که امیدوارم که قابل دانسته و پاسخ فرمایند. اگر اصلاحات به روش “میجی ” که با تجمیع قدرت و با اجبار و از بالا صورت گرفت و مهمترین تفاوت روش امیر کبیر با در این بود (و عواملی مانند چهارراه حوادث دنیا بودن _جزیره نبودن و… عوامل دست دوم محسوب شوند) باید انتظار میداشتیم رضا شاه موفق می شد و الان اورا نه به عنوان دیکتاتور-عامل بیگانه وهزار چیز دیگر بلکه یک مصلح بزرگ میشناختیم – جدا از حب و بغض های با دلیل و بی دلیل – به سادگی می توان تغییرات و تحولات صورت گرفته در دوران اورا (تاسیس دانشگاه, ورود صنایع, راه سازی ,پل سازی , راه اهن و بسیاری دیگر ) پایه های توسعه امروزه دانست . پیداست اینجا قصد نیت خوانی ندارم (که آیا این توسعه بنا به سفارش اغیار بود یا او شخصا طالب آن) در هر حال پر واضح است که تقریبا تمام پارامترهای دوره میجی با شدت و ضعف متفاوت در آن دوران بوجود آمد . ولی نتیجه آن در حالت بد بینانه منجر به دیکتاتوری ، و تمرکز قوا در یک مجموعه و در دست یک فرد شد و مگر نه اینست که همواره گفته می شود تمرکز قدرت فی حد ذاته فساد آفرین و دیکتاتور پرور است . و چنانچه خوش بینانه به رضا شاه نگاه کنیم این بر سر چهار راه بین المللی بودن موجب درگیری کشور در جنگ جهانی دوم ,برغم اعلام بی طرفی, و ورود ایران ورطه بحرانهای اقتصادی , اجتماعی ، سیاسی و…گردید و در نهایت پس رفتن راه رفته و تنفر عمومی از اقدامات رضا شاه – شاید لزومی به بیان تاریخ نباشد ولی در زمان خروج او از کشور و تبعید، برای مردم سرنوشت او چندان مهم نمی نمود. لذا به نظر می رسد این بر سر چهارراه جهانی بودن جابگاهی فراتر از درجه دوم اهمیت را داراست و آن موضوع امرانه انجام دادن اصلاحات جایگاهی دون تر از درجه اول را دارا باشد. ممنون خواهم شد نظر شما را بدانم .

  24. بابك گفت:

    جناب حجاريان فرموده‌اند كه “بايد حتما به این نکته توجه داشت که در ژاپن ساخت‌یابی به همراه اصلاحات میجی که اصلاحاتی آمرانه هم بود…”. اما سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چرا اين ساخت‌يابي در جامعه ايراني شكل نمي‌گيرد. شايد يك پاسخ اين باشد كه در ايران مواد خام قابل دستيابي نسبتا آسان (مانند نفت در دوران معاصر يا ساير مواد معدني و كشاورزي در گذشته؟) در اختيار حكومت قرار مي‌گيرد و به اين ترتيب حكومت و كاست شكل گرفته در اطراف آن خود را بي نياز از نظر مردم مي‌بيند. مناسبات شكل گيرنده از چنين اقتصادي صرفا به حفظ وحراست از اين منابع در اختيار كاست حكومتي و سركوب ديگراني كه خواهان ورود به اين كاست باشند، مي‌پردازد. شايد طرح كلي يك راه حل براي فرداي ايران اين باشد كه نيروهاي دموكراسي‌خواه به دنبال سازوكاري باشند كه اين منابع از دست دولت خارج شود. و دولت از راه گرفتن ماليات بر درآمد به اداره جامعه بپردازد. و درآمد حاصل از مواد خام به متعلق به همه جامعه است صرف سرمايه گزاريهاي زيربنايي گردد. و جامعه با ايجاد نهادهاي مدني قوي به نظارت بر اداره اين منابع اقدام نمايد. همچنين سازوكار پيشنهادي نحوه در اختيارقرار دادن اين منابع در دست دولت را مشخص نمايد.

  25. اختیاری گفت:

    تا وقتی ما مردم پیش خودمان خیال میکنیم باهوش ترین مردم دنیا هستیم حتما ژاپن هم میشویم!