تیر آخر به پیکر جمهوری اسلامی
چکیده :این اعضای شورای نگهبان و سرداران سپاه هستند که تشخیص می دهند مردم به چه کسی رای دهند و چه کسانی از صندوق رای بیرون بیاید. صندوق های رای همان نمایشی است که کاریکاتورش را این روزها مردم در همه جا شاهدند. از هر چیزی فقط پوسته ای مانده و محتوای آن از اصل خالی شده و دل به نام ها خوش کرده اند و انتخابات برپا می کنند، برای حضور مردم جشن و پایکوبی می کنند در سیمایی که رنگ ملی ندارد. فردای انتخابات می خواهند همه به خانه هایشان بازگردند تا باز چهار سال دیگر بگذرد و نیاز باشد به نمایش قدرت مردم در پای صندوق های رایی که تجلی اراده مردم نخواهد بود...
کلمه-بیتا موحد:
در حالی که جبهه اصلاحات در یک اجماع عمومی، انتخابات پیش رو را فرمایشی و نمایشی دانسته و شرکت در آن را تقویت پایه های استبداد و دهن کجی به خواست مردم می دانند، مهدی کروبی پس از بیش از سیصد روز حبس خانگی در اظهار نظری صریح انتخابات مجلس نهم را “فرمایاشی و دستوری” خواند و آن را “تیر آخر” بر پیکره جمهوری اسلامی دانست.
جمهوری اسلامی در دوازده فروردین ماه 1358 با رای قاطع مردم ایران بدنبال انقلابی باشکوه برای کسب آزادی و استقلال بعنوان حکومت رسمی ایران شناخته شد. دو وجهه ای که از همان ابتدا گروهی را خوش نمی آمد و به ای نحو تلاش می کردند که از میزان رای مردم کاسته و با نخبه گرایی و کیفی کردن آرا نقش مردم را کمرنگ کنند. تلاشهایی که با اظهار نظر صریح بنیانگذار جمهوری اسلامی ” میزان رای مردم است” آنان را به بیغوله های خود برد تا بعدها در غیاب او به میدان آیند و ثمره سالها مبارزه مردم ایران و خون شهیدان را در پای امیال و خواسته های قربانی کنند.
نگرانی رهبران جنبش سبز از مرگ جمهوری اسلامی و اصرار آنان برای حفظ نظامی که دو مولفه اساسی ” جمهوریت و اسلامیت” را با خود دارد نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، تاکید بر وجه مردمی حکومتی است که مشروعیت خود را مردم می گیرد. حاکمیتی که مردم ولی نعمتانش هستند نه صاحبان زر و زور و تزویر. حاکمیتی که مردم نامحرم نیستند و رای آنان به ارکان حکومت ارزش و اقتدار می دهد و حاکمیت مشروعیت خود را از عوالم قدسی و ماورایی نمی گیرد. حکومتی که نماینده افکار عمومی و خادم مردم است. نه حکومتی که برای مردم خط و نشان می کشد و با سرکوب هر صدای متفاوتی را در گلو خاموش می کند.
پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری 1388 میرحسین موسوی به صراحت عنوان کرده بود آنچه اینان تدارک دیده اند تحمیل یک “زندگی سیاسی جدید” است. زندگی سیاسی که دیگر نه اسلامیت دارد و نه جمهوریت. او هشدار داده بود که دستاورد یک انتخابات مهندسی شده چه کسانی را خشنود می کند “یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صفآرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند” همان ها که عرصه بر مردم تنگ کرده اند و ” به گمان باطل خود میخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند”. و دسته دیگری که سه دهه است در بزنگاه این ملت کمین کرده اند تا “با ادعای دفاع از حقوق مردم” دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت بدانند و فاتحه دین را بخوانند.
و اینک شیخ در بند هشدار می دهد که انتخابات دوازده اسفند با مقدماتی که برای آن فراهم شده است، تیر آخر بر پیکر این نظام است. نظامی که می خواست الگوی یک نظام ارزشی مبتنی بر دین رحمانی در زمان مرگ ایدئولوژی ها باشد. تلاشی که طی سه سال گذشته برای حفظ این نظام صورت گرفت و می گیرد. فعالان سیاسی و انقلابیونی که به حبس و هجرت رفتند چون می خواستند جمهوری اسلامی بماند نه حکومتی که عده ای بر خلاف نص صریح قانون اساسی به راه انداخته اند. در چنین نظامی که دیگر نه اسلامی است و نه جمهوری بهترین راه برگزاری انتخابات همان پیشنهادی است که مهدی کروبی از زندان خانگی اش داده است. تشکیل شورای عالی انتخابات برای اینکه این تتمه آبروی اسلام و روحانیت حفظ شود. تعبیری که میرحسین موسوی نیز در اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری گفته بود ” انتخابات درجه دو انتصابی”. انتخاباتی که دیگر مردم نقشی در آن ندارند. این اعضای شورای نگهبان و سرداران سپاه هستند که تشخیص می دهند مردم به چه کسی رای دهند و چه کسانی از صندوق رای بیرون بیاید. صندوق های رای همان نمایشی است که کاریکاتورش را این روزها مردم در همه جا شاهدند. از هر چیزی فقط پوسته ای مانده و محتوای آن از اصل خالی شده و دل به نام ها خوش کرده اند و انتخابات برپا می کنند، برای حضور مردم جشن و پایکوبی می کنند در سیمایی که رنگ ملی ندارد. فردای انتخابات می خواهند همه به خانه هایشان بازگردند تا باز چهار سال دیگر بگذرد و نیاز باشد به نمایش قدرت مردم در پای صندوق های رایی که تجلی اراده مردم نخواهد بود.
برای سبزها حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر است و انتخابات مناسب ترین شیوه تحقق آن است اما انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت و سلامت آن کاملا قابل تضمین باشد*، بی شک مردم با اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی مغایر قانون اساسی مبارزه می کنند و همانگونه شیخ شجاع در پیامش پیش بینی کرده است ” مردم در فرصتی مناسب، ارزش های موجود در قانون اساسی سال ۵۸ را، البته با اصلاحاتی که در گذر زمان ضروری مینماید، احیا می کنند.”
“فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض” اما کف به کناری رود و از بین رود، اما آنچه به مردم سود مىرساند در زمین مىمانَد.
* منشور سبز














به تیغ صبح صادق نوروز و همت یاران
سهل است که شام دی شود شکار من
اینهمه دروغ در منابر و تریبونهای عمومی گفتید وحیا نکردید ولی دیدید مردم فهمیدند و هو کردندنتان . برای یک دفعه هم شده تعداد شرکت کنندگان در انتخابات را درست اعلا م کنید چون معلو م نیست دیگر شما فرصت برگزاری انتخابات داشته باشید قول میدهیم بعدها بگوئیم یکبار راست گفتند . ضمنا پیشا پیش بگویم که با امر و دستور هم نتایج را قبول نخواهم کرد خودش را به زحمت نیندازد .
ان حرف اقای خمینی که گفت میزان رای مردم هست را فرا موش کنید …امروز میزان در دست ولایت مطلقه و متحجرین قدرت طلب رو حانی وبی سواد و بی خرد گر فتار شده است که نه با دین و نه با عقل و نه با روزگار امروزئ جور و سازگار می شود
حکومت و انتخابات فرمایشی و خدایگانی به فروپاشی میرسد.اگر به فروپاشی نرسد ایمان ها و باور های راستین؟چپو خواهد شد.
روز انتصابات.روز محو استبداد روزیکه بار دیگر همچون 22 خرداد 88.برای نابودی استبداد دینی به خیابان و میدان امده واز ریشه براندازیم
یعنی چی؟منظورتون اینه که همه انتخابات در جمهوری اسلامی درست بوده بجز انتخابات ۸۸؟اگر همت کنید و در چند روستا و شهرستان از مردم صادقانه نظر سنجی کنید متوجه خواهید شد که تا چه اندازه احمدی نژاد محبوبیت دارد . خودم شخصاً تابستان گذشته از روی کنجکاوی اینکار انجام دادم خواهش میکنم شما هم امتحان کنید
روند سر نگونی این رژیم از انتخابات سال 1388 شروع شده است همگی دستهایمان را برای سلامتی انسانهای بزرگی مانند احمدی نژاد بالا ببریم که نقاب از چهره خامنه ای برداشت و اهداف و جریانهای انحرافی را برای ما آشکار کرد هرچند بدون آگاهی ولی در نهایت به نفع مردم تمام شد و این روند همچنان ادامه دارد تا پیروزی جنبش سبز و آزادی شیخ و میر حسین موسوی .
این قدر نا مردانه حرف نزنید چرا مردم را بی شعور فرض می کنید و به نظام توهین می کنید
شورای نگهبان جه حقی دارد که عده ای را انتخاب کند و بعد به مردم تکلیف کند که به آنها رای بدهند(تازه درمرحله بعدی هم دخالت می کنند و هرکس را که دلشان خواست ازصندوق بیرون می آورند). شرکت نامزد ها در انتخابات باید آزاد باشد. حتی اگر برای سیصد نماینده ده هزار نفر هم دواطلب شده باشند، چه اشکالی دارد. فعالیت انتخابات می کنند و بعد هیاتی مرکب از نمایندگان مردم بر شمارش آرا نظارت می کنند تا ازبین آنها کسانی را که بالاترین رای را آورده اند انتخاب کنند. یا خیر اگر می خواهید قدری با تامل انتخاب شوند، دو یا سه برابر نمایندگان از بین حائزین شرایط انتخاب کرده و در مرحله دوم مردم از بین آنان افراد مورد نظر را با رای به مجلس یا ریاست جمهوری انتخاب می کنند. شورای نگهبان چه کاره است که لقمه را به میل خودش بجود و بعد به ما تکلیف کند که آنرا قورت دهیم. همه کارها باید به دست ملت و با اراده ملت انجام شود.
جناب آزادی ما هرروز دستهایمان را بالامی بریم و برای آزادی شجاعانی مثل میر حسین و کروبی دعا می کنیم و از خدابرای محمود احمدی نژاد دروغگو طلب تقاص خون های مظلومان و مرگی بسیار دردناک را می کنیم و از ساده لوحی افرادی چون شما بسیار شرمنده ایم
انتخابات در همه دنیا تقلب و تخلف داره. در ایران هم داره و داشته و خواهد داشت. اما اینکه سرنوشت انتخابات رو تغییر بده. اینکه به جای میرحسین موسوی احمدی نژاد از تو صندوق در بیاد این دیگه معجره هزاره سوم است که باید روش بحث کرد. احمدی نژاد محبوبیت دارد در همان روستاها و حتی شهرها. اما جمعیت ایران فقط روستاها نیست. در همه دنیا هم طبقه متوسط شهری است که در روند انتخابات تاثیر گذار است و نقش برجسته دارد.
حکومت پوپولیستی یعنی همین که بتوان رفت و رای روستایی را با یک گونی سیب زمینی خرید.
خطاب به ناشناس ها و کسانی که با کلمات و اسم هایی مثل آزادی بازی میکنند
حنای طرفدارن دولت دیګه رنګ نداره
احمدي نژاد بايد هم در روستا ها محبوبيت داشته باشه يكي اينه كه كلي وام بلاعوض و امكانات ديگه به روستائياندارن ميدن تازه روستائي ها ياد گرفتند كه آخر هر سال بگن محصول نداشتيم و خشكسالي بود … تا وام رو بهشون ببخشند بعدش هم كسي كه خودش رو به يارانه و .. فروخت شخص براش مهم نيست بلكه پول رو دوست داره ديگه اينكه بعد از 33 سال اون روستائي صاف و صادقي كه ما سراغ داشتيم ماشالله دست هر چي شهر نشينه از پشت بستعه بقول يكي از دوستان اونا قبلا فقط فن روستا رو بلد بودن ولي حالا كه فن شهري هارو هم ياد گرفتند اصطلاحا ذوالفنون شده اند ضمن اينكه آدم بايد بر دلها نفوذ داشته باشه نه بر لبها.تغاري بشكند و ماستي بريزد دنيا شود بكام كاسه ليسان