• صفحه اصلی
  • » کینه‌ای که بیم آن می‌رود به زودی به «بذر هویت» آن‌ها تبدیل شود...

» کلمه

کینه‌ای که بیم آن می‌رود به زودی به «بذر هویت» آن‌ها تبدیل شود

از میان این بچه‌ها روزنامه‌نگار، هنرمند، کارآفرین، فعال اجتماعی و سیاستمدارانی منتقد، حاضر و بازیگر بیرون خواهد آمد؛ چه دستگیر شوند و چه آزاد باشند!
کاشفان فروتن شوکران از دل همین بچه‌ها بیرون خواهد آمد، اما با دستگیری‌شان و ادامه‌ی این روند بی‌خردانه، آن‌ها به زودی بزرگ‌ترهایی خواهند بود که ما با دست‌های خودمان در دلشان تخم کینه کاشته‌ایم.

راه غلط، راه ناگزیر؛ شعار غلط، شعار ناگزیر

رفتارهای نادرست حکومت که هیچ حق اعتراضی برای شهروندان‌اش قائل نیست، در کنار بی‌توجهی نخبگان و حتی جریانات اصلاح‌طلب به این حق اساسی مردم، از بزرگترین عوامل بدل شدن «راه غلط» به یک «راه ناگزیر» بوده است. به گونه‌ای که امروز هر معترضی حق دارد در پاسخ به انتقادات ما بگوید: «مگر راه قانونی و مسالمت‌آمیزی هم برای بیان اعتراض وجود داشت»؟

به‌کدام سو می‌رویم؟

اما از دید من، مهم‌ترین موضوع این است که «خیابان»، به‌عنوان تنها حیطه‌ی کنش‌گری جمعی در شهر، تعیین‌کننده‌ترین عرصه‌ی زورآزمایی کانون‌های قدرت در ایران معاصر است؛ از قدرت‌های دینی، تا دنیوی، همگی نهایتاً در خیابان به‌نزاع می‌پردازند، و همه‌ی عرصه‌های دیگر ِ منازعه‌ی کانون‌های قدرت مردمی و غیر آن، در نسبت‌شان با خیابان معنی می‌یابند: پاسخ حضور هفت‌ماهه‌ی جنبش سبز در خیابان‌های تهران، نمایشی بود که با ضرب‌وزور در نهم دی‌ماه اجرا کردند، و وقتی در ۲۵ بهمن‌ماه سال بعد، دیدند نتوانسته‌اند آتش خشم مردم را خاموش کنند، و هم‌چنان خیابان در تسخیر این جنبش است، چاره‌ی کار را در حصر رهبران آن دیدند، تا خیابان‌ها موقتاً آرام شود

فریادهای آیت‌الله خامنه‌ای بر سر “خود”

تحلیلگران می‌گویند بخشی از سخنان امروز رهبری گلایه‌ای خشمگین و ناامید از احمدی‌نژاد بود. راستش تفاوتی نمی‌کند حرف‌هایش علیه چه کسی بود؛ او بر سر «خود» فریاد می‌کشید و تمام انتقادهایش، حدیثِ نفس بود؛ حتی اگر به جای خودشکَنی، مُشت بر آینه می‌نواخت و قابی را می‌شکست که او را بی‌نقاب نشان می‌داد

باید دوران دو سَر خوری ها پایان پذیرد

در هشتاد وهشت و پس از اعمال حصر در بهمن هشتاد و نه برخی از مسئولین به نام مصلحت ملّی صحبت‌هایی علیه معترضین بیان ‌کردند که البته بر کسی پوشیده نبود حفظ منافع شخصی در میان بود، نه مصالح ملّی. با این وجود باید تصریح کرد هشت سال بعد سخن گفتن عضو مؤثر شورای شهر علیه مردم معترض ـ همانانی که در عاشورای هشتادوهشت زیر چرخ ماشین نیروی انتظامی جان باختند به هیچ وجه قابل قبول و قابل اغماض نیست

سبکی تحمل‌ناپذیر هستی

باور کن گاهی اینقدر احساس سبکی می‌کردم که موقع رد شدن از خیابون به خودم می‌گفتم اگه ماشین بهم بزنه، میرم آسمون و دیگه به زمین برنمی‌گردم! یا این حس مداوم و همیشگی که حس می‌کنم همه‌چیز رو دارم خواب می‌بینم و واقعیت پیرامونم هیچ سنگینی و وزنی نداره.. اگه بخوام حرفم رو دقیق بزنم اینطور میشه که حس می‌کنم نقاط اتصال و چفت و بست‌هام به دنیای پیرامون و اطرافیان موقتی و غیرضروریه؛ یعنی میشه این اتصالات رو باز کرد و دوباره بست! البته این اتصالات اصلاً کم نیست، یعنی حس می‌کنم از نقاط زیاد و نقش‌های زیاد و انسان‌های زیادی به دنیا وصلم، یعنی تلاش زیادی برای بازی کردن، حرف زدن، ارتباط گرفتن و نوشتن به کار می‌برم اما دقیقاً به همین دلیل که حس می‌کنم این اتصالات قابل باز شدنه همه چیز به نظرم بازی می‌رسه. البته شاید کسی بپرسه خب اگه این اتصالات از انسان جدا بشه اونوقت چطور میشه؟ یعنی اگه ما نخواهیم بازی کنیم و خودمون رو به نقش‌ها بسپریم، وضعیت چطوره؟ این سئوالیه که نگاه و ادعای من رو با بعضی نگاه‌های دیگه متفاوت می‌کنه. یعنی من برعکس نگاه‌هایی که معتقدند انسان‌ها چیزی اصیل و ذاتی درون خودشون دارن که اگه نقش‌ها رو به کنار بگذارند به اون می‌رسند، معتقدم که اگه نخواهیم بازی کنیم، هیچی نیستیم!! یعنی هر چه که انسان هست و ویژگی او به شمار می‌آد، دقیقاً همین نقش بازی کردنه! یعنی در اعماق وجود ما هیچ نقش، احساس، دستور یا قاعده‌ٔ اصیلی نیست که ما بخواهیم بهش تسلیم بشیم و یا کشفش کنیم! این وضعیتیه که نیچه با تعبیر «سطحی‌ بودن از فرط ژرف‌اندیشی» بهش اشاره می‌کنه و می‌گه: «همهٔ انسان‌های عمیق از اینکه توانسته‌اند همانند ماهیان جهنده در بالای امواج جست و خیز کنند احساس رستگاری می‌کنند، آنها تصور می‌کنند بهترین جای هر چیز سطح آن است؛ یعنی بشرهٔ آن.»

شانزده آذر تکرار شد؛ تکثیر شد

۱۶ آذر تکرار شد این بار در خوابگاه طرشت و باز تکرار شد، این بار ۲۵ خرداد ۸۸ و باز حرمت دانشگاه و دانشجو نگه داشته نشد. دانشگاه سبز باقی ماند تا رسید به ۱۶ آذر و باز تکرار تمام ۱۶ آذرها، این بار حیله و دغل همراهش شده بود.

تصمیم یا تصویب

بنابراین جناب ضرغامی باید می‌گفتند دبیر و رئیس «تصمیم» گرفتند نه آنکه بگوید در آن شورا «تصویب» شد چراکه تصویب به دنبال رأی دادن یا اجماع حاصل از اعلام موضع حاصل می‌گردد.

بسیج مدرسه عشق است

سوال امروز و ابهامی که شاید وجود دارد این است که آیا بسیج امروز همان بسیج دیروز است؟ چرا عده ای نفوذ کرده اند و جوانان این کشور را به سمت و سویی سوق دادند که بسیج شد حامی فردی مانند احمدی نژاد و چفیه را بر گردن او انداختند و ارزشهای بسیج و بسیجی را در پای ابتذال اخلاقی و فرهنگی و دریدگی و هوچی گری فردی چون احمدی نژاد و یاران منحرفش قربانی کردند؟

بدعت وحید

بعد دیگر ماجرا بحث بار سنگین حرمت شرعی لعن کردن مومن است که چند تن از نویسندگان و علما نیز بدان پرداختند. لابد کسی مثل آقای وحید حقانیان، اقلا به واسطه نزدیکی به رهبری از حرمت لعنت کردن مومن مطلع است و می‌داند آنهایی هم که استثنا قائل شده‌اند با شرایطی برای مومن فاسق یا متجاهر به فسق استثنا قائل شده‌اند. علاوه بر این که بزرگان علما مکرر بر دوری از لعن و مخصوصا لعن مومن تاکید کرده‌اند که به‌عنوان مثال خوب است از کتاب اخلاق مرحوم سید عبدالله شبر این را به یاد بیاوریم که نوشته ‌است: «لعنت فرستادن ناپسند است اگرچه به حیوان یا جمادی باشد.» و از رسول خدا‌(ص) نقل کرده که «لعنت و غضب خدا را برای یکدیگر نخواهید.» باید پرسید آقای وحید حقانیان از این احکام و توصیه‌ها بی‌خبر است یا خدای ناکرده این ‌قدر آشکار به محرمات شرعی بی‌اعتناست و یا دلیل دیگری باعث ‌شده که در این مورد خاص همه اینها را نادیده بگیرد؟

آقای نجفی نگران دلسرد شدن مردم از صندوق رای نیستید؟

برخی عملکردهای آقای نجفی و شهرداری تهران در زمینه مقابله با فساد ساختاری در شهرداری کاملا محسوس و قابل تقدیر است اما به آقای نجفی باید یادآور شویم بهترین برنامه‌ها اگر مدیرانی پاک دست، متخصص و توانمند مجری آن نباشند راهی جز همان روال‌های سابق را نخواهد پیمود و قطعا به سرمنزل مقصود نخواهد رسید و بیشتر از اینکه بتواند باری از دوش مردم بردارد آخرین روزنه‌های امیدشان به اصلاح امور را ناامید می‌سازد. زمانی که مردم با گذر از هفت‌خوان دولت موازی و شورای نگهبان با رایشان جریانی را از صحنه مدیریت بخشی از کشور حذف می‌کنند دل خوش می‌دارند که رفتارشان و عملکردشان و اعتمادشان به صندوق‌های رای موثر و مثمرثمر بوده است اما انتصاب افراد سرشناس و شناخته شده همان جریان در همان مناصب به معنی تفهیم این موضوع به مردم است که رای آنها تاثیری ندارد و تلاش مردم بی‌فایده بوده است.

سلبریتسم و زورخانه های قفل زده شده زلزله کرمانشاه

به سلبریتیسم فکر کنیم. اگر در دنیا ، سلبریتی موجودیتی است که فضای خصوصی‌اش را به تسخیر رسانه در می‌آورد و در مقابل، گاه چهره‌ی سنگی‌اش به درد جمع کردن کمک برای بحران هاییتی یا سیل پاکستان می‌خورد و پشتش مشاورانی هستند که کاری می‌کنند و چهره شان دیده نمی‌شود. در ایران سلبریتی موجودی است که فضای خصوصی خودش و ما را توامان به خطر می‌اندازد و مشاوری ندارد، و میل دارد فرهنگ شهری خودش را به هر جایی که می‌رسد تزریق کند …همین است که اشتباه پشت اشتباه روی می‌دهد. ما مردم اما حواسمان باشد یکی دو ماه دیگر که تب سلبریتی ها به عرق بدل شد و رفتند سر موضوع جنجالی بعدی برای چهره‌تر شدن، این مردم زلزله زده و سرما می‌مانند و اضطراب و خستگی و البته …زورخانه‌های قفل زده شده تا ابد.

پادزهر زلزله

مروری بر رسانه ها نشان می دهد پس از هر زلزله و سانحه ای مانند سیلاب و آتش سوزی پلاسکو و… سیل تسلیت گویی از سوی مسئولان کشوری تا مردم روان می شود. عزای عمومی اعلام می گردد. برخی انتقاد می کنند که چرا چنین و چنان است. درباره اینکه سازه ها مشکل دارند و باید از تکرار آن جلوگیری شود و درباره سوء مدیریت ها و دهها مسئله دیگر بحث راه می افتد اما با کمال شگفتی هربار این داستان تکرار می شود و حالتی کمیک- تراژیک به خود گرفته است. گویی اساسا همه این حوادث روی داده بودند تا چند صباحی سوژه رسانه ها و مسئولان و شعر سرودن و مقاله نوشتن و خودنمایی ها و غیره گردد

آینه‌ی زنگار زدوده

من مسکن مهر تخریب شده را به چشم دیدم. شبیه بود به لوکیشن فیلم‌های آخرالزمانی. این اما یک سوی مساله است. در خلال خبرهای مسکن مهر کسی انگار به یاد نسپرده که بیمارستان یکی دو سال ساختِ سر پل چطور عین قوطیِ حلبی ای در هم شکسته بود. به چشم دیدم که مردانِ جنگ دیده چطور با هول و ولا خود را به درون ساختمان نیمه مخروب رساندند تا لوازم دیالیز را بیرون کشند. از یادها رفته که بیمارستان اسلام آباد در شهری که تقریبا تخریب دیگری نداشته چطور فروریخته است… حال آنکه این بیمارستان تنها یک سال پیش افتتاح شده

صداقت رمز اعتماد به پیامبران

رمز موفقیت هر پیامبری در دو خصلت صداقت و امانتداری نهفته است. پیغمبری که با مردم صادق نباشد و در امانت خیانت کند، هرگز نمی تواند «اعتماد مردم» را که بزرگترین سرمایه پیامبران الهی است، جلب کند. کسی که واسطه خدا با مردم است و از آسمان خبر می آورد و مسئولیت هدایت خلق را بر عهده دارد، مگر می تواند بدون جلب اعتماد مردم موفق شود؟! / دروغ و دروغگویی نباید بابش گشوده شود و الا حدّ یقفی ندارد. دروغ گفتن برای انسانی که باب توجیه برایش باز است ، مرزی ندارد

عکس یادگاری با فاجعه

زلزله یک فاجعه سنگین و ناگهانی است. اما فاجعه آب، از این سنگین‌تر است اما ناگهانی نیست. به همین جهت عواطف‌مان هم تحریک نمی‌شود. کشور خشک و خشک و خشک‌تر می‌شود مردم هم به خوبی و خوشی زندگی می کنند و چند برابر مناطقی که پر آب هستند آب مصرف می‌کنند. این روزهای اندوه، مردم در گفت و گوها و نوشته‌هاشان، گاه خدا را خطاب قرار می‌دهند و به او شکایت می‌برند و گاه دستگاه‌های دولتی را. به خدا شکایت می‌کنند که چرا سبب چنین مصیبتی برای مردمی بی‌گناه و مظلوم و محروم است. به دولت شکایت می‌برند که چرا خوب تدارک نمی‌کند. اما میان خدا و دولت مستقر، چیزی وجود دارد که ما همه از آن غافلیم و آن تقدیر خودخواسته ماست. تقدیری که از کردارها و تصمیم‌ها و نحوه زندگی‌مان در گذر زمان نشات می‌گیرد. هیچ کس اینجا با توجه به مقدورات واقعی و مخاطرات و امکان‌های عینی ما، به یک زندگی جمعی پایدار نمی‌اندیشد. مردم سر از زندگی خصوصی خود بیرون نمی‌کشند، نظام سیاسی هم سر از لاکی که پشت شعارهای دهان پرکن برای خود ساخته است. یکی با زندگی خصوصی خود، فساد می‌کند و زندگی جمعی را به مخاطره می‌افکند و دیگری با تخریب مواریث و امکان‌های عمومی فساد می‌کند.

آقای توکلی تا امروز کجا بودید؟

آقای توکلی ای کاش آن روزها که روزنامه های مستقل و منتقد یکی پس از دیگری بدون طی مراحل قانونی توقیف می‌شدند و روزنامه نگارانشان بازداشت و خانه نشین به این بی‌قانونی ها اعتراض می کردید و خواستار اجرای قانون و اصول قانون اساسی می شدید تا امروز حرفتان باور پذیر شود.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت‎

آقای حسین قدیانی رنجهای درونی متعدد دارد، گاهی فرد از احساس حقارت و کهتری چنان درد می کشد که برای جبران آن بالاجبار دهنش چاک و بست ندارد؛ افسارش هم بدست خودش نیست، گاهی هم بادکنکی باد می شود! و به هوا می پرد و مثلاً احساس مهتری می کند و نمی داند که در حضیض رذالت افتاده است؛ دست خودش نیست، از این افراد هر کاری بر می آید جز انسانیت.!

خشت کج استراتژی انتخاباتی

آیا استراتژی انتخاباتی دو جناح رقیب (اصلاح طلبان و اصولگرایان) در انتخابات هایی که طی چند دهه گذشته در آن شرکت داشته اند، نشانی از چنین لوازم منطقی انتخابات های دموکراتیک داشته است؟ یا واقعیت این است که شهروندان این سرزمین، سال هاست که در هنگامه انتخابات، مجبور به رأی دادن به کسی یا فهرستی شده اند که نه به لحاظ هویتی و نه به لحاظ برنامه شناخته شده نیست، اما برای جلوگیری از به قدرت رسیدن رقیب، باید به او رأی داد؟

امام می‌گفت روحانیت مراقب اتهام استبداد دینی باشد/ اگر شورای نگهبان نمی‌تواند، مجمع تشخیص وارد شود

اندیشمندان و روشنفکران دینی از جمله شخصیت هایی چون شهید مطهری و شهید بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی بر حقوق اقلیت ها تاکید دو چندانی داشته باشند تا جایی که شهید مطهری عنوان می کند که در نظام جمهوری اسلامی حتی مارکسیست ها می توانند در دانشگاه ها کرسی داشته باشند و تدریس کنند و امام عنوان کنند که کمونیست ها در ابراز عقیده خود آزادند و تاکید نمایند که نارضایتی اقلیت ها در جامعه ایران به دلیل آن است که حکومت ها اسلامی نبوده اند و اگر آنها حکومت اسلامی را تجربه کنند، عدالت اسلامی و جایگاه محترم اقلیت ها را در آن شاهد خواهند بود

از خلیج فارس تا سپنتا نیکنام

برخوردهای با مردم و نخبگان از ۷۶ به این سو و در ماجرای کوی دانشگاه و در سال ۸۸ از یادها نخواهد رفت. خلیج فارس با فارسیان و ایرانیانش خلیج فارس است و اگر همین مردم با انواع اتهامات از فتنه‌گر تا جاسوس و خائن و انگلیسی و رای حرام و … تقسیم‌بندی شوند و غیر‌خودی نامیده شوند؛ یک مکان جغرافیای با پیشینه تاریخی متعلق به چه کسانی خواهد بود؟ چرا مردم در رایی که می دهند و آنچه را که مطالبه حداکثری آنهاست مورد قبول واقع نمی شوند و در ماجرای خلیج فارس همین مردم به وحدت فراخوانده می شوند و از احساسات آنها به نفع خود سود می برند. اینکه ترامپ خلیج فارس را عربی می خواند و همه بسیج می شوند خوب است اما برای اسلام و انقلاب و ایران خالصانه دل بسوزانید، سپنتا هم فرزند همین خلیج فارس است و اگر بیشتر از شما در مورد خلیج فارس تعصب نداشته باشد قطعاً به حکم ایرانی بودن کمتر از حضرات که تعصبتان فقط در بعضی جاها گل می کند نیست، اقلیتها در این کشور حقوقی دارند که باید مراعات شود، در انقلاب همپای سایرین حضور داشته اند در جنگ نحمیلی در جبهه حاضر و شهید داده اند و متعلق به همین آب و خاک هستند، باید به آنها احترام گذاشت و حقوق شهروندی آنها را محترم شمرد، مردم به آنها اعتماد کرده اند و به اعتماد مردم هم باید احترام نهاد.

آمریکا نمی‌تواند هیچ غلطی بکند/همه غلط‌ها را خودمان داریم می‌کنیم!

شاید بگویید به تو چه؟ چرا تو حرص می‌خوری و برای خودت دردسر درست می‌کنی؟ خواهم گفت که اتفاقا این موضوع به همه ما و هر کسی که سرسوزنی غیرت برای دین و اسلام و پیامبر و امام حسین داشته باشد مربوط است چون همه این خطاها و ناشی‌گری‌ها به اسم دین تمام می‌شود و از تزریق واکسن تا منع زنان از حضور در ورزشگاه‌ها، آقایان همه جا پای خدا و دین را به میان می ‌کشند!جمهوری اسلامی ملک طلق این وزیر یا آن رییس سازمان یا فلان آیت الله و بهمان حجت الاسلام نیست بلکه میراث خون دل ها و مجاهدت های امام راحل است که با پایمردی و صلابت رهبری و جانفشانی مجاهدانی چون محسن حججی پیش آمده و پایدار مانده و به همین دلیل نمی شود در مقابل نادانی های برخی کج فهم و کج رفتار سکوت کرد و بی تفاوت نشست. با صدای بلند و بدون تعارف به عنوان یک مسلمان انزجار خود را از این شیوه فهم دین و از این نوع حکومتداری به نام دین اعلام می کنم و معتقدم سکوت و بی اعتنایی از سر عافیت طلبی و ترس با اساس روحیه انقلابی و اعتقاد دینی تعارض و منافات دارد.

هدف واقعی احکام ناموجه اخیر

صدور این احکام در شرایطی که هیچ نشانی از تنش و ناامنی دیده نمی شود و این عزیزان نیز گامی برخلاف قانون و مصالح ملی برنداشته اند، ثابت می کند که علت اصلی محکومیت همرزمان این ۷ سیاست ورز سربلند در سال ۸۸ نیز، حوادث و اعتراضات پس از انتخابات آن سال نبود؛ هدف سرکوب و ساکت کردن منتقدان تک صدایی بود و هست.

حسین، اصلاح‌گری که یزید او را فتنه‌گر معرفی می‌کند

ای یزید!
تو فتنه‌گر و آشوبگری که به عهد و پیمان و قانون پایبند نیستی و بر خلاف عهد و پیمان و با ابزاری نامشروع حکومت را در دست گرفته‌ای!
تو فتنه‌گری که به رای و نظر مردم توجه نمی‌کنی و با زور برای خود بیعت می‌گیری و آنان را مجبور به تسلیم می‌کنی!
تو فتنه‌گری که هیچ مخالفی را بر نمی‌تابی و هر آن کس را که مخالف خود بپنداری، از دم تیغ می‌گذرانی و یا به زندان و تبعید می‌فرستی و هر صدای مخالفی را در گلو خفه می‌کنی!
تو فتنه‌گری که برای حکومت خود از هر وسیله و ابزاری استفاده می‌کنی و با دروغ و حیله و فریب بر مردم حکومت می‌کنی و حق را باطل و باطل را حق جلوه می‌دهی!
تو فتنه‌گری که اخلاق و اصول اخلاقی در حکومت تو جایی ندارد و برای رسیدن به اهداف خود به هر عملی دست می‌زنی!
تو فتنه‌گری که دین و دیانت مردم را بازیچه‌ای برای قدرت خویش قرار داده‌ای، از کتاب خدا وسنت پیامبر او تنها به عنوان ابزار استفاده می‌کنی و در عمل هیچ پایبندی به آنها نداری!

در نکوهشِ خود حق پنداری

با گذشت زمان و به مرور فهمیدم:‏
‏۱- مطلق انگاری چه مثبت و چه منفی آن اشتباه است.
۲- قضاوت نسبت به عملکرد دیگران کاری بسیار مشکل و پیچیده است و لذا امروز هم ‏ نمی توانیم نسبت به عملکرد گذشتگان به راحتی نیت خوانی کرده، حمل به صحت و ‏یا فساد کنیم.‏
۳- بپذیریم که همه یکسان فکر نمی کنند؛ دیدگاه ها و برداشت ها و جمع بندی ها و ‏‏نتیجه گیری ها نسبت به مسائل میتواند متفاوت باشد.‏
‏۴- لزومی ندارد هر کس با ما نیست، عقد اخوت با دشمن ما بسته باشد.‏
۵- لزومی هم ندارد هر کس مانند ما نمی اندیشد و یا عملکرد متفاوتی دارد، دچار هوی و ‏‏هوس و عافیت طلبی و ده ها اتهام دیگر باشد.‏
‏۶- بهتر بود پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هم از آغاز تا به امروز، با منتقدان و مخالفان، ‏چه در لباس روحانیت و چه دانشگاهی و چه سایر اقشار؛ با گذشت و سعه صدر بیشتر ‏رفتار می شد.‏
‏۷- افراط در همه ی موارد انسان را از جاده اعتدال و انصاف خارج کرده، موجبات خسران را ‏‏فراهم می کند حتی در حبّ و بغض که “حُبّ ٌ الشَّیءِ یُعمی و یُصِمّ”، علاقه به چیزی، ‏‏انسان را کور و کر میکند و درک واقعیات را از او می گیرد‎.

گتوسازی به مثابه ابزار کامیابی خودکامگی

گتوسازی، موجب تفرقه­‌ی میان شهروندان می­‌شود و همین نیز حکومت را برای خودکامگان آسان­‌تر می‌سازد. برای خودکامه، پایداری و شیوع نگاه­‌های ناشی از خشم و تنفر و انزجار شهروندان از یکدیگر کافی است تا با خیالی آسوده، به چپاول‌گری خود مشغول باشد. خودکامه با بهره‌­گیری از ابزارهای زر و زور و تزویر، به صحنه‌­آرایی و تصویرسازی از نظام تحت حکومتش به عنوان قدرقدرتی شکست­‌ناپذیر، پایدار و مقبول اکثریت جامعه مشغول می­‌شود و شهروندان متنفر و متفرق را به حال خود وا می­گذارد تا یا به معیشت خود مشغول باشند یا به عشرت. در همین راستا شهروندان گتوسازی شده، هرگاه که به فکر اصلاح امور جامعه­‌شان بیفتند یا عزم مقاومت در مقابل سیاست­های استثمارگرانه خودکامه کنند، عاجزانه در می‌­یابند که همراهانشان جماعتی متشتت و پراکنده‌­اند که به جز لحظاتی کوتاه، تاب در کنار یکدیگر ایستادن را ندارند.

تخیلات سکسی سردار نجات!

نکته جالب ماجرا بخش‌های تازه‌ایست که هر سال به قصه اضافه می‌شود: ورژنِ امسال در آپدیت سردار نجات می‌گوید: «در میان فتنه‌گران زن‌های بدنامی بودند که هر کدام چند بادیگارد داشتند/‏آنها از وقایع ۸۸ فیلم می‌گرفتند. در خانه‌شان استودیوهای مجهز داشتند و از آنجا فیلم‌ها را برای رسانه‌های غربی می‌فرستادند»

به عنوان یک شاهد

با دیدن اظهارات آقای اژه ای یاد خاطره ای از ایشان افتادم که سال هاست از بازگو کردنش خودداری کرده ام تا مبادا ذره ای شائبه شخصی کردن تلاش های ما متبادر به ذهن شود اما وقتی که دیدم انسان بزرگ و مجتهد وارسته ای چون احمد قابل هم قربانی همین مصایب شد و باز هم از بیم پیش آمدن آن شایبه ها خویشتنداری کرده بودم این بار گمان کردم سخن نگفتن، دلیل بر تنزه طلبی و عافیت پیشگی است و وظیفه حقوق بشری و شرعی من ایجاب می کرد این خاطره شخصی را که اکنون پیامدهای غیر شخصی دارد بازگو کنم.

غدیر، راهی به سوی کمال بشری

مسلمانان به لحاظ فرهنگی از هم گسسته بودند و در حالی که گروهی به ارزش‌های اسلام پایبندی نشان می‌دادند، گروه‌های دیگری نیز هنوز به میراث گذشتگان خود وابسته بوده و مانع انسجام و شکل‌گیری امت یکپارچه بودند. براین پایه از حکمت و لطف الهی به دور بود که با رحلت پیامبراسلام(ص) هدف رسالت مجمل گذاشته شده و اجتماع مسلمین به حال خود رها شود

علیرضا رجایی؛ قربانی بیداد استبداد دینی

مستبدان همیشه در هراسند که حکومت جابرانه‌ی خود را از دست بدهند و نتیجه این هراس دائم ظنین بودن به هر چیز و هر کس است. مستبدان در ذهن خود و عمالشان تئوری توطئه را می‌پروند و با آن مجوز و دستور سرکوب و بگیر و ببند می‌دهند