» گفتار

من را چه به آرش صادقی؟!

ما حتی نسبت به درد کشیدن یک کافر، و حتی نسبت به درد کشیدن حیوان نباید اظهار رضایت کنیم! به ما چنین آموخته‌اند که خداوند ممکن است کسی را به خاطر شکنجه دادن یک گربه جهنمی سازد یا به خاطر سیراب کردن سگی بهشتی کند! بدین ترتیب حتی نمی‌توانم بگویم: “من را چه به آرش صادقی “؟! زیرا به‌عنوان یک انسان باید برای من اهمیت داشته باشد، چه رسد به این‌که بخواهم نسبت به رنج کشیدن او بی اعتنا باشم یا خدای‌ناکرده اظهار رضایت کنم!

آیا پذیرش برجام درست بود؟

خارج شدن پرونده ایران از شورای امنیت با مذاکره و بدون کنش های قهرآمیز علیه ایران، یک استثنا است. چنین نتیجه ای حتی به همین شکلی که آسیب پذیری های محتملی هم دارد بسیار ارزشمند است. البته ایران باید نسبت به همه اقدامات نادرست دولت آمریکا و یا هر کشور دیگری در رابطه با برجام، واکنش های مناسب و به موقع داشته باشد و در ساختار برجام موارد را پیگیری کند، اما اساس همه این فعالیت های دیپلماتیک، طبعا توافق برجام خواهد بود.

حرف‌های آقای مدیرمسئول!

دریغا اینکه مسئول یک نهاد فرهنگی و رسانه‌ای که با بودجه بیت‌المال اداره می‌شود، چرا باید برای بازی در عرصه سیاسی اخلاق و عقلانیت را نادیده بگیرد و در کنار حرف‌های بی‌دلیل خود، دو تن از چهره‌های شاخص نظام را، برای خشنود ساختن یک اقلیت، سردمدار تحریم‌ها بداند. و بر آنان تهمت وارد کند و آن آقایی که قطعنامه‌های شورای امنیت را مسخره می‌کرد و تحریم‌ها را باعث رشد مملکت می‌دانست و برای دور زدن تحریم‌ها اختلاس‌گران بزرگی را بکار گرفت و تحویل جامعه داد و باعث حیف‌و‌میل میلیارد‌ها دلار ثروت عمومی و فراگیری فساد در مملکت گشت، و خسارت‌های بی‌شماری را بر ملک و ملت وارد ساخت مبر‌ا سازد. امید است به‌خود آییم و برای رقابت‌های سیاسی، اخلاق و انسانیت را از نظر و عمل دور نداریم.

برخورد فرصت‌طلبانه مخالفان دولت

نکته حیرت‌انگیزتر آن است که دقیقا کسانی که نقش بیشتری در ایجاد این گرفتاری‌ها داشته‌اند و برخی نامزدهای ناکام انتخابات گذشته که در مواضع سیاسی، مصداق «باری به هر جهت» هستند، امروز مدعی‌ترند و به جای آنکه صادقانه و منصفانه پاسخ‌گوی این شرایط باشند، اندک توان فکری و اجرائی موجود در دولت را نیز مصروف واکنش‌های انفعالی به حملات غیرکارشناسی و غیرمنصفانه خود می‌کنند

چرا راست افراطی از ‘اعدام’ محصوران می‌گوید؟

سخنرانان درحالی موسوی، کروبی و رهنورد را هدف اتهام و تهدید ـ تا سقف اعدام ـ قرار می‌دهند که محصورشدگان افزون بر ۲۱۳۷ روز است در بازداشت خانگی بدون محاکمه بسر می‌برند و از امکان هرگونه پاسخ‌گویی محروم‌اند، و رسانه‌های داخل کشور نیز از یادکرد ایشان و درج هر مطلبی در دفاع از حقوق اساسی آنان منع شده‌اند

ایمان کبک‌ها

این یک استراتژی قدیمی است؛ این‌که کسانی با مشاهده نارضایتی عمومی، بدون آن که به نقش خود در بدعهدی‌ها معترف باشند و نشان دهند از راه رفته پشیمان شده‌اند، مدام تکرار می‌کنند که «شما حق دارید ناراضی باشید؛ هنوز آن آرمان‌های قول داده شده عملی نشده اما ما راه نجات شما را بلدیم لذا «ما باید باشیم» تا شما را نجات دهیم.» این‌طور لزوم “بودن” خود را القا می‌کنند تا به خیال خود وقت حیات بخرند و بر مسند بمانند. بیانیه “جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی” نیز همین خط را پی‌گرفته و البته آن‌قدر صادق بوده‌ – گیریم در انتهای بیانیه – که به همزاد بودن خود و “انتخابات پیش‌رو” اعتراف کند!

کشور در و پیکر ندارد

مهدی کروبی را چون نتوانستند ساکت کنند زندانی‌اش کردند در حصری که حالا هفتادویک‌ماه از آن گذشته… صادق لاریجانی بعدها از شدت عصبانیت از برخی اعتراض‌ها و پیگیری‌ها در سخنرانی‌اش گفت که اجازه نمی‌دهد این وضع ادامه پیدا کند و پرسید: «مگر کشور در و پیکر ندارد؟» یاد پاسخ على شریعتى به سید ابراهیم میلانى افتادم؛ روحانیِ دون‌مایه‌ای که نانِ فامیلى‌اش با آیت‌الله سید هادى میلانى (مرجع تقلید) را مى‌خورد و شهرت‌اش در این بود که بر هر منبرى به شریعتى بد و بیراه بگوید تا اینکه یک روز نوار سخنرانى‌اش را به دکتر رساندند که با حمله به «اسلام‌شناسىِ» شریعتى مى‌پرسید: «مگر خر تو خر است که هر کسى درباره‌ى اسلام نظر دهد؟» دکتر هم در پایانِ جوابی مفصل به سخنان او [که در کتاب «نامه‌ها» منتشر شده] نوشت: «پرسیده‌اید مگر خر تو خر است که هر کسى… و البته خودِ شما بهتر مى‌دانید که هست!»

زخم کهنه اقتصاد ایران

ما به درستی نفهمیده‌ایم کارکرد بانک چیست و به همین سبب کمتر کسی را می‌توان یافت که بداند نظام بانکی اهرم دولت برای تامین مالی و تحرک اقتصادی است یا خود یک بنگاه اقتصادی به شمار می‌رود که سهامداران و سپرده‌گذاران زیادی دارد؟

تا دیر نشده شورای‌عالی امنیت به موضوع اعتصاب‌غذاها ورود کند

در حال حاضر در بین اعتصاب‌کنندگان غذا، وضع آرش صادقی و علی شریعتی به مرحله حاد رسیده است. مدت‌زمان طی شده در اعتصاب این افراد و جدیت آنها در پیگیری مطالباتشان به حدی رسیده که همگان احساس خطر کنند. جان انسان‌هایی در خطر است. اگر اخلاقی و حقوقی نگاه می‌کنید، بجنبید. اگر منافع خود و دولت را در نظر دارید، باز هم بجنبید که فردا دیر است. شاید از این گذر راهی برای بررسی عملکرد جناحی و سیاسی و غیرعادلانه قوه قضاییه باز شود. مسائل مهمی، مانند امنیت و دوام و قوام سیاسی و اجتماعی کشور را تهدید می‌کند که اکتفا به حقوق شهروندی و گفتمان حقوقی برای دعوت به حل آنها کافی به نظر نمی‌رسد، بلکه باید انتفاع متولیان امر نیز نشان داده شود. یکی از اینها فاجعه تلخی است که هر آن در کمین نشسته، و در صورت تحقق علاوه بر ضربه به انسانیت و قانون، ضربه اصلی‌اش را امنیت ملی و دولت مستقر خواهد خورد. مسئله مورد اشاره، اعتصاب غذای زندانیان سیاسی است که برخی از آنها به مرحله بسیار وخیمی رسیده و باکمال تأسف باید گفت امکان هرگونه اتفاقی برای جان این زندانیان محتمل است.

خشونت و عصبیت کلامی و نجس سیاسی

غلامحسین غیب پرور، فرمانده جدید سازمان بسیج واژه جدیدی به نام «نجس سیاسی » را خلق کرده، و ظاهرا سابقه این واژه نیز به خود ایشان باز می گردد. به نظر می رسد رییس جدید همچنان اصرار به ادامه راه و اشتباهات رییس قبلی دارد و یا گمان می کند با گرفتن موضع صریح و سریع نسبت به رهبران جنبش سبز می تواند جایگاه بهتری در سطح کلان سیاسی برای خود بیاید، بدون توجه به اینکه سطوح میانی بسیج و سپاه پاسداران نسبت به بسیاری از مواضع این دو سازمان نگران و موضعی غیر همدلانه دارند. اما نکته مهم تر آن است که پشت این گفتار موجی از خشونت و عصبیت نهفته شده است، زیرا قطعا رده های نظامی کودتای ۸۸ بهتر از همه می دانند که میر حسین موسوی بر مدار حقیقت موجی آفرید که بنیان های فساد را در جامعه تکان داد مهم تر آنکه مشخص است که در دل این خشونت کلامی، خشونت فیزیکی و حذف مخالفان نیز وجود دارد.

نسبت علوم اسلامی با علوم انسانی

انسان چیست؟ چه خواست‌هایی دارد؟ چه توان‌‌هایی دارد؟ چه امکاناتی دارد؟ بُرد شناختش چیست؟ تا کجا می‌تواند سر در بیاورد؟ بُرد عملش چیست؟ بُرد تصمیم‌گیری‌اش تا چه اندازه است؟ بر چه مبنا تصمیم می‌گیرد؟ جهت‌گیری‌اش در عمل چیست؟ به کدام‌سو می‌رود؟ چه هدفی دارد؟ چه قوانینی بر رفتار انسان حکومت می‌کند؟ رفتار انسان چه بازده و محصولی دارد؟ فرهنگ، ادبیات، شعر و نثر، زبان، پیوند زبان‌ها، زبان‌شناسی، تطورات زبان‌ها، آنچه به زبان درآمده، اندیشه‌های بشر، تفکرات او، اندیشه‌های شکل‌گرفته‌اش، سیستم‌های گوناگون تفکرات بشری، مکتب‌های گوناگون فلسفی، جامعه انسانی، روابط اجتماعی انسان، نظام‌های گوناگون و اشکال گوناگون این روابط، قوانینی که بشر وضع کرده، اثر این قوانین مثبت و منفی، کار نیک بشر، تقدیر او، جنایت و خیانت بشر، کیفر او، حقوق، حقوق مدنی، حقوق جزایی، زندگی اقتصادی بشر، پیوند‌ها، روابط اقتصادی، عوامل اقتصادی، مولدها، تولیدها، توزیع‌ها، مصرف‌ها، طبقات اجتماعی ناشی از این، حالات روحی بشر، عواطف او، نقش عواطف در زندگی او، گوناگونی عواطف، خشم او، مهر او، رنج او، غم او، شادی او و آنچه به این مربوط می‌شود؛ موسیقی، هنر، هنرهای گوناگون، مجسمه‌سازی، نقاشی و صدها رشته دیگر هنری

ضیا نبوی؛ آخرین بازمانده یا روییده در برهوت

هنوز نمی‌توانم یا نمی‌خواهم تو را آخرین بازمانده زخمی و خون‌آلود تصور کنم. تو را شاپرکی بازیگوش تصویر می‌کنم که روی خط افق به بند کشیده‌اند. این انتخاب من است؛ انتخاب تو هم شاید هست؛ می‌خواهم به این تصویر چشم بدوزم و تو را با همه یگانگی‌هایت بی‌غبار و پر امید تصور کنم. یا “روییده در برهوتت” بنامم، همان رویشی که از سطر سطر نامه‌هایت پیداست، و همان برهوتی که تو را میزبان غایب امشب کرده.

وحدت یا تفاهم

حوزویان خصوصاً تندروهای آن لازم است برتری جویی و زیاده خواهی و دخالت بیمورد در امور دانشگاه را رها کنند و اگر می خواهند این تفاهم ادامه داشته باشد و محکمتر شود حقوق دانشجو و دانشگاه را رعایت نمایند و بدون شک داشگاه هم همینطور. وحدت دانشگاه و حوزه یک وحدت حقیقی و واقعی نیست و تنها تفاهم و ائتلافی از روی اضطرار است و هر دو می بایست بر تقویت این تفاهم همت گمارند. جای بحث در وحدت دانشگاه و حوزه بسیار است و جزئیاتی وجود دارد که هر یک در جای خود می تواند عامل گسست و یا تقویت باشد ولی این مقال فقط کلیت موضوع را در نظر داشته و از ورود به جزئیات خودداری شد.

وحدت اسلامی از گذشته تا امروز

امروز وضع وحدت اسلامی بسیار اسفناک است. قطعاً پشت پرده تفرقه و تشتتی که امروز در جهان اسلام حاکم است استعمار خارجی و در رأس آنها آمریکا و انگلیس و اسرائیل حضور دارند. علما و مؤمنین شیعه و سنی باید به هوش باشند و از هرگونه افراط بپرهیزند و سیره علی علیه‌‌السلام را راهنمای خود قرار دهند.

میلاد رحمت

دردمندانه باید گفت که در جهان امروز از آیین این پیامبر بزرگ، شمشیری هراسناک ساخته‌اند و این شمشیر در دست برخی مسلمانان منعصب و جاهلی است که بر سر هم‌کیشان خود فرود می‌آورند. در نتیجه اسلام‌هراسی را در جهان رواج داده‌اند. اسلامی که فرصت زیستن را برای همه بشریت فراهم ساخته، و سایر ادیان و فرق و مذاهب را به‌رسمیت شناخته است، در این روزگار عرصه برای زیستن پاره‌ای از مسلمانان هم تنگ گشته است. در آن روزگار مردم خسته از حاکمان خود از ایران و روم به آیین اسلام شتافتند و پیام محمد را پذیرا شدند تا از ستم شاهان و راهبان و کاهنان و موبدان رهایی یابند؛ اما در این زمان مردم برخی از کشورهای اسلامی برای خلاصی از ستم حاکمان مستبد، و عالمان متعصب توشه مهاجرت بر دوش داشته و روانه و راهی دیار غیر مسلمانی می‌شوند.

نجس سیاسی؟!

دیری نگذشته که یکی از مسوولین مهم نظامی کشور، سخنی در مورد مخالفان به زبان آورد که در فضای مجازی به سرعت به چرخش در آمد و شگفتی همگان را در پی داشت، تا جایی که حتی برخی از رسانه‌های اصولگرا را به اعتراض وا داشت، گرچه ممکن است بخشی از نیروهای رادیکال در هر دو سوی را، خرسند ساخته باشد.

وحدت و یکپارچگی واقعی مسلمانان جهان

برادری اسلامی تا حدّ همدردی، شرکت در سود و زیان اجتماعی و بالاخره یگانگی به‌جای بیگانگی بالا می‌رود. برادری اسلامی این است که اگر در هر گوشه جهان به یک فرد یا یک گروه از مسلمانان تجاوزی شود یا ستمی رود یا آسیبی رسد همه مسلمانان جهان آن را تجاوز و ستم و آسیب به خود بشمارند و در برابر آن عکس‌العمل مناسب نشان دهند. وقتی سخن از این نوع برادری اسلامی به میان آید تصدیق می‌کنید که باید با کمال تأسف اعتراف کرد که بهره ما از آن ضعیف است و باید به تقویت آن پرداخت

یک نفر به تنهایی نمی‌تواند چنین فسادی را انجام دهد

اگر فرض را بر این مبنا قرار بدهیم که فسادی صورت نگرفته، فردی کلاهبرداری انجام داده و با استفاده از رانت‌ ویژه‌ای این نتیجه را به بار آورده است و در این راستا عده‌ای وجود داشتند که به وظایف‌شان عمل نکرده‌اند و زمینه این عمل ایجاد شده یا این‌که به‌موقع آلارم و هشدار نداده‌اند تا از این مسأله جلوگیری شود

آسیب‌های ناکارآمدی ٢٠ساله

جای این پرسش باقی است که چرا با وجود اطلاع از آسیب‌ها و روندهای آماری آنها و باوجود انواع برنامه‌ریزی‌ها و صرف هزینه‌های مختلف و فراوان، شرایط به‌گونه‌ای رقم خورده است که بیان‌کننده بحرانی گسترده و نگرانی‌آور در این زمینه است

گروکشی در برخورد با فساد

مختومه شدن هر پرونده در چند حالت رخ می‌دهد. فوت متهم، یا رضایت شاکی، یا تبرئه یا محکومیت قطعی و اجرای حکم و مواردی از این نوع. پرونده نباید بدون دلیل مفتوحه باقی بماند. یکی از این پرونده‌ها مربوط به آقای فاضل لاریجانی بود که مستند فیلم آن در گفت‌وگو با سعید مرتضوی در مجلس پخش و منتشر شد و بلافاصله موضوع تبدیل به یک پرونده قضایی شد و اگر نشده باشد که خیلی بد است

برخورد با دستفروشان و چند نکته حقوقی

برخورد با دستفروش‌ها، جزو وظایف ذاتی و حاکمیتی شهرداری‌هاست و واگذاری این وظیفه به پیمانکاران مانند آن است که کلانتری‌ها را به بخش خصوصی واگذار کنیم که کاملا غیرقانونی است. در صورت بروز هر گونه درگیری هم عامل و هم «عامر» ی که دستور برخورد را صادر کرده، مقصرند و باید مورد پیگرد قرار گیرند

آزادی و حاکمیت قانون؛ از مطهری تا صادقی

اینکه دکتر مطهری و دکتر صادقی مورد غضب قرار گرفته‌اند به مواضعی که آنها دارند بر می‌گردد و عمده مطلب به روند آگاهی دادن این دو به مردم و ایستادگی در مقابل خودسری‌ها و توضیح خواستن از مقامات است که حق قانونی آنها و مردم است. آنها در مقام نمایندگی مردم در مجلس وظیفه خود را ایفا می‌کنند و تعرض به آنها یعنی از حق و عدالت و حاکمیت قانون عدول کنید تا در امان باشید و این مساوی است با اختناق و استبداد. کسانی می‌خواهند بر روی قصور و تقصیرهای خود سرپوش گذاشته و این‌دو را مزاحم می‌بینند، کسانی می‌خواهند جهل را گسترش دهند و این‌دو مزاحم هستند، کسانی همه ناتوانی‌های خود و مشکلات کشور را به فتنه موکول می‌کنند و از این راه نان و نوایی دارند و این‌دو کاسبی‌شان را کساد کرده‌اند. و جان کلام هم همین است که نمی‌خواهند اصلاحات و اصلاح‌طلبی یا حمایتی از اصلاح‌طلبان و محصورین مطرح شود و باید همه آنهایی که به نوعی از اینان دفاع و حمایت می‌کنند حتی اگر مبتنی بر موازین قانونی باشد فتنه‌گر نامیده شوند و با این ترفند همه مخالفین را از میدان خارج نمایند و در قدرت نباشند.

قانون اساسی، کاغذپاره نیست

قانون اساسی متنی خشک‌مقدس‌انگاری‌شده یا یک سند بالادستی دور از دسترس و تشریفاتی نیست، بلکه شالوده نظام هنجاری، مادر قوانین عادی، مبنای ساختار اجرائی و خمیرمایه تصمیمات و اقدامات هیأت زمامداری است

تذکر به بیتِ حمایت از بی‌قانونی‌ها

به گمانم کسی نباید توقع داشته باشد رییس جمهور و نایب‌رییس مجلس و دیگر نمایندگان و مسئولان، اپوزیسیون نظام باشند؛ مهم این است که محترمانه اما شفاف و قانونی، نگذارند مسبّبان و حامیان اصلی بسیاری از مشکلات، پشت نام و مقام‌شان سنگر بگیرند

درباره تمدید تحریم ایران

اگر به هوش نباشیم بار دیگر مدعیان همیشه طلبکاری که تا سال ۹۰ فرق تحریم‌های یک جانبه و غیر الزام‌آور امریکا را با تحریم‌های جهانی و الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل نمی‌فهمیدند و قطع‌نامه‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را خطرناک‌تر و مضرتر از قطع‌نامه‌های تحریم شورای امنیت می‌دانستند و لاف می‌زدند که امریکا نمی‌تواند ایران را ازنظر نفتی و بانکی تحریم کند اما پس‌ازآن که عکس همه آنچه را که می‌گفتند یا تصور می‌نمودند، مشاهده کردند به آن‌سوی بام افتادند و از ضرورت یک وعده غذا خوردن در روز دم زدند (احمد جنتی) و گریه و زاری وزرای احمدی‌نژاد را در کمیسیون‌های مجلس افشا کردند که “شما که وضع اقتصادی کشور را می‌دانید و از آثار مخرب تحریم‌ها مطلعید چرا ما را به مجلس فرامی‌خوانید؟ ”

فتنه‌جویی و خانه‌سوزی!

جنبش دانشجویی و همه سیاسیون و آحاد جامعه با این دو رویکرد قدیمی و در عین حال روتوش شده اصولگرایان یعنی “فتنه جویی و خانه سوزی” روبرو است. آنان نمی خواهند قدرت را رها کنند و به برچسب زدنهای تکراری دلخوشند و در آتشی که به پا کرده اند با تمام وجود می دمند و باید هشیار بود تا به مقصود شوم خود نرسند و به “خون شهدا” و انقلاب اسلامی صدمه ای وارد نیاید.

امپراتوری نفوذ ناپذیر آملی‌لاریجانی

امپراتوری خودکامه و نفوذ ناپذیر آملی لاریجانی با اقدامات چند سال اخیر خود معنای عدالت را واژگون کرده است، قوه قضائیه به جای رسیدگی به پرونده های کلان اختلاس مالی به دنبال دخالت در کار قوای مجریه و مقننه است بی جهت نیست که اعتماد عمومی مردم نسبت به دستگاه قضایی از میان رفته و قوه قضائیه بخشی از تمامیت طلبانی تلقی می شود که تنها در پی غارت سرمایه های کشور هستند. مردم شاهدند که پرونده های کلان اختلاس مانند پرونده بابک زنجانی که سرمایه های عظیمی در جریان آن از میان رفت، همچنان معلق است و یا بدون روشن شدن مسئولان و آمران اصلی تنها تعدادی از افراد عامل مجازات و اعدام می شوند. اینگونه مردم عدالت را بازیچه دست سیاستمدارانی می بینند که منافع ملی و عمومی را فدای خواسته های شخصی و گروهی می کنند.

مصوبه کنگره آمریکا: تمدید یا قانون جدید؟

حرکت ضد ایرانی کنگره اگر محتوایی تازه می داشت باید مقرراتی تازه می آورد نه آن که قانون موجود را بی کم و کاست و بدون افزودن یا کاستن یک واژه از خطر انقضا برهاند. در پایگاه اینترنتی سنا، در نام مصوبه کنگره، در هر جا که از مصوبه سخن می رود، واژه “تمدید” بکار رفته است.

بی‌تفاوتی ما؛ مساله این است

دریای بی‌تفاوتی‌های‌مان مواج است از موج‌های زود گذر تلگرامی و فیس‌بوکی و اینستاگرامی. در این دریا هر روز زنی اسیر خفاش شب می‌شود و سهیلا با اسید می‌سوزد، یکی ستایش پاکدشت می‌شود ، دانشجویی احضار می‌شود، کشاورزی دست فروش و کارگری دزد می‌شود، هامونی خشک می‌شود و احمد ۲۱ سال حبس می‌گیرد و علی در اعتصاب غذا می‌میرد. اما در ساحل نشسته شاد و خندانیم و کسانی در دریای بی‌تفاوتی‌های‌مان دارند می‌سپارد جان و دست و پای دائم می‌زنند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانیم

آملی لاریجانی، حداد عادل و سایر دین‌فروشان بخوانند!

فیلم اعتراف گیری از همسر سعید امامی را حتماً دیده‌ایم. توصیه می‌کنم دوباره ببینیم تا یادمان بیاید حضرات “متشرع”، چطور زیر شکنجه همسر سنتی و مذهبی دوست چندین و چندساله خودشان را مجبور کردند به چیزهایی اعتراف کند که در کثیف‌ترین فیلم‌های مستهجن هم سراغشان را نمی‌توان گرفت