• صفحه اصلی
  • » تبریک به رهبری بابت عبرت‌گیری از سال ۸۸...

» کلمه

تبریک به رهبری بابت عبرت‌گیری از سال ۸۸

بماند که دقیقا ۷۴روز پیش در دیدار با مردم آذربایجان گفته بودند: «اینکه اگر برجام نبود جنگ در ایران حتمی بود دروغ محض است» (۲۷بهمن۹۵) حالا همین‌که معترف‌اند «سایه جنگ» بود ولی مردم بودند که دورش کردند کافی است! اصلا همین که سایه جنگ از سر کشور دور شود مهم است تقسیم غنایم و تعیینِ قهرمانش بحث دیگری‌ست

خیانت و تحمّل

به یاد بیاوریم که همین احمدی‌نژاد که «تحمّل» می‌شد بعد از دوران ریاست خود به عضویّت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد ولی سیّدمحمّد خاتمی پس از سال ۸۴ به عضویّت حقیقی مجمع منصوب نشد. خاتمی پیش از جنبش سبز و آن همه مراعات شأن رهبر کنار گذاشته شد و احمدی‌‌نژاد نافرمان خیر؛ پیدا کنید پرتقال‌فروش را

پرونده احمدی‌نژاد برای سبزها هنوز ناتمام است

بحث رد شدن یا تایید کردن هر نامزدی، تا وقتی به این صورت «سلیقه‌ای» انجام شود هیچ گونه اعتباری ندارد. مادام که شورای نگهبان خود را موظف نداند که دلایل رد صلاحیت نامزدها را اعلام کند، معترضان به تصمیم شورا به همان میزان محق هستند که مدافعان آن

تذکری به کاندیداها از آن مرد محصور

یکی از کاندیداهای انتخابات که ادعاهای «خدمت‌گزاری، ظلم ستیزی، عدالت جویی و بت شکنی‌اش» گوش فلک را کر کرده بود، با نشان دادن عکس همسر کاندیدای دیگر، او را از افشاگری درباره مدرک دانشگاهی همسرش ترساند تا سکوت کند و تسلیم شود و کاندیدای دوم که از این اقدام غیراخلاقی و کوته فکرانه به شدت خشمگین شده بود، یک جمله خطاب به او گفت: «ادب مرد به ز دولت اوست.»

در پس پرده نوشتار

اگر این امکان وجود می داشت که تمامی لحظات زندگی خود را آگاهانه و به دقت باز بنگریم احتمالا همه ی نوشته هامان را از سر شرم نابود می کردیم. شرمندگی از آنرو که می دیدیم هر آنچه در لحظه ی نوشتن مغرورانه به خلاقیت خویش نسبت داده ایم، ردپائی از آنرا در گذشته و آثار و گفته های دیگران یافته ایم

این طبقه اول است

توزیع «آرد متبرک» و انتشار عکس جناب رییسی کنار خانواده‌های محروم مشهد، البته با روندی که مامون (خلیفه عباسی) برای سود بردن از وجاهت و نفوذ معنوی و نرم امام رضا علیه‌السلام به کار برد، فاصله زیادی دارد ولی جوهر کار یکی است؛ «بر ساختن بنا روی پایگاه اجتماعی کسی که عزت دارد برای انتفاع کسی که پایگاه اجتماعی لرزانی دارد یا اصلا آن را ندارد.»

مجری خشونت از مفتی خشونت دستور گرفته است

جمعه‌ی نیمه‌ی شهریورِ۷۸ بود که مصباح با هشدار به «دگراندیشان و کسانى که در مواضع و اصول خویش تجدیدنظر کرده‌اند» از اعدام و ترور آنها دفاع کرد و گفت:«خشونت در حق کسی که قصد هتک حیثیّت مقدّسات اسلامى را دارد جایز و بلکه لازم است»

دخل‌وخرج رهبری از صندوق سرمایه اجتماعی

احمدی‌نژاد همان نورچشمی رهبری که آیت‌الله خامنه‌ای در مسیر حمایت از او سنگ تمام گذاشت و تمام‌قد خود را خرج احمدی‌نژاد کرد، حالا همان نورچشمی در مقام نهی برآمده که رهبری را خرج کاندیدای خود نکنند

فیلم نبود، قصه هم نبود

«کریم نور محمدی» بعد از سال ها دست و پنجه زدن با انواع دردها و بیماری های ناشی از مجروحیت در جنگ و در حالی که همسرش یک ماه قبل در کنار درب ورودی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران اقدام به خودسوزی کرده بود، آسمانی شد و پر کشید

اولویت اقتصاد: راه ویژه خواری به اسم انقلابی بودن بسته شود

برای تبدیل اقتصاد به اولویت نخست باید راه ویژه‌خواری به اسم متدین و انقلابی بودن افراد بسته شود، باید دستگاه‌های نظارتی و قضایی طوری رفتار کنند که عامه مردم باور کنند آنچه با آن مبارزه می شود «فساد» است نه «رقیب سیاسی» به بهانه فساد.

پژواک صدای شهروندان

مهم این است که شهروندان می خواهند پرچم خود را بازپس گیرند و پرچم کشورها، دیر یا زود و به رغم خواست شبکه های قدرت، به دست مردمان آن باز خواهد گشت. این، قانون هستی است و سرمستان قدرت همیشه از درک آن ناتوان بوده اند. کتاب هستی که با نام خالق آن آغاز شده و به نام خلق ختم شده را باید به درستی تلاوت کرد تا امکان سازگاری و مطابقت خود با کنه آن، شنا کردن در جهت امواج آن، عمل کردن در چارچوب قانونمندی های آن و دستیابی به فلاح و رستگاری به عنوان عاقبت خیر آن، ممکن گردد.

اصلاح‌طلبان و خطر سقوط پشتوانه مردمی

به باور من، طرح آشتی یا گفت‌وگوی ملی زمانی می‌تواند وجاهت داشته باشد که وجهی متمایز از زد و بند چند چهره قدرت‌طلب به خود بگیرد. تحقق این پروژه زمانی می‌تواند برای شهروندان اهمیت داشته باشد که در پس آن به بازگشت شفاف‌سازی و شایسته‌سالاری به ساختار حقوقی و حقیقی قدرت را ببینند. اصلاح‌طلبان باید بدانند که تا ابد نمی‌توانند از کیسه وجاهت شخصی سیدمحمد خاتمی هزینه کنند. اگر جریان اصلاحات نتواند ضعف آشکار خود در رویه ایجاد روال منطقی، عقلانی و شفاف مدیریتی را بازسازی کرده و به نمایش بگذارد، دیگر اصلا اهمیتی ندارد که درخواست دوستی‌اش پذیرفته شود یا نشود. تجربه سال ۸۴ نشان داد که همواره جریان‌های آلترناتیوی وجود دارند که به سرعت از کنار ما عبور کنند و ما را غرق در خیال‌های خود باقی بگذارند.

عذرخواهی

تیرماه سال ۸۶، در دومین سالگرد پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات، سرداور انتخابات (آیت‌الله جنتی) شادباشانه گفته بود: «خدا خواست در بر آن پاشنه غلط نچرخد.» در بر پاشته درست چرخیده و احمدی‌نژاد رییس جمهوری شده بود. ۸ سال بعد، آنچه بر جای مانده بود، زمینِ سوخته‌ی متعفن بود.

یک پیش خطبه در نماز جمعه مشهد و پنج پرسش

علت انتخاب چنین فردی برای سخنرانی در مکانی متعلق به کل نظام چیست؟ آیا برای دیگر دیدگاه‌ها هم‌چنین امکانی برای طرح نظرات جناحی‌شان فراهم است؟ اگر نیست که نیست به چه حقی این تریبون‌های متعلق به کل جامعه، به یک صدا تعلق می‌گیرد؟

معنای واقعی آشتی ملی و سرمایه‌ای به نام آقای خاتمی

اگر آشتی ملی می‌خواهیم و ایران از آن همه ایرانیان است باید یک دموکراسی تمام‌عیار را برای همه اتباع ایران از هر قوم و مذهب و مسلک دینی و سیاسی مطالبه کنیم و از حقوق برابر همگان دفاع کنیم نه آنکه رقابت سیاسی را به خانواده انقلاب و جریانات درون نظام منحصر کنیم و تنها این شرط را بیفزاییم که “ما” نیز درون نظام می‌گنجیم

از اندوه تا بخشش عملگرائی

چنین سیاست ورزی همواره آماده است که آن دسته از تخاصمات و چالشهای پیشین را که در برابر حصول نوعی تعامل و توافق مفید مقاومت می کنند را به نفع آن خیر و منفعت عمومی که امید است از پس چنین تعاملی برآید، هر چند موقت به دست فراموشی بسپرد

نقدی بر طرح موضوع آشتی ملی

وقتی قرار بر انجام یک کنش سیاسی- اجتماعی مبادله‌ای است بایستی معنای نظری و بخصوص معنای عینی و عملیاتی آن روشن و مشخص باشد تا معلوم شود اتخاذ این راهبرد موجب رفع چه محدودیت‌ها و ایجاد چه فرصت‌هایی می‌گردد تا طرف مقابل بتواند درباره آن تصمیم‌گیری کند

پایان گزارش را اعلام کنید لطفا!

آن روز دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: «نمی‌توانیم درباره موضوع حصر صحبت کنیم و گزارش آن را بدهیم» چون گزارشِ ناگفتنی این بود که: حصر، تاوانِ ایستادنِ تمام‌قد در برابر آن «صحنه‌آرایی خطرناک» است. شش‌سال تاوان برای گفتنِ «چرا» به جای «چَشم» کافی نیست؟ پایانِ گزارش را اعلام کنید لطفا!

سوختن پلاسکو همان‌قدر سیاسی است که انتخابات

در همین مناسبت‌هاست که باید بفهمیم که اصلاح سیاسی و اجتماعی امری فانتزی و فوق‌برنامه و سلیقه‌ای و برای اوقات فراغت نیست. با جان‌های ما و عزیزان ما در تصادفات رانندگی و آتش‌سوزی‌های مهارنشده و خشک‌سالی و خدای‌ناخواسته زلزله‌های بزرگ در بسیاری نقاط کشور سروکار دارد. مسأله‌ی مرگ و زندگی است. به این دلیل است که آتش‌سوزی و آموزش و پرورش و زلزله و سوانح رانندگی و خشک‌سالی سیاسی است، همان‌قدر سیاسی که انتخابات و البته چه‌بسا حتی بیشتر از انتخابات. اصلاح سیاسی یعنی ارتقای ظرفیت‌ها برای فهم و حل همین مسأله‌ها و پیش‌گیری از فجایع و مهار روی‌دادهای خطرناک.

چه شد که «همه آمدند»؟

آرام آرام از آن زمان برخی گرایش‌ها او را نه‌تنها مزاحم فضای باز سیاسی نمی‌دیدند، بلکه احساس کردند در تنگناها می‌توانند به او پناه ببرند و از او کمک بگیرند. او به انعکاس سخن و بلند کردن صدای برخی گرایش‌ها که کمتر از رسانه‌ها و تریبون‌های رسمی برخوردار بودند کمک کرد تا جایی که بعد از واقعه سال ۸۸ منتقدان نتایج انتخابات آن سال او را پشتوانه و زبان رسای خود یافتند. البته نه خود او پیوند دیرینه‌اش را با رهبری نظام و دلبستگی‌اش را به حفظ جمهوری اسلامی پنهان می‌کرد و نه آنها که به او و حمایتش دلگرم بودند بر این واقعیت چشم می‌بستند. منتها مسئله این بود که دست‌کم منتقدان می‌دیدند هاشمی برای حمایت از فضای باز سیاسی و آزاد شدن زندانیان سیاسی و… چه بهایی دارد می‌پردازد. می‌دیدند او حاضر نیست حمایت رسانه‌های رسمی کشور و حضور در تریبون‌هایی چون نماز جمعه تهران را به بهای دست کشیدن از این مواضع خود به دست آورد و این برای مردم، به‌ویژه منتقدان سیاست‌های فعلی جمهوری اسلامی ارزشمند است.

تنظیم‌کننده ضربان انقلاب و معتدل‌کننده نظام

بازی رافت نظام و توبه‌خواهی و نسبت خروج و تکفیری‌گری از همان ابتدا ناشیانه و مختص مجالس و مراسم عوام‌فریبی بود و در باور مردم ننشست و آنها خود بهتر می‌دانند که بر خطایند و چرا اصرار بر این خطا می‌کنند هم معلوم است که در تصور غلط آنها حفظ قدرت باید بدین‌سان و با زور و سرنیزه و زندان و حصر باشد اما تا کی جواب می‌دهد و یا اصلاً جواب داده؟ کمی فکر کنید ایهالقدرت دوستان! آیا بیشتر شکست‌ها و ناکامی‌های شما حضرات در همین نکته نیست که با مردم و آرمان‌های انقلاب فاصله دارید؟ و یاران انقلاب مانند موسوی و کروبی و رهنورد را در بند و حصر می‌خواهید و یا مانند خاتمی ممنوع از همه‌چیز و یا مانند هاشمی در اندیشه حذف آنان هستید؟ آیا نتیجه مثبتی گرفته‌اید؟ همه می‌دانند که تعیین‌کننده نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان و مجلس شورا، هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و رهنورد بودند و پس از این هم همین خواهد بود.

فربه شدن سیاست در ایران

سوال است که چرا فرماندهان ناجا به دیدار آقای مصباح می‌روند تا وی از امنیت برایشان بگوید یا چرا وزیر فرهنگ و ارشاد به دیدار آقای علم‌الهدی می‌رود تا وی را قانع کند، چرا خود را با دولت هماهنگ نمی‌کنند؟ وقتی اموری این چنین واقع می‌شود چنین نتیجه گرفته می‌شود که افرادی خارج از دولت منتخب و مستقر که مخالف جدی رای مردمی و دولت هستند بخشی از نهادها را با اندیشه‌ای خاص که در قانون جای ندارد علیه دولت تحریک می‌کنند. این چه معنایی می‌تواند داشته باشد جز اینکه می‌خواهند دولت را ناکارآمد و اوضاع را نابسامان نشان دهند و آیا این سیاستی است که باید عین دیانت باشد یا فربه شدن سیاست برای غلبه بر دیانت است؟ شکی نیست که اوضاعی اینگونه بی‌اعتمادی آحاد جامعه را بدنبال دارد و برخی که چاپلوسانه از این اوضاع آشفته حمایت می‌کنند و بعضی را تقدیس می‌کنند اول خود را به حضیض و خذلان انداخته‌اند و سپس جامعه را بسوی آسیب و گزند و بی‌دفاعی می‌برند.

نان را به نرخ روز نخورید؛ حصر غیرقانونی است

جالب و درعین‌حال دردآور است که اتاق فکری که در هر زمان و هر فرصت ستم و ترس را از تریبون‌های رسمی به شریان‌های جامعه‌ی ستمدیده و مظلوم ایران تزریق کرده و می‌کند، تاکنون به هر دری که زده، اصل، ماده و یا تبصره‌ای قانونی که بتواند توجیه‌کننده رفتار غیرقانونی‌اش باشد پیدا نکرده و نمی‌کند

حرف‌های آقای مدیرمسئول!

دریغا اینکه مسئول یک نهاد فرهنگی و رسانه‌ای که با بودجه بیت‌المال اداره می‌شود، چرا باید برای بازی در عرصه سیاسی اخلاق و عقلانیت را نادیده بگیرد و در کنار حرف‌های بی‌دلیل خود، دو تن از چهره‌های شاخص نظام را، برای خشنود ساختن یک اقلیت، سردمدار تحریم‌ها بداند. و بر آنان تهمت وارد کند و آن آقایی که قطعنامه‌های شورای امنیت را مسخره می‌کرد و تحریم‌ها را باعث رشد مملکت می‌دانست و برای دور زدن تحریم‌ها اختلاس‌گران بزرگی را بکار گرفت و تحویل جامعه داد و باعث حیف‌و‌میل میلیارد‌ها دلار ثروت عمومی و فراگیری فساد در مملکت گشت، و خسارت‌های بی‌شماری را بر ملک و ملت وارد ساخت مبر‌ا سازد. امید است به‌خود آییم و برای رقابت‌های سیاسی، اخلاق و انسانیت را از نظر و عمل دور نداریم.

حصر بازیچه سیاسی نیست

مساله ی حصر موضوع سختی است و از هرکسی انتظار نمی رود که برای شکستن آن ورود کند. کاری است که پشتوانه‌هایی چون اصالت اعتقادی، شجاعت، مسئولیت پذیری، ملی گرایی، مردم دوستی و جنم سیاسی می‌خواهد. به همین دلیل از برخی این انتظار هست و از برخی نیست. اما یک موضوع از هیچ کس و به خصوص دوستان انتظار نمی‌رود، این که با موضوع حصر بازی شود، از آن ابزاری برای کسب وجهه بسازند بدون این که واقعا کاری کرده و یا حتی موضعی قابل توجه گرفته باشند. از همه این‌ها بدتر این که در این مسیر اطلاعات نادرستی هم درباره حصر یا محصورین داده شود

تا دیر نشده شورای‌عالی امنیت به موضوع اعتصاب‌غذاها ورود کند

در حال حاضر در بین اعتصاب‌کنندگان غذا، وضع آرش صادقی و علی شریعتی به مرحله حاد رسیده است. مدت‌زمان طی شده در اعتصاب این افراد و جدیت آنها در پیگیری مطالباتشان به حدی رسیده که همگان احساس خطر کنند. جان انسان‌هایی در خطر است. اگر اخلاقی و حقوقی نگاه می‌کنید، بجنبید. اگر منافع خود و دولت را در نظر دارید، باز هم بجنبید که فردا دیر است. شاید از این گذر راهی برای بررسی عملکرد جناحی و سیاسی و غیرعادلانه قوه قضاییه باز شود. مسائل مهمی، مانند امنیت و دوام و قوام سیاسی و اجتماعی کشور را تهدید می‌کند که اکتفا به حقوق شهروندی و گفتمان حقوقی برای دعوت به حل آنها کافی به نظر نمی‌رسد، بلکه باید انتفاع متولیان امر نیز نشان داده شود. یکی از اینها فاجعه تلخی است که هر آن در کمین نشسته، و در صورت تحقق علاوه بر ضربه به انسانیت و قانون، ضربه اصلی‌اش را امنیت ملی و دولت مستقر خواهد خورد. مسئله مورد اشاره، اعتصاب غذای زندانیان سیاسی است که برخی از آنها به مرحله بسیار وخیمی رسیده و باکمال تأسف باید گفت امکان هرگونه اتفاقی برای جان این زندانیان محتمل است.

خشونت و عصبیت کلامی و نجس سیاسی

غلامحسین غیب پرور، فرمانده جدید سازمان بسیج واژه جدیدی به نام «نجس سیاسی » را خلق کرده، و ظاهرا سابقه این واژه نیز به خود ایشان باز می گردد. به نظر می رسد رییس جدید همچنان اصرار به ادامه راه و اشتباهات رییس قبلی دارد و یا گمان می کند با گرفتن موضع صریح و سریع نسبت به رهبران جنبش سبز می تواند جایگاه بهتری در سطح کلان سیاسی برای خود بیاید، بدون توجه به اینکه سطوح میانی بسیج و سپاه پاسداران نسبت به بسیاری از مواضع این دو سازمان نگران و موضعی غیر همدلانه دارند. اما نکته مهم تر آن است که پشت این گفتار موجی از خشونت و عصبیت نهفته شده است، زیرا قطعا رده های نظامی کودتای ۸۸ بهتر از همه می دانند که میر حسین موسوی بر مدار حقیقت موجی آفرید که بنیان های فساد را در جامعه تکان داد مهم تر آنکه مشخص است که در دل این خشونت کلامی، خشونت فیزیکی و حذف مخالفان نیز وجود دارد.

وحدت یا تفاهم

حوزویان خصوصاً تندروهای آن لازم است برتری جویی و زیاده خواهی و دخالت بیمورد در امور دانشگاه را رها کنند و اگر می خواهند این تفاهم ادامه داشته باشد و محکمتر شود حقوق دانشجو و دانشگاه را رعایت نمایند و بدون شک داشگاه هم همینطور. وحدت دانشگاه و حوزه یک وحدت حقیقی و واقعی نیست و تنها تفاهم و ائتلافی از روی اضطرار است و هر دو می بایست بر تقویت این تفاهم همت گمارند. جای بحث در وحدت دانشگاه و حوزه بسیار است و جزئیاتی وجود دارد که هر یک در جای خود می تواند عامل گسست و یا تقویت باشد ولی این مقال فقط کلیت موضوع را در نظر داشته و از ورود به جزئیات خودداری شد.

میلاد رحمت

دردمندانه باید گفت که در جهان امروز از آیین این پیامبر بزرگ، شمشیری هراسناک ساخته‌اند و این شمشیر در دست برخی مسلمانان منعصب و جاهلی است که بر سر هم‌کیشان خود فرود می‌آورند. در نتیجه اسلام‌هراسی را در جهان رواج داده‌اند. اسلامی که فرصت زیستن را برای همه بشریت فراهم ساخته، و سایر ادیان و فرق و مذاهب را به‌رسمیت شناخته است، در این روزگار عرصه برای زیستن پاره‌ای از مسلمانان هم تنگ گشته است. در آن روزگار مردم خسته از حاکمان خود از ایران و روم به آیین اسلام شتافتند و پیام محمد را پذیرا شدند تا از ستم شاهان و راهبان و کاهنان و موبدان رهایی یابند؛ اما در این زمان مردم برخی از کشورهای اسلامی برای خلاصی از ستم حاکمان مستبد، و عالمان متعصب توشه مهاجرت بر دوش داشته و روانه و راهی دیار غیر مسلمانی می‌شوند.

وحدت و یکپارچگی واقعی مسلمانان جهان

برادری اسلامی تا حدّ همدردی، شرکت در سود و زیان اجتماعی و بالاخره یگانگی به‌جای بیگانگی بالا می‌رود. برادری اسلامی این است که اگر در هر گوشه جهان به یک فرد یا یک گروه از مسلمانان تجاوزی شود یا ستمی رود یا آسیبی رسد همه مسلمانان جهان آن را تجاوز و ستم و آسیب به خود بشمارند و در برابر آن عکس‌العمل مناسب نشان دهند. وقتی سخن از این نوع برادری اسلامی به میان آید تصدیق می‌کنید که باید با کمال تأسف اعتراف کرد که بهره ما از آن ضعیف است و باید به تقویت آن پرداخت