سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حکمت، تدبیر و خیرخواهی پیش شرط خروج از بحران...
» بازخوانی بیانیه هفدهم منتشر شده در ۱۱ دیماه ۸۸

حکمت، تدبیر و خیرخواهی پیش شرط خروج از بحران

چکیده :موسوی که چیزی برای از دست دادن ندارد. او همان معمار دهه پنجاه است. هشت سالی کشتی هدایت کشوری در بحرانی ترین شرایط به دستش سپرده بودند و او سالم به سر منزل مقصد رسانده و باز برگشته بود به همان خانه قدیمی بن بست اختر که این روزها وسعتش به همه عالم رسیده است. او که از مرگ و شهادت برای خود و خویشانش ترسی ندارد که چون دزدان تیر بر خواهر زاده اش می زنند و می گریزند....


کلمه- بیتا موحد: 

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

عاشورای 88 نقطه عطفی در تاریخ جنبش سبز و مبارزات مردم ایران است. در این روز حکومت چهره بی نقاب خود را به جهانیان نشان داد و ثابت کرد برای حفظ قدرت حاضر است در ماه حرام خون عزاداران امام حسین را بریزد و در برابر دیدگان اشکبار مادران داغدار و زخم های تن مردم حقایق را در سیمایی که رنگی از ملت ندارد، وارونه جلوه دهد و صحنه هایی را به تصویر کشد که فقط فیلمبرداران سیمای رسمی کشور قادر به ضبطش بوده اند.

حاکمیتی که توانست با زور و تزویر خون شهید مظلوم سیدعلی موسوی را در ظهر عاشورا چون جدش اباعبدالله به زمین بریزد و حتی نگذارد زینب فریاد درد سر دهد و جنازه دزدی کند و آن کند که تاریخ این سرزمین تاکنون به خود ندیده بود. حکومتی که با لشکری متشکل از چند سردار غاصب سپاه و مامورانی که فقط در فکر امنیت خود و صاحبان قدرت هستند، با قلب حقیقت “زورآزمایی خیابانی” کند و با زر و تزویر گروهی را به خیابانها بیاورد و پلاکاردهای درود و مرگ به دستشان دهد تا شاید بتواند از شکافی که ایجاد کرده چند صباحی سود برده و پایه های ظلمش را در زمینی که هنوز سرخی خون شهیدانش بر سنگفرش خیابانهاست، محکم کند تا نبود حمایت مردمی را جبران کند و تسلی باشد برای آنان که به کاریکاتور هر چیزی دل خوش دارند.

دو روز از جشن و پایکوبی حکومت بر پیکر کشته شدگان عاشورا در نه دی گذشته بود که میر حسین موسوی در بیانیه ای به تحلیل این رویداد پرداخت. او از همان ابتدا صریحا به راهبر بودن مردم در جنبش اشاره کرد و دلیل اصلی مردم برای حضور در خیابانها را با ساده ترین واژگان مطرح نمود “ تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
موسوی که خود ادعای رهبری ندارد می داند که مردم “منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند.
و هر زمان که احساس وظیفه کنند از همه موانع حاکمیت گذشته و به خیابانها می آیند و حق خود را فریاد می کنند.

تصویری که میرحسین موسوی از جنایتی که در روز عاشورا اتفاق افتاد ارائه می دهد، گویاترین و نزدیکترین تصویر به واقعیت است. فاجعه ای که سخت است پاک کردنش از صفحه ذهن مردمی که برای عزاداری امام حسین به خیابان ها آمده بودند و خود را مواجه دیدند با لشکر تا بن دندان مسلحی که تنها می توانست یادآور یک لشکر در ظهر عاشورا باشد. در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

موسوی با نگاه عمیق جامعه شناختی می داند که افراط صورت گرفته در این روز نه یک روند طبیعی و یک حرکت سازماندهی شده بلکه واکنش به رفتار خشونت آمیزی بود که از سوی تعدادی از ماموران گوش به فرمان صورت گرفته بود. صحنه های تکان دهنده زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورها. این مصلح اجتماعی در پس همه این غبارها زیبایی همدلی مردم را می بیند که سعی می کنند آنها را از آسیب حفظ کنند، چه آنها همان برادران او هستند.

هیهات!

حکومتی که بنای سازش و برگشت ندارد و به جای جبران خسارتها هر روز خرابی و گسست جدیدی ایجاد می کند. حاکمانی که گمان دارند با زور سرنیزه می توان حکومت کرد. باز حمله شبانه به خانه ها، بازداشت های فله ای و ادامه ارعاب. اما سوالاتی بی پاسخی که از ذهن همه می گذرد گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

موسوی که می داند با کنار زدن نخبگان واقعی و سپردن امور به کسانی که مدرک بصیرت خود را در راهپیمایی فرمایشی نه دی بدست آورده اند نمی توان مملکت داری کرد، آنان را به تفکر فرا می خواند و می خواهد که به علل بروز چنین رویدادهایی بپردازند نه سعی در پاک کردن صورت مساله داشته باشند. او چون پدیده های اجتماعی را در ظرف توامان تاریخ و جغرافیا بررسی می کند می داند تفکر حاکم بر حاکمان ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

میرحسین هر چند جامعه شناسی و تاریخ نخوانده، اما سیر مطالعه و اندیشه وی حاکی از تسلط او بر تاریخ معاصر و تجربه جنبش ها و تحولات اجتماعی است، موسوی می داند اتفاقی که در خرداد 1388 شکل گرفت یک تصادف و حادثه ای از سر هیجان و غلیان احساسات نبود بلکه ریشه در چند دهه فشار و تحمل و مبارزات دویست ساله این ملت دارد. این رویداد نشان از نارضایتی جمعیتی دارد که سالها بدنبال گمشده خود بوده اند و اینک که آن را بازیافته اند و طلبش می کنند، اجازه نخواهند داد کسی آن را از مقابل دیدگان بازشان به یغما برد. موسوی می داند که مشکل این مردم این نیست که چرا نام موسوی و کروبی از صندوق بیرون نیامده است. مشکل مردم فراتر از یک رای و یک نامزد است فلذا نیک می داند که فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد .

برخلاف نگاه ژرف و موشکافانه میرحسین موسوی به این رخداد سیاسی، طرف مقابل با تکیه بر پوپولیسم و تهییج احساسات به دور از هر منطق و بینه ای در هر قدمی که بر می دارد گره ای به بحران کوری که بدست نیروهای امنیتی و تشنگان قدرت افتاده است می افزاید. فاجعه عاشورای 88، مرهمش راهپیمایی نه دی و توهین و هتاکی به مردم نبود. اما حاکمیت با ” زورآزمانی خیابانی” می خواست برای مردم شاخ و شانه بکشد و مردم را در مقابل هم قرار دهد و وانمود کند کسانی که نه دی به خیابانها آمدند، همان ” مردم واقعی” هستند که پشتیبان نظام و سیاستهای جاری هستند. غافل از اینکه حرکت ” خودجوش” که این همه تبلیغات و ستاد بزرگداشت و تریبون دولتی و سیمای میلی و داد و مقال و گالری عکس نمی خواهد.

حرکت خود جوش حضور آگاهانه و سبز ملتی است که 25 خرداد در غیاب هر رسانه ای، خود رسانه است و در یک حرکت عظیم مدنی به خیابان می آید و در کمال آرامش و طمانینه با سکوت خود بلندترین فریاد را می زند و نشان از رای گمشده اش می گیرد.

میرحسین موسوی منتقد به چنین شیوه ای است که حکومت ناکام از اقناع و سرکوب، مردم را رو به روی هم قرار دهد و در قحط الرجال مردان پایتخت، کسی که نشانی از هدایت بر خود ندارد، سخنران مراسمی شود و مردم معترض زخم خورده داغدار را ” گوساله و بزغاله ” بخواند و از یک تریبون حکومتی رسما مردم را به جنگ دعوت کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟

موسوی که چیزی برای از دست دادن ندارد. او همان معمار دهه پنجاه است. هشت سالی کشتی هدایت کشوری در بحرانی ترین شرایط به دستش سپرده بودند و او سالم به سر منزل مقصد رسانده و باز برگشته بود به همان خانه قدیمی بن بست اختر که این روزها وسعتش به همه عالم رسیده است. او که از مرگ و شهادت برای خود و خویشانش ترسی ندارد که چون دزدان تیر بر خواهر زاده اش می زنند و می گریزند.

این مصلح اجتماعی بر خلاف دولتمردان که تنها برای محکم کردن بنیان قدرت خود برنامه ریزی می کنند، می داند تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. موسوی می داند که راه حل های سرکوبگرایانه راهکار حل این معضل نیست. او می داند که پذیرش این واقعیت که کشور در وضعیت بحرانی است می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد.

او بصراحت و روشنی بدون هیچ ابهامی اعلام می کند که فرار به جلو مشکلی از این حاکمیت حل نمی کند و تنها به عمیق تر شدن شکافها کمک خواهد کرد. تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است.

موسوی سیاستمدار است. کسی که در بحبوحه ترورهای کور مجاهدین خلق و پناه بردن آنان به دامن دشمن ، سکاندار و مدیر این مملکت بوده، او می داند که منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، دلسوزانه از حاکمان می خواهد که برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنند.

ما پیرو اباعبدالله حسینیم

میرحسین همچون طبیبی دردمند و دلسوز، پیش از آنکه راهکارهای خروج از بحران را بیان کند بار دیگر هویت جنبش سبز مردم ایران را تببین می کند تا حریف را خلع سلاح کند. او هویت جنبش را اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی، او که داغدار عزاداران امام حسین است که در عاشورای 88 به خون کشیده شدند، او که میراث دار ارزشهای انقلاب و اسلام ناب محمدی است، اعلام می کند که ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

در اینجا میرحسین موسوی به نمایندگی از خود و همه دوستان دربندش اعلام می کند که پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. موسوی که دیده است چگونه اقتصاد کشور در اثر سومدیریت و سو استفاده مدیران دچار فساد است و مردم از این فساد رنج می برند و سفره های آنان هر روز کوچکتر می شود نمی تواند نگرانی خود را پنهان کند. او حاضر به اثبات این ادعاست که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است .

او نمی تواند نگوید که نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند.

موسوی دروغ را منشا همه مفاسد می داند و اعلام می کند که جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

این نخست وزیر دوران دفاع مقدس، خواسته اش هم مثل شیوه و مرامش، روشن و شفاف است. همان خواسته ای که همه مردم می خواهند ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم.

آنان که این روزها فریاد وا اقتصادا سر داده اند و از فساد رخنه کرده در جای جای این کشور فغان می کشند و ثروتهای میلیاردی باد آورده را فریاد می کنند و از اختلاس بزرگ سه هزار میلیارد تومانی شاکی اند، کجایند به یاد آورند فریاد دردمندانه میرحسین موسوی را ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است.

کسانی نسبت به بی قانونی ها و بی انضباطی های مالی پاکترین دولت زمانه نگرانند و از دیکتاتوری رضا خانی دم می زنند و عدم کفایت رییس جمهور منتصبشان، کجا بودند که بشنوند، هشدارهای نخست وزیر محبوب امام را که می گفت رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم.

برخلاف تبلیغات تمامی تریبونهای دولتی موسوی به صراحت هر گونه وابستگی به بیگانگان را نفی می کند و بر باور خود به استقلال پا می فشارد ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین الملل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است.

موسوی که پیشتر ماهیت و هویت جنبش سبز را اعلام کرده است، برائت خود از کسانی که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند را هم بیان می کند و در عجب است که به سبزها تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود. بر خلاف دروغ حاکمیت که سران جنبش سبز از حامیان هتاکان هستند، این رهبر جنبش سبز به صراحت اعلام می کند که حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید نیست، اما موسوی مثل برخی فریت ظاهر و پوسته را نمی خورد و می داند که بدترین نوع حرمت شکنی کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام است. چرا که او می داند شعارهای مردم فریب صرفا پوششی است برای پنهان کردن جنایات بزرگی که در روز عاشورا در برابر چشم عزاداران آفریده شد. از منظر این مصلح اجتماعی کرامت انسان و جان انسان آنچنان بالاست که هر گونه حرمت شکنی به آن حرام است.

این نخست وزیر محبوب امام می داند که راه حل مشکل پیش رو با تواب سازی و معامله پشت پرده حل نخواهد شد، فلذاست که در پشت درهای بسته با کسی مذاکره نمی کند. بده و بستانی با کسی ندارد چون بر این باور است که وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . او می داند آرام کردن چنین طغیانی نه آسان است و نه راه های کوتاه مدت می تواند کارسازش باشد، اما باور دارد که می توان بتدریج نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه روان کرد. او که باور دارد به لطف و مدد الهی، هیچگاه زمان را دیر نمی داند و نظام را دارای قدرت می داند که با تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن چنین باری را به سر منزل مقصود برساند.

و باز برای چندمین بار راهکارهای پنجگانه خود را برای خروج از بحران باز می شمارد، اعلام مسئولیت پذیری دولت، تدوین قانون انتخابات، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی و اجرای اصل 27 قانون اساسی برای برپایی تجمعات قانونی مردم. او باور دارد که حتی شروع یکی از آنها می تواند آب رفته را به جوی بازگرداند و اعتماد عمومی را موجب شود. و او بر خلاف آنان که در صدد حل مسایل در پشت درهای بسته هستند بر این باور است که همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.


  • Karma

    نمیدانم این مرد چه دارد اما میتوانم ادعا کنم که نور حق بر دلش روشنی بخش گشت.درود وسلام من بر این بزرگوار وخانواده صبورش.نمیخواهم بت سازی کن اما این مرد حق گوست.ومرد حق در راه حق

  • فرزند نويسنده شهيد

    درود بر ايثارتو اي سيد عزيز وهمرزم شجاعت شيخ بلندمرتبه…ياعلي مدد

  • ناشناس

    اصلاحات دیگر معنی ندارد و باید دنبال راه حل ریشه ای گشت.

  • ناشناس

    چرا این قدر به خودتون دروغ تحویل میدید….
    چشماتون باز کنید یه ذره اطرافتون رو نگاه کنید چه خبر بابا……….
    کی گفته که میر حسین نخست وزیر محبوب امام بوده بابا کمتر دروغ بدید

  • ناشناس

    دوستان این مطالب یعنی جملاتی که سبز نوشته شده است را به صورت نکته در فیس بوکهایشان قرار دهند. فیس بوک بهترین جا برای این مطالب است

  • ناشناس

    هنوز باگذشت سی سا ل وقتی روزنا مه های جمهوری اسلا می انسال هایی که مهندس میر حسین موسوی سردبیریش بود پاکی نجابت نفس های مدیریتش را با همه وجودم احساس میکنم درست همان روزگاری که خانمها واقایان ولایتمدار امروز چگونه در شهوت ثروت وقدرت به هر چیزی بی رحمانه تجاوز میکردند ودر قتل عام های گروه های سیاسی را برنامه ریزی کردند وبعدها در شرایط تعین شده شان قتل های خودرا عمل کردند ومهندس میر حسین موسوی شب وروز به همراهی ایت الله دکتر بهشتی وشهید با هنر وشهید رجایی والله هاشمی رفسنجانی وسایر مردان خدا وایران دوست تلاش در تقویت فونداسیون همین نظام بودند وروزها در زوزنامه در مقابل بلبشوهایی که مظفر بقایی ها وبادامچیان ها وجلال الدین فارسی ها و حسن ایت ها وگوه به اصطلاح فد ائیان اسلا م با نوچه های کوچلو که اموز در سایه ولایت عربده مکشند در شهوت ها غرق بودند واصلا هیچ اعتقادی به امام ودفاع مقدس مردمی نه تنها نداشتند بلکه خیانت ها نیز می کردند مطلب زیاد است در مورد این خائنین به انقلاب وایران ومردم مظلوم این سرزمین س ع ص یکی از بازمانده های قدیمی ان روزها درسال پنجاه هشت که در روزنامه جمهوری اسلامی خیلی از حقیقت وقایع را با مدارک وموضع های که در اطلا عیه های این گروه موجود میباشد

  • علیرضا کفایی

    دعاي گوشه‌نشينان بلا بگردانند
    آنروزها سهم من یک رای بود. نوشتم “می تواند، همراهش شویم”. حالا و در زمستانه بی تو سهم من دیگر یک رای نیست. می نویسم “توانستی همراهت خواهم ماند

  • ارش

    ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم همه با میرحسینیم

  • آزادی

    همراه هم روز انتخابات به خیابان میاییم

  • ناشناس

    دوستت دارم میرحسین،شک ندارم که به زودی بساط حکومت اموی برچیده میشه،فقط موسوی عزیزم تو رو خدا نذار دوباره حرکت مرد ایران دزدیده ومنحرف بشه.بذار پاک ترین انقلاب رو داشته باشیم

  • حسین جعفری

    نظر مردم مخلص را که ازصمیم قلب از اوضاع انتقاد می کنند، منتشر کنید. بگذارید این انتقاد ها به گوش سردمداران برسد. تا فردا نگویند بد بودیم یا بد عمل کردیم چرا شما که شاهد بودید گوشزد نکردید. من که مطالبم را با اسم خودم می نویسم. چرا انتقاد ها را کاملا منتشر نمی کنید. درصدر اسلام که آن عرب جلنبر و لخت بلند می شد و ازعمر انتقاد می کرد و به او میگفت اگر تو کج شدی من با همین شمشیرم ترا راست خواهم کرد، حال بفرمایید که مثلا رهبر انقلاب، یا سردمدران دست دوم از ابوبکر و عمر وعلی بالاترهستند که نشود ار ساحت آنان انتقاد کرد. بالاخره در این مملکت باید رهبران یاد بگیرند که دربرابر انتقاد تحمل داشته و ضد ضربه باشند. کسی که به کارهای اجتماعی و عام المنفعه اشتغال یافت باید ظرفیت انتقاد را هم داشته باشد.