به راستی چه کسی بی بصــیرت بود؟
چکیده : میرحسین موسوی بی بصیرت بود یا آنهایی که امروز از تریبون های رسمی افتخار خود را دستگیری جن گیرها رمال ها و... می دانند؟ وقتی امروز اسدالله بادامچیان از نا اطمینانی اصول گرایان از تقلب در انتخابات آتی سخن به میان می آورد آیا ذره ای شرافت و صداقت در میان بازجویان و قاضیان و پرونده سازانی که فرزندان صادق این ملت را با ان همه شواهد و قرائنی که وجود داشت به جرم بر ملا کردن این تقلب خفت بار، آماج شکنجه، حبس، تجاوز و قتل قرار دادند، جوابی به پیشگاه ملت ایران می توانند ارائه...
کلمه- گروه سیاسی: مهندس میر حسین موسوی شخصیتی است که در سخت ترین شرایط با تلاش بی وقفه وفداکاری واز خود گذشتگی یکی از زیباترین خاطره های تاریخی را برای ملت ایران به یادگار گذاشت. در شرایط جنگ تحمیلی بر خلاف پیشینه تاریخی مردم ایران یک تصویر روشن هویدا شده که در آن ظلم،فساد ودزدی در کمترین سطوح تاریخی خودش بوده و در عین حال با وجود همه عوامل محدود کننده، همدلی و همنوایی بین دولت و عامه مردم وبخصوص محرومان و مستضعفان در بهترین شرایط تاریخی خودش بود.
با وجود آنکه در کل دوره پس از کنار رفتن او بسیار افرادی بودند که انگیزه متفاوتی نیز در جهت تخریب او مطرح کنند حتی یک نکته تاریک هم در زندگی شخصی،سیاسی واقتصادی او پیدا نکردند.
اینکه در این دو دهه چیزی علیه او مطرح نشد، تجربه دو سال اخیر نشان می دهد مسئله مسئله خرد، ادب وشرافت مخالفین ایشان نبود بلکه معلوم شدکه همه جا را گشتند و به همه چیز متشبث شدند ولی چیزی پیدا نکردند ومعلوم شد در کوره شرایط متفاوت و سخت این ادم توفیق داشته است که در مکتب اسلام و بهره گیری از تمام تجاربی که در یکصد ساله گذشته فرازو نشیب هایی که می توانسته بیاموزد خودش را ساخته و مثل یک چهره منور و ذخیره ارزشمندی باقی بماند برای اینکه در روز مبادا به کار ملت ایران بیاید یک چنین واقعییت هایی بود که باعث شد چهره هایی مثل محمد نوری زاد شرط صداقت و شرافت را در این بداند که در نامه سرگشاده ای خطاب به رهبری نکاتی را در مورد آینده احمدی نژاد وکشور تذکر دهد. مضمون گفته محمد نوری زاد این است که میرحسین موسوی در عمل نشان داده است که مطیع اوامر اشخاص نیست و فقط مطیع اوامر خداوند است. بنابرین ظلم به چنین افرادی قطعا یاد آور ظلم هایی که به سلاله ایشان در طول تاریخ روا شده گرچه هنوز باید زمان بگذرد تا واقعیت های بیشتری آشکار شود تا مردم بدانند که در انتخاب موسوی وپایمردی که او پیشنهاد کرد اشتباه نکردند و تنها راه نجات ایران همین است که بر همان موازینی که پای فشرده و اکنون نیز سخت ترین شرایط را تحمل میکند اصرار ورزید.
اما حوادث دوسه ماهه اخیر جلوه هایی را ظاهر کرده است که به خوبی فعالیت جنبش سبز و موضع گیری های صادقانه و خالصانه مهندس موسوی را نشان می دهد.
اولین مسئله ای که موسوی به عنوان انگیزه برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری مطرح کرداحساس خطر برای کشور بود. کسیت که ذره ای شرافت داشته باشد و امروز واکنش های مردم منطقه را ببیند و به هوشیاری تاریخی و درک سیاسی و اجتماعی موسوی اعتراف نکند. آیا در میان گردانندگان امروز ایرانی با شرفی هست که رفتارهای اسماعیل هنیه و جنبش حماس را مشاهده کند و بتواند خوداری کند از آفرین گفتن به درایت و هوشمندی مهندس موسوی؟ چه کسی باید پاسخگوی این همه هزینه های گزاف برای جمهوری اسلامی باشد. سوال اینجاست که اگر بشار اسد با میلیلرد ها دلار پولی که از ایران گرفته از صحنه سیاسی سوریه غیب شود و به همسر و فرزندانش بپیوندد چه کسی پاسخگوی همه سرمایه گذاری هایی است که طی دهه های گذشته روی خانواده اسد شده است. اکنون که ایران سالانه میلیارد ها دلار به جیب آل صباح، آل خلیفه، آل سعود و آل نحیان می ریزد و اخیرا ترکیه نیز به این لیست اضافه شده ایا این جز بهایی است که ایران باید بابت سیاست خارجی بپردازد؟ همان هایی که بخش بزرگی از درامدهای خودشان را از طریق باج خوری و دلالی بابت شرایط تحریم اقتصاد ایران در یافت می کنند و یکی از همواپیما های ایران را توقیف می کنند وگزارش تشدید کننده تحریم به سازمان ملل متحد می دهند و همه عرب های خلیج فارس پس از سرمستی از بابت دلارهایی که از شرایط ایران به جیب می زنند و در شورای همکاری خلیج فارس دور هم جمع می شوند و تحقیر آمیز ترین عبارت ها را در مورد دولت و حکومت ایران به زبان می اورند وگستاخانه ترین تهدیدهامتوجه تمامیت ارضی ایران می کنند.
دومین مسئله در صحنه داخلی هم محور اصلی انگیزه مهندس موسوی مبارزه با دروغ وپرونده سازی برای ملت ایران و جلوگیری از تخریب اقتصاد ایران عنوان شده بود.
کار دروغ پردازی در این دولت به جایی رسیده است که از رئیس مجلس تا رئیس مرکز پژوهش های مجلس تا رئیس دیوان محاسبات کشور و سخنگوی قوه قضائیه و ائمه جمعه تا روزنامه ها ورسانه های طرفدار این دولت رابه فریاد و فغان کشانده. جالب ترین قسمت این ماجرا تمنای خود احمدی نژاد از جناح به اصطلاح اصول گرا در اولین نطق پس از حضور در هیات وزیران بود که عاجزانه از هم پیمانان اصول گرای خود تقاضا می کرداین همه دروغ به دولت و شخص او نسبت ندهند. وقتی ماجرای جن گیری ورمالی به قوه قضائیه کشیده شد و سایت های طرفدار دولت یکی پس از دیگری فیلتر و گاها محوشدند و اطرافیان احمدی نژاد در لیست دستگیری قرار گرفتند کم کم هراسی در میان همه کسانی که در سه سال گذشته با ظلم و جنایت و سرکوب وقساوت برای مظلوم ترین و شریف ترین وفداکار ترین فرزندان این اب وخاک پرونده سازی کرده بودند تهیه شد که خود کرده را تدبیر نیست و بدین ترتیب پیامی برای بقیه کسانی که در این ظلم و جنایت ها شریک بودند و هنوز نوبت آنها فرا نرسیده است که این مسئله ممکن است دیر یا زود داشته باشد اما سوخت و سوز نداشته باشد.
امروز حتی نا آگاه ترین و بی سوادترین حامیان این رویه ها نیز به خوبی می فهمند که پرونده سازی برای دیگران چه عواقبی دارد…
در باره تخریب اقتصاد ایران هم کیست که امروز پاسخ دهد آن همه جار وجنجال هایی که تحت عنوان سهام عدالت مطرح می شد چرا جای خود را به یک سکوت مرگبار داده است؟ چرا دیگر کسی سیب زمینی مجانی توزیع نمی کند؟ چرا حقوق بازنشستگان دیگر هیچ ارتباطی با نرخ تورم ندارد؟ چرا در لایحه بودجه برای حقوق بگیران دولت نرخ رشد منفی در نظر گرفته می شود؟ چه کسی باید سوال کند که پدیده سهام عدالت چه بر سر شرکت های دولتی آورده است؟ چه کسی پاسخگوی افزایش نزدیک به پنج میلیون نفر به تعداد فقرای در وضعیت اضطراری کشور طی سه ساله گذشته باید باشد؟ چرا باید در دوران نفت با قیمت بالای 100 دلار نزدیک به پانزده میلیون نفر در کشور زیر خط فقر قرار داشته باشند؟ چرا باید فساد مالی گسترده بلایی بر سر کشور اورده باشد که میزان سرمایه گذاری دولت در زمینه های تولیدی به پایین ترین سطوح خود طی 30 سال گذشته برسد ؟ چرا احمدی نژاد و همدستانش که ملتمسانه از همپالگی های اصولگرای خود می خواهد که دروغ کمتری به دولتش ببندند خود را ناگریز می بیند که ادعاهای ایجاد دونیم میلیون شغل کند ؟ چرا دیگر الان جشن ملی هسته ای نداریم و نوعی خفقان بر همه طرفداران دولت و دستگاه تبلیغاتی کشور در این زمینه سایه انداخته است؟ برایند آن همه گزاف گویی ها درباره پیشرفت علمی کشور چرا باید قهقرای اقتصاد و دست وپازدن در تورم ففقر وبیکاری باشد وحتی مدافعان افراطی دولت هم با گردن کج بگویند ما در حوزه اقتصاد حرفی برای گفتن نداریم؟
در این دوره شش ساله دولت بیش از 500 میلیلرد دلار در امد نفتی داشته و حاصل آن افزایش فقر، فساد، تبعیض،تورم و بیکاری بوده است. آیا مبارزه با فساد وفقر و تبعیض فقط در دوره خاتمی باید نقش چماق را بازی می کرد و در دوران اصول گرایی واویلای فقر و فساد و تبعیض اشکال شرعی خود را از دست داده است؟
مهندس موسوی معتقد بود که معرکه گردان فرهنگ ایرانیان باید علم، عقل، ادب و اخلاق باشد نه مداح و رمال و جن گیر. شوری اش تا کجا باید رسیده باشد که سخنگوی قوه قضائیه با افتخار اعلام دستگیری رمال ها و جن گیر های اطراف دولت را بطور رسمی اعلام کند؟
آیا میرحسین موسوی بی بصیرت بود که سه سال پیش گفت: آمده ام تا عقلانیت را جایگزین دروغ ورمالی و کف بینی کنم یا آنهایی که در نماز جمعه 29 خرداد افکاراحمدی نژاد را به خود نزدیکتر دانستند و به منتقدان دولت رمال ها، بی مهابا تاختند؟ میرحسین موسوی بی بصیرت بود یا آنهایی که امروز از تریبون های رسمی افتخار خود را دستگیری جن گیرها رمال ها و… می دانند؟ وقتی امروز اسدالله بادامچیان از نا اطمینانی اصول گرایان از تقلب در انتخابات آتی سخن به میان می آورد آیا ذره ای شرافت و صداقت در میان بازجویان و قاضیان و پرونده سازانی که فرزندان صادق این ملت را با ان همه شواهد و قرائنی که وجود داشت به جرم بر ملا کردن این تقلب خفت بار، آماج شکنجه، حبس، تجاوز و قتل قرار دادند، جوابی به پیشگاه ملت ایران می توانند ارائه کنند؟
آری مرور همه آنچه که به عنوان مشتی از خروار مطرح شد نشان می دهد که به راستی میرحسین موسوی به درستی احساس خطر کرده بود وریشه های اصلی فساد وتبعیض وتخریب را به درستی تشخیص داده بود واین چنین بود که تا اعماق روح و جان ملت نفوذ کرد.
این چنین است که همچنان که محمد نوری زاد در نامه های خود ذکر کرده بود مهندس میر حسین موسوی همچنان در دل ملت جا دارد و روز به روز بر محبت به او و حقانیت راه او افزوده می شود.














به نظر من اگر ما بصیرت داشتیم هنگامی که آیت الله خامنه ای به دکتر احمدی نژاد فرمودند که شما تصور کنید که 5 سال دیگر رییس جمهور هستید و برای 5 سال برنامه ریزی کنید، در می یافتیم که بازی انتخابات تمام شده است و رییس جمهور و مجلس و … همه به فرمان یک نفر بر سر کار می آیند و به فرمان یک نفر باید گردن نهند.
اگر شما بصیرت داشتید می دانستید که رمالی جرم نیست، بلکه سرپیچی از فرامین رهبری جرم است و آنگاه که انسان مجرم شد، همه کارش گناه است و پرونده ها برایش باز می شود و هیچ کاری سودش ندهد، مگر آن که مقام معظم رهبری انسان را عفو فرمایند.
کیست که به صداقت میر حسین شک کند میر حسین مرد اخلاق و صداقت و درستی هست مردی که دوستش می داریم و به امید ازادی او از بند به درگاه خدا دعا می بریم
اي كاش روزي برسد همان روزي گه بهمن 57 افتاد وملت ايران بعد از 20 اندي باز هم خوشحال شوند
خداوند پشت و پناه کسانی که خالصانه خود را وقف میهن خود کرده اند.درود بر میر ما میرحسین
وای بر ما که دین خود را به موسوی ادا نکردیم. موسوی در پیشگاه ملت کار خود را به نحو احسنت انجام داد و هرگز سر قدرت سازش نکرد ولی ما چه کردیم؟؟؟؟
آقای امیر سبز- اولین پیام : مسئله این نیست که اینها از خر شیطان پایین میان یانه- چون اینها خود ِ شیطانند و جز با نابودیِشان مردم ایران طعم خوش زندگی را نمی توانند بچشَند
بابصیرت های نظام ولای امروز رسوا شده اند نه راه پیش ونه راه پس دارند .در مانده از تمام شعار های که دادند .درود بر جنبش سبز وموسوی
و کروبی شجاع
جونم میر حسین! عاشقشم بد فرم!
اوایل طرفدار کسی نبودم اما حالا حرفای آقای موسوی رو با بصیرت می دونم مردم هم باید آگاه بشند این روز های سخت آمدند تا آگاه بشیم اینقدر دنبال مادیات وچشم و هم چشمی نباشیم کمی غیرت هم خوبه ما داشته باشیم
درود بر موسوی با بصیرت و مرگ بر بی بصرتهای واقعی متوهم
چرا دیگر در سخنرانی ها آقایان از کلمه بصیرت استفاده نمیکنند؟
احسنت! بسیار عالی بود .
همه مطالب را گفت و درست هم گفت ، فقط یک نکته را هیچکس نگفت :
این مردم که همه چیزهای خوب را برای خودشون میخوان و اتفاقات تلخ را برای دیگران ، شایسته داشتن یک رهبر بزرگ مثل میر حسین نیستن
وگرنه امروز این ظلم و فساد نباید تو کشور ما حاکم میبود.
یه مقایسه با عربهای سوسمارخور بکنین ، برای کشته هاشون و رهبرانشون چجوری میجنگن ولی ما مردم چکار کردیم؟
تازنده ام راه تو ادامه میدم
ما طرف حقیم دوستان توجه داشته باشید همانطور که احمدی نژاد رو دروغگو و مفسد قلمداد میکنید این نکته رو فراموش نکنید که موسوس و ایادی ایشون هم داشتن تیشه به ریشه ی اعتقادات مردم میزدند و نوکری و اجرای فرامین اتاق فکر لندن رو مو به مو اجرا میکردن البته اگه واقع بین باشید که بعید میدونم.
جانم فدای راه او
سر و جانش فدایم :)
عالی است و جای میرمان خالی…
اندکی صبر سحر نزدیک است.
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
زملک تا ملکوتش حجاب برگیرند
هرآنکه خدمت جام جهان نما بکند
زنده باد ميرحسين و ايران آزاد
عالی بود،
کاش قدر بزرگ مردانی چون میرحسین را میدانستند و میدانستیم.
میر حسین موسوی : ما با یک پدیده ای روبه رو هستیم که زل می زنه به دوربین و دروغ می گه ( واقعا حقایق را می شود در مناظره ها دید )
فراموش نکنیم احمدی نژاد با نشان دادن چهره واقعی نظام بزرگترین خدمت را به مردم کرد هرچند که بیشترین ظلم وغارت در دوران او شد
موسوي ماييم
ميرحسين بزرگمرديست كه با نام كوچك مي خوانندش
همت بلند داريم كه مردان روزگار
از همت بلند به جايي رسيده اند
تا آخر ميرحسيني هستيم و خواهيم ماند به ياري خداوند
سلام
لطفا يكبار ديگه نوار خطبه جمعه 29 خرداد 88 را گوش كنيد. آقا گفت “نظر من به ايشان نزديكتر است” نه اينكه” نظر ايشان به من نزديكتر است” و شما مي دانيد كه تفاوت اين دو حرف چقدر است. فكر كنم آقا رو هم در آن موقع طلسمي، چيزي، كرده بودند انصافا حمايتهاي آقاي خامنه اي از ايشان خيلي غيرمعمولي بود. من از ابتدا از آقاي خامنه اي خوشم نمي آمد ولي بدم هم نمي آمد و به عنوان يك آدم نسبتا منصف او را قبول داشتم ولي واقعا در قضيه انتخابات ايشان خيلي از عدالت و انصاف فاصله گرفتند. برخي از صحبتهايي كه در 29 خرداد كردند را بايد روز بعد از مناظره يعني 14 خرداد در مرقد امام مي كردند كه نكردند و احتمالا از باب مصلحت بعدا گفتند كه من به احمدي نژاد تذكر داده ام. مرد حسابي تذكر داده ام چيست؟ طرف جلوي چشم ميليون ها انسان شرم و حيا را قورت داد و اخلاق رو قي كرد آن وقت شما بعد از انتخابات مي گي كه به او تذكر داده اي. از رهبري گذشته اگر شوراي نگهبان بي طرف و با كفايتي داشتيم بايد پس از آن مناظره آقاي احمدي نژاد را رد صلاحيت مي كرد.
والسلام
این عو عو سگان نیز بگذرد
مقاله بود که به قول آقای رییس جمهور « جای بعضی ها را اون جاشون میگم بزار بسوزه» واقعا میسوزانه .
یا حسین میرحسین یا مهدی شیخ مهدی
از صراحت سایت ممنون
اگر به بصیرت وتیزبینی موسوی اعتقاد راسخ دارید این گفته اش را نیز باور کنید: اندکی صبر سحر نزدیک است
یا حسین میر حسین
پیروزی سخت اما نزدیک است
درودبر میر سبز
میپنداشتم مردانی از تبار ستار خان را فقط میتوان در لابلای صفحات گذشته تاریخمان جست،اما میر حسین و شیخ مهدی با آزادگی ایستادندوایستادند و بر من آشکار گشت که هنو در این کهن دیار میتوان این ابر مردان را یافت،یاران بامدادان نزدیک است و ما همچنان ایستاده ایم به یاد خواهران و برادران شهیدم زنده باد ایران
اقای خامنه ای کسی این یادداشت را مینویسد که به خاطر انقلاب درس را ول کردم در امریکا و امدم شاه را بیرون کنیم فقط این را مینویسم که شب که میخواهید بخوابید فکر کنید این رفتار ها انسانی است اسلامی است فقط پیش وجدان خودتان من 60 سال سن دارم همه ما میمیریم و شما حتمن بیش از من به ان دنیا اعتقاد دارید نمی ترسید از ان دنیا من و شما تا 20 یا 30 سال اینده میمیریم تاریخ چه میگوید در باره شما یادتان است اقای خلخالی با مقبره رضا شاه چکار کرد به خود بیائید و تملق اطرافیان را باور نکنید بقول خودتان بصیرت داشته باشید هنوز دیر نیست مملکت دارد از لحاظ اقتصادی و روابت خارجی از بین میرود و متاسفانه به خاطر بصیرت تکه تکه میشود تاریخ حقیقی در مورد شما چه میگوید لطفن کمی بیشتر فکر کنید در قرن 21 زندگی میکنیم.
ای راحت جان درد کشیدن تا کی …
سلامی چو بوی خوش آشنایی بر آن میر دلاور ، بران شیر در زنجیر
سلامی چون عطر گلبرگهای بهاری برآن نازنین عرصه هنر و دلدادگی به ملت
سلامی به پاکی نگاه های زندانیان ، زندان شده در دست دروغ و رمالی ، بر آن فریادگر عدالت و زندانی اسیر
سلامی چو تبسم آزادی بر نوید دهنده آزادشدگان در بند ، سلام بر میرحسین ف نماد استواری و ازادی
خدا را شاکرم که در انتخابم اشتباه نکرده ام
سلام بر صداقت و نجابت میر حسین